تبلیغات


__
لیست توصیفنامه ها
24 مرداد 87 - 15:45
خوشبختی توپی است که وقتی می رود به دنبالش می دویم و وقتی می ایستد به آن لگد می زنیم
24 مرداد 87 - 14:12
چون زلف توام جانا در عین پریشانی چون باد سحرگاهم در بی سر و سامانی من خاکم و من گردم، من اشکم و من دردم تو مهری و تو نوری، تو عشقی و تو جانی خواهم که ترا در بر بنشانم و بنشینم تا آتش جانم را بنشینی و بنشانی ای شاهد افلاکی در مست و در پاکی من چشم ترا مانم تو اشک مرا مانی در سینهی سوزانم مستوری و مهجوری در دیدهی بیدارم پیدایی و پنهانی من زمزمهی عودم، تو زمزمه پردازی من سلسلهی موجم، تو سلسله جبنانی از آتش سودایت دارم من و دارد دل دلقی که نمی بینی دردی که نمی دانی دل با من و جان بی تو، نسپاری و بسپارم کام از تو و تاب از من، نستانم و بستانی ای چشم رهی سویت، کو چشم رهی جویه ؟ روی از من سرگردان شاید که نگردانی
8 مرداد 87 - 16:38
ما در هیچ سرزمینی زندگی نمی کنیم، منزل ما قلب کسانی است که دوستشان داریم
5 مرداد 87 - 17:45
همیشه گریه نشانه ی ضعف نیست! گاهی نشانه ی یك بخشش است-گاهی یك فداكاری- گاهی یك ظلم و گاهی هم نمایانگر عظمت یك...عشق
3 مرداد 87 - 10:26
رو سنگ قبرم بنویس اینجا مجال گریه نیست.......هر کی می خواست گریه کنه بهش بگو اون دیگه نیست
2 مرداد 87 - 16:39
اگر آسمان چشمان من امشب اشکباران است خیالی نیست اگر فاصله ی بین من و تو به وسعت روزگاران است خیالی نیست مرا همین بس که عشقت در چهارجوب ویران وجودم پنهان است....
__