لیست توصیفنامه ها14 مهر 87 - 08:20 | |
خداوندا
مرا واسطه عشق خود میان آدمیان کن..
تا آنجا که نفرت است عشق را ارزانی کنم..
آنجا که تقصیر وگناه است ببخشایم..
آنجا که تفرقه وجدایی است پیوند بزنم..
آنجا که خطاست راستی را هدیه کنم..
آنجا که شک است ایمان بدهم..
آنجا که نومید است امید شوم..
آنجا که ظلمت است چراغی برافروزم..
آنجا که غم است شادی به پا کنم..............
خداوندا
باشد که بیشتر تسلی دهم تا تسلی یابم..
در پی فهمیدن باشم تا فهمیده شدن..
در پی دوست داشتن باشم تا دوست داشته شدن..
زیرا با دادن است که می گیریم..
با فراموشی خویشتن است که خویشتن را می یابیم..
با بخشیدن است که بخشوده می شویم..
وبا مردن است که زنده می شویم......................
|
7 مهر 87 - 23:34 | |
کاش می شد سرزمین عشق را در میان گام ها تقسیم کرد ، کاش می شد با نگاه شاپرک عشق را بر آسمان تفهیم کرد ، کاش می شد با دو چشم عاطفه قلب سرد آسمان را ناز کرد ، کاش می شد با پری از برگ یاس تا طلوع سرخ گل پرواز کرد ... |
6 مهر 87 - 11:36 | |
گفتم: كه چیست، فرق میان، شراب وآب ,
كه این یك ، كند خنك دل و آن یك ،كند كباب ,
گفتا : كه آب : خنده ی عشق است در سرشك ,
لیكن شراب ، نقش سر شك است در سراب ..
|
25 شهریور 87 - 05:52 | |
دل من دیر زمانی ست که می پندارد: " دوستی " نیز گلی ست، مثل نیلوفر و ناز ، ساقه ترد ظریفی دارد. بیگمان سنگدل است آنکه روا میدارد ،جان این ساقه نازک را ـ دانسته ـ بیازارد! در زمینی که ضمیر من و توست ، از نخستین دیدار ، هر سخن ، هر رفتار، دانه هائی ست که می افشانیم ، برگ و باری ست که می رویانیم آ ب و خورشید و نسیمش " مهر " است. گر بدانگونه که بایست به بار آید، زندگی را به دل انگیزترین چهره بیاراید. آنچنان با تو در آمیزد این روح لطیف ، که تمنای وجودت همه او باشد و بس، بی نیازت سازد، از همه چیز و همه کس، زندگی گرمی دلهای به هم پیوسته ست ، تا در آن دوست نباشد همه درها بسته ست. در ضمیرت اگر این گل ندمیده ست هنوز ، عطر جان پرور عشق ، گر به صحرای نهادت نوزیده ست هنوز ، دانه ها را باید از نو کاشت، آب و خورشید و نسیمش را از مایه جان ، خرج می باید کرد ، دوست می باید داشت! با نگاهی که در آن شوق بر آرد فریاد ، با سلامی که در آن نور ببارد لبخند دست یکدیگر را ،بفشاریم به مهر ،جام دلهامان را ، مالامال از یاری و غمخواری بسپاریم به هم ، بسرائیم به آواز بلند : _ شادی روی تو ! ای دیده به دیدار تو شاد باغ جانت همه وقت از اثر صحبت دوست تازه ، عطر افشان گلباران باد... |
24 شهریور 87 - 07:14 | |
زندگی را می توان درغنچه ها تفسیر کرد / با نگاه سبز باران عشق را تعبیر کرد / زندگی راپر ز احساس کبو تر ها نمود / کینه را با نگاه ساده ای زنجیر کرد / همچو شبنم چشم را درچشم شقایهاگشود / طرح یک لبخند را بر برگ گل تصویر کرد / زندگی را می توان در خلوت هر صبحدم / با وضوئی با دعایی با خدا تقدیر کرد / کاش میشد لحظه ها را قاب کرد / روزهای تیره را خواب کرد..... |
17 شهریور 87 - 18:38 | |
سلام و ممنون از توجه شما
خیلی زیبا بود و من بسیار خوشحال شدم
براتون ارزوی سلامتی و بهروزی دارم |








