تبلیغات


__
لیست توصیفنامه ها
8 مهر 87 - 22:36
یک عمر از این شاخه به آن شاخه پریده‌ام نه پشیمانم، نه خسته. هنوز درخت‌های بی‌شماری می‌شناسم که شاخه سارشان، ابدیت را تداعی می‌کنند! درکت می‌کنم وقتی که در مقابل آیینه، تارهای سپید مویت را می‌کنی! وقتی که سعی می‌کنی فراموش کنی گذر زمان را و اینکه هنوز............. هنوز با عشق بیگانه ای
27 اسفند 86 - 22:51
^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^ ^^^^##^##^^^^^^^^^^^^^#^^^^^^##^##^^ ^^^^##^##^^^^^^^^^^^^##^^^^^^##^##^^ ^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^##^^^^^^^^^^^^^ ^^#^^^^^^^##^^^##^^^^##^^^###^^^^##^ ^##^^^^^^^##^^^^##^^^##^^#^^##^^^##^ ^###########^^^^^######^^##########^ ^^#########^^^^^^#####^^^^^#######^^ ^^^^^^^^^^^^^^^^##^^^^^^^^##^^^^^^^^ ^^^^^^^^^^^^^^^##^^^^^^^^##^^^^^^^^^ ^^^^^^^^^^^^^^##^^^^^^^^##^^^^^^^^^^ ^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^ ^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^ ^^^^^^^^^^^#^^^^^^^#^^^^^^^^^^^^^^^^ ^^^^^^^^^^##^^^^^^##^^^^^^^^^^^^^^^^ ^^^^^^^^^^##^^^^^^##^^^^^^^^^^^^^^^^ ^^#^^^^^^^##^^^^^^##^^##^^^^^^^^^^^^ ^##^^^^^^^##^^^^^^##^^##^^###^^^^^^^ ^###########^^##^^#########^##^^^^^^ ^^#########^^^##^^^########^##^^^^^^ ^^^^^^^^^^^^^##^^^^^^^^^^^###^^^^^^^ ^^^^^^^^^^^^##^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^ ^^^^^^^^^^^##^^^^^^^##^^^^^^^^^^^^^^ رامتین عزیز تولدت مبارک!!
26 اسفند 86 - 23:29
کتاب کهنه بودن سرشار از روزهای تولد است.آدمها به دنیا می آیند تا نشانه خدا باشند .و تو ای نشسته در آغوش لطف خدا . ((میلادت مبارک ))
29 آذر 86 - 11:27
... یلدا : یعنی اینکه یادمان باشد زندگی آنقدر کوتاه است که یک دقیقه بیشتر با هم بودن را باید جشن گرفت... رامتین عزیز یلدات مبارک!
26 آذر 85 - 17:03
به نظرم اصلا آدم مرموزی نیست.هر چند من باهاش آشنا نیستم و فقط چون اددم کرده بود اومدم فایلشو بخونم.و توی فایلش هم چیز عجیب و مرموزی ندیدم.البته شاید چون شغلش رو نگفته همه تصور می کنن مرموزه در صورتی که به نظر من کسی که دوستای زیادی داره اصلا نباید مرموز باشه!
4 آذر 85 - 23:44
زنی از تاریخ من سراغ دریچه ای بارانی می روم که روبه افقی سبز گشوده می شود به پیشواز کبوتری سرخ که از خاکسترش گل می روید من از سمت ستاره ها به پیشواز مردی خواهم رفت که با تمام ابعاد کج و معوج خیالش ، قابل پرستش است و عاقبت به انتظار کسی خواهم ماند که با سکوتش سخن می گوید من کسی هستم که با خود ققنوس سوغات می برد و تنها آرزویش این است که باورش کنند و در پایان قصه ... پشت تمام این دریچه های خیس ، یک افق به سمت پنجره تنهایی من سبز می شود ... وقتی که باران با تمام قطراتش انتظار مرا باور کند . من ثبت خواهم شد در تاریخ: زنی از جنس باران ... خیس خیس ... به ا نتظار مردی بود دستفروش... که در خیابان تلخ تنهایی ، کبوتر سرخ می فروخت . من ثبت خواهم شد ، "در تاریخ" http://hoora.berahma.mihanblog.com/
__