لیست توصیفنامه ها25 آبان 87 - 13:21 | |
مثل ساحل آرام باش ...
تا دیگران مثل دریا بی قرارت باشند ...
|
24 آبان 87 - 17:50 | |
اسم ترا پرنده گزاشتم
از سفر که امدی لحجه ی چشمانت بوی اسمان می داد
عاشق شده
وگرنه ادبیات چشمت را حراج نمی زدی
من هم کودک بودم ونمی دانستم
برای دل بردن از تو
پیراهن ابی بپوشم وروسری گلدار
نه فرق جغرافیای نگاهمان را نمی فهمیدم
همین که اهل این کوچه ای کافیست
سلامم برایت دست تکان دهد
پرنده شدنت را گفتم
همیشه خلاف اسمان خانه ام هوایی شدی
امسال هم حساب دلی را که می بری دارم
دست بکش می فهمی پیشانی ام چند ساله شده
وتو هیچ اردیبهشتی یادت نبود
من دل نمی گنم
میدانم خدا بند دلم را دست تو داد ترا دست آسمان
همین است که فراموش می کنم آسمان این شهر پراز پرنده است
دانه بپاشی فرق تو با خدا را نمی فهمند
|
23 آبان 87 - 11:41 | |
عشق ورزیدن خطاست " حاصلش دیوانگی ست " عشق ها بازیچه اند " عاشقان بازیگر
این بازی طفلانه اند " عشق کو ؟!
عاشق کجاست ؟! معشوق کیست ؟! حبس نفس است که عشقش خوانده اند " آنکه می میرد
" زشوق دیدن امروزها " وآنکه
می سوزد " زبرق چشم عالم سوزها " گر بیاید دلبر تازه تری " عشق عالم سوز
خاموش می شود " چهره ما هم فراموش می
شود
|
22 آبان 87 - 21:21 | |
افلاطون : ناتوان ترین مردم آن است که نتواند سرّ خویش را نگه دارد ، نیرومندترین مردم آن است که خشم خویش نگه دارد . از همه صابرتر کسی است که تهی دستی را کتمان کند و از همه قانع تر کسی است که به آنچه میسّر شود بسازد |
18 آبان 87 - 23:25 | |
تو بارون که رفتی شبم زیر و رو شد
یه بغض شکسته رفیق گلو شد
تو بارون که رفتی دل باغچه پژمرد
تمام وجودم توی آینه خط خورد
هنوز وقتی بارون تو کوچه میباره
دلم غصه داره ، دلم بی قراره
نه شب عاشقانس ، نه رویا قشنگه
دلم بی تو خونه ، دلم بی تو تنگه
یه شب زیر بارون که چشمم به راهه
میبینم که کوچه پر نور ماهه
تو ماه منی که تو بارون رسیدی
امید منی تو شب نا امیدی |
18 آبان 87 - 11:40 | |
من دلم می خواهد
در دم صبح بهار
شاخه ای از گل یاس
بوته ای از گل نرگس
بغلی از گل سرخ
همه را برگیرم
و بسازم سبدی از پر طاووس سپید
تا دهم هدیه به آنان که نوازش دادند
غنچه عشق و وفاداری را....
|








