لیست توصیفنامه ها11 آبان 87 - 09:33 | |
هنوز پشت هر در بسته ای ترا جستجو میکنم با هر نگاه ساده ای ، تا انتهای چشمانت غرق میشوم دستانم از سردی نبودن تو میلرزد چون زمستان دل خسته ام ، پر از تاول ست در دلم باران میبارد ، زمینش یخ زده است دستانم میلرزد تنم سرذ است فکرم در تابوت خالی تن سرد خیابان به انزوا رفته است کاش میشد
دلم را در گوشه ی شیشه ای آسمان نگاهت ، دفن میکردم تا ترا در ترانه های پائیزی جستجو نکند در دلم رخت های کثیفی میشویند سینه ام طاقت آه هایم را ندارد کاش میتوانستم احساسم را در بی نهایت شب ، به خاک بسپارم یا نگاهم را از روزهای رفته ، پنهان کنم دلشوره ی خاطرات دور ، مرا به تباهی کشیده است
|
10 آبان 87 - 10:11 | |
*:*بگذار با چشمهای تو ببینم بگذار در نگاه تو ذوب شوم
بگذار در زیر باران شانه به شانه ات قدم زنم و تو برایم
از ارزوهایت ترانه بسرایی بگذار به قداست عشقمان
کوچک شوم وقتی با تو به پرواز شاپرکهای کنار برکه
میخندم بگذار شبها رو به ستاره ها خاطرات شیرینمان را
شماره کنیم بگذار همیشه در ذهنم مثل نگاه اول
مهربان و پاک باشی بگذار نامم چون شاه کلیدی بر
درگاه قلبت همیشکی باشد بگذار نگاهمان نه به هوس
که به عشق ...آنهم عشقی اسمانی در هم گره خورد
بگذار دلم برای تو باشد بگذار دلت ...حالم را بپرسد
بگذار قلبم برای تو بتپد بگذار آرزوهایم با تو باشد ...برای
تو.....به خاطر تو. بگذار خیال کنم "دوستم داری " و از
این خیال شبها تا سپیدی روز با ستاره ها باشم
*:*عشق چیست : عشق حدیثی است که با یک نگاه
اغاز میشود وبا یک لبخند به شکل میگیرد وبا بوسه ای به
اوج میرسد وبا یک قطره اشکی به پایان میرسد
|
8 آبان 87 - 19:17 | |
سلام
تولد واژه ای ست در پی معنا شدن مفهومی است در تب و تاب رسیدن تولد گاه بهانه ای ست برای دلتنگِ خود شدن شانه ای ست برای جستجوی خویش تولد گاهی بهانه ای ست برای یك جمع دوستانه برای چند لحظه با هم خندیدن(هر چند به ظاهر) برای خرید یك شاخه گل برای جاری شدن یك قطره اشك و كشیدن آهی از سر دلتنگی تولدعلامتی است پر معنا در سر رسید زندگی ما گاه بهانه ای ست برای نوشتن یك متن یا سرودن یك شعر تولد گاه بهانه ای ست برای فریاد بودن رهایی از پیله ی تنهایی و اندكی به دنبال خود گشتن تولد مفهومی ست ناپیوسته در زندگی امروز ما و عشق مفهومی ست پیوسته(اگر دریابیم) با عشقزندگی كن تا پیوسته متولد شوی |
15 مرداد 87 - 21:21 | |
اشتباه گرفته ای
دریا را
با کسی که موج برش نمیدارد
گاهی که دوستت دارم را به آب می زنی
اشتباه گرفته ای
تا من بوده ام
زمین بودو چهار دیواری که از بس بلندبود
دست کسی به من نرسید
زندهای
و این گناه دریا نبودن من است
که تو را توی این
دامن آبی
غرقنکرده ام
|
15 مرداد 87 - 21:20 | |
دلم برای دلی تنگ میشود گاهی
دلی که سنگ تر از سنگ میشود گاهی
به کوچه های دلم یاد او که میاید
خطوط فاصله کمرنگ میشود گاهی
برای لحظه دیدار اتفاقی او
میان ثانیه ها جنگ میشود گاهی
سوار عقربه ها میروم ز شهر شما
اگر چه پای سفر لنگ میشود گاهی
شعری از راجرمگاف
|
15 مرداد 87 - 21:19 | |
مصراع نخست: من تو را می بوسم
در مصرع بعد هم تو را می بوسم
ایراد ندارد !به کسی چه!اصلا
شعر خودم است من تو را میبوسم
بی دغدغه همچنان تو را می بوسم
بی بوسه عزیز!در خودم می پوسم
آنقدر به بوسه ی تو معتادم که
یک قافیه در میان تو را می بوسم
دل می شود از تو قرص با یک بوسه
احوال مرا بپرس با یک بوسه
لبهای تو نسخه ی مرا پیچیدند
صبح و شب و ظهر قرص با یک بوسه
|









