تبلیغات


__
لیست توصیفنامه ها
23 شهریور 87 - 09:29
بابا عكككككككككككككككككككككست منوووووووك كشته ادد كردمت... تایید كن
28 مرداد 87 - 22:08
عشق...صادق بودن با خود در همه حال و صادق بودن با دیگری در همه حال ،گفتن و شنیدن حقیقت و پاسداری از حرمت ان و خود نمایی هرگز..عشق سرچشمه واقعیت است.
28 مرداد 87 - 22:05
عشق ..رسیدن به درکی چنان کامل است که خود را پاره ای از دیگری بدانی او را بپذیری ان گونه که هست ونه به گونه ای که تو می خواهی،عشق سر چشمه پیوند است.
23 مرداد 87 - 22:00
کاروان چون گیسوان پریشان دختری......بر شانه های لخت زمین تاب می خورد......خورشید رفته است و نفسهای داغ شب.........بر سینه های پرتپش اب میخورد.....دور از نگاه خیره من ساحل جنوب...افتاده مست عشق در اغوش نورماه.........شب با هزار چشم درخشان و پر ز خون..........سر می کشد به بستر عشاق بی گناه........نیزار خفته و یک مرغ ناشناس.....هردم ز عمق تیره ی ان ضجه میکشد........مهتاب میدود که ببیند در این میان......مرغکمیان پنجه وحشت چه می کشد.........بر ابهای ساحل شط سایه های نخل.......می لرزد از نسیم هوسباز نیمه شب.........اوای گنگ همهمه قورباغه ها........پیچیده در سکوت پراز راز نیمه شب........در جذبه ای که حاصل زیبای شب است........رویای دوردست تو نزدیک می شود......بوی تو موج می زند انجا به روی اب..........چشم تو می درخشد و تاریک می شود............بیچاره دل که با همه امید و اشتیاق.......بشکست و شد به دست تو زندان عشق من..........در شطخویش رفتی و رفتی از این دیار....ای شاخه ی شکسته ازطوفان من
15 مرداد 87 - 23:16
می خواهم از موجهای سرگردانی گریزی داشته باشم...با بال گشودن کبوتران چاهی جوان شوم...بارقص افتاب درایینه سبز زندگی پیر......می خواهم دستانی داشته باشم پر از درختان سیب و با ان جهان را .....برای تو..اری...برای تو...که دوستت دارم..ارمغان بیاورم....می خواهم در اسمان خجسته و جاوید ..تنهاترین ستاره ای باشم و تاریکیهای شگفت رادر کهکشان طبیعت چشمانت....چراغانی کنم.«شقایق»
14 مرداد 87 - 12:53
دنیا جای زیبای برای ماندن نیست..بی یار در کنار..رود از جریان باز خواهد ایستاد..اگر تنها محکوم به پیوستن به جویبار باشد..دریا هرگز لب به خنده نمی گشاید..اگر ابرها نباشند تا بر اشکهایش بوسه زنند..و..بی یار در کنار..دنیا جای زیبای برای ماندن نیست..«شقایق»
__