لیست توصیفنامه ها18 مهر 87 - 09:21 | |
می توان در کوچه های زندگی ..
پاسخ لبخند را با یاس داد ..
می توان جای غروب عشق را ..
به طوع ساده احساس داد ..
می توان در خلوت شبهای راز ..
فکر رسم آبی پرواز بود ..
می توان با حرفی از جنس بلور ..
شوق را به هر دلی دعوت نمود..
می توان در آرزوی کودکی ..
با حضور یک عروسک سهم داشت ..
می توان گاهی به رسم یاد بود ...
در دلی یک شاخه نیلوفر گذاشت ..
می توان از شهر شب بو ها گذشت ..
عابر پس کوچه های نور بود ..
می توان همسایه مهتاب شد ..
فکر زخم غنچه ای رنجور بود ..
می توان با لطف دست پنجره ..
مهربان گنجشکها را دانه داد ..
می توان وقتی خزان از ره رسید ..
یک کبوتر را به کنجی لانه داد ..
می توان در قلب های بی فروغ ..
لحظه ای برقی زد و خورشید شد ..
می توان در غربت داغ کویر ..
آن ابری که می بارید شد................
|
17 مهر 87 - 14:58 | |
یه دوست خوب
با معرفت
باحال
با جذبه
من كه خیلی دوستش دارم هوارتا
راستی خیلی هم مهربون هست
خلاصه نبینم كسی داره بهش چپ نگاه میكنه ها
|
17 مهر 87 - 08:09 | |
مبادا آسمان بی بال و بی پر..
مبادا در زمین دیوار بی در ..
مبادا هیچ سقفی بی پرستو ..
مبادا هیچ بامی بی کبوتر ......
|
14 مهر 87 - 08:20 | |
خداوندا
مرا واسطه عشق خود میان آدمیان کن..
تا آنجا که نفرت است عشق را ارزانی کنم..
آنجا که تقصیر وگناه است ببخشایم..
آنجا که تفرقه وجدایی است پیوند بزنم..
آنجا که خطاست راستی را هدیه کنم..
آنجا که شک است ایمان بدهم..
آنجا که نومید است امید شوم..
آنجا که ظلمت است چراغی برافروزم..
آنجا که غم است شادی به پا کنم..............
خداوندا
باشد که بیشتر تسلی دهم تا تسلی یابم..
در پی فهمیدن باشم تا فهمیده شدن..
در پی دوست داشتن باشم تا دوست داشته شدن..
زیرا با دادن است که می گیریم..
با فراموشی خویشتن است که خویشتن را می یابیم..
با بخشیدن است که بخشوده می شویم..
وبا مردن است که زنده می شویم......................
|
7 مهر 87 - 23:34 | |
کاش می شد سرزمین عشق را در میان گام ها تقسیم کرد ، کاش می شد با نگاه شاپرک عشق را بر آسمان تفهیم کرد ، کاش می شد با دو چشم عاطفه قلب سرد آسمان را ناز کرد ، کاش می شد با پری از برگ یاس تا طلوع سرخ گل پرواز کرد ... |
6 مهر 87 - 11:36 | |
گفتم: كه چیست، فرق میان، شراب وآب ,
كه این یك ، كند خنك دل و آن یك ،كند كباب ,
گفتا : كه آب : خنده ی عشق است در سرشك ,
لیكن شراب ، نقش سر شك است در سراب ..
|









