لیست توصیفنامه ها20 تیر 87 - 17:22 | |
در آینه ی پر فروغ نگاهت در اعماق سکوتت تنها محبت رامی بینم مهر تو در ذره ذره وجودم رخنه کرده سکوت زندگی ام را شکسته و حقیقت را به من نشان داده و حالا به پاکترین و مقدس ترین دوستی های دنیا قسم می خورم دوستت دارم، دوست ندارم بگویم دوستت دارم دوست دارم احساس کنی که دوستت دارم
|
12 تیر 87 - 12:49 | |
تـــو کـیـسـتـی کـه مـن اینگـونـه بیتو بـیتـابـم شــب از هــجــوم خیــالــت نـمــیبــرد خــوابــم تـــو کــیـسـتـی کـه مـن از مـوج هـر تبسـم تــو بـــســان قــایــق ســرگــشــتــه روی گـــردابــم مــــن از کــــجـــا ســر راه تـــــو آمـــدم نـــاگــاه چــه کـــرد بــا دل مــن آن نـــگـــاه شـیـــریــن آه تــو دوردســت امیــدی و پــای مـن خسته است چـراغ چشم تو سبز است و راه من بسته است تـــو آرزوی بـــلـــنـــدی و دســـت مـــن کــــوتــاه مــدام پــیـش نـگـــاهــی مـــدام پــیــش نــگــاه چــــه آرزوی مــحــالـیاسـت زیــســتــن بــا تــو مـــرا هـمـیــن بـگـذارنـــد یــک ســخـــن بــا تــو |
12 تیر 87 - 12:43 | |
^^^^^^######^^^^^^^^^^^^^######^^^^^^^^ ^^^^^#####^^^^^^^^^^^^^^^^^######^^^^^^ ^^^^####^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^#####^^^^^ ^^^####^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^#####^^^^ ^^####^^^^^####^^^^^^^^^###^^^^^###^^^^ ^^###^^^^^######^^^^^^^###^^^^^^####^^^ ^####^^^^^######^^^^^^###^^^^^^^^###^^^ ^###^^^^^^^####^^^^^^###^^^^^^^^^####^^ ^###^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^###^^ ^###^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^###^^ ^###^^^^##^^^^^^^^^^^^^^^^^##^^^^^###^^ ^###^^^^###^^^^^^^^^^^^^^^^##^^^^####^^ ^####^^^^###^^^^^^^^^^^^^^###^^^^###^^^ ^^###^^^^####^^^^^^^^^^^####^^^^####^^^ ^^####^^^^#####^^^^^^^#####^^^^^###^^^^ ^^^####^^^^###############^^^^#####^^^^ ^^^^####^^^^^###########^^^^^#####^^^^^ ^^^^^#####^^^^^^^^^^^^^^^^^######^^^^^^ ^^^^^^#########################^^^^^^^^ |
12 تیر 87 - 12:41 | |
لبخند چشم تو در من ، وجود خدا را آواز می دهد. در جسم من ، تمامی روح حیات را پرواز می دهد جان مرا ، - كه دوریت از من گرفته است - شیرین و خوش ، دوباره به من باز می دهد. |
12 خرداد 87 - 20:11 | |
كاش بودی تادلم تنها نبود تا اسیر غصه فردا نبود كاش بودی تا برای قلب منزندگی اینگونه بی معنا نبود كاش بودی تا لبان سرد من قصه گوی غصه غمها نبود كاشبودی تا نگاه خسته ام بی خبر از موج واز دریا نبود كاش بودی تا زمستان دلم اینچنینپرسوز وپرسرما نبود كاش بودی تا فقط باور كنی بعد تو این زندگی زیبا نبود |
2 خرداد 87 - 14:12 | |
چشمهایت را در چشمهایم خیره کردی و آهسته گفتی دوستت دارم در آن هنگام که در دلم فریاد می زدم من هم دوستت دارم بیشتر از آن چه که فکرش را می کنی اشکهایم بی اختیار روانه گونه هایم شدند سرت را آهسته بر روی شانه هایم گذاشتی موهایت را نوازش کردم لبانم را بر لبانت نزدیک کردم و بوسه گرمی از لبانت چیدم ، دستهای گرمم را در دستهای سرد و لطیفت فشار دادم گفتم... می دانی می خواهم تا خود سپیده صبح در آغوشت باشم و برای همیشه در کنار هم باشیم.... عطر نفسهایت را نزدیک نفسهایم احساس کنم ستاره ها در آسمان چشمک زنان جشن با شکوهی را آغاز کردند... همه جا تاریک بود قطرات باران یکی یکی و خیلی آهسته صورتمان را نوازش می داد پرنده خوش آوازی بر شاخه درخت نشست تــو به آسمان نگاهی کردی و من همان طور که در چشمهایت خیره شده بودم لبخند زنان فریاد زدم نــــگاه کن نـــگاه کن ...! پرندگان زمستانی چگونه در دل من خود را گرم می کنند و ماه نیمه٫ در طراوت روحم٫ نیمه دیگر خود را می جوید ببین... چگونـــه تـــو را دوســـت دارم که آفتاب یخ زده در رگ هایم می خزد و در حرارت خونم پناهی می جوید دوستــــت دارم |









