تبلیغات


__
لیست توصیفنامه ها
8 شهریور 85 - 23:44
back می دانم بر نخواهی گشت Everything that was همه آنچه بود Time has left is behind زمان همه چیز را پشت سر خواهد گذاشت I know that you won't return می دانم که بر نخواهی گشت What happened between us چه اتفاقی بین ما افتاد Will never be repeated هرگز تکرار نخواهد شد A thousand years won't be enough هزاران سال کافی نخواهد بود For me to turn valleys into cities برای من که خاطرات تو در ذهنم محو شود And now I'm here و اکنون من اینجا هستم Trying to turn valleys into cities تلاش می کنم که دره ها را به شهرها بدل کنم Mixing can be the same آسمان و دریاها را در هم بیامیزم I know I let you escape, می دانم که میگذارم فرار کنی I know I lost you می دانم که تو را گم خواهم کرد nothing can be the same; هیچ چیز نمی تواند همان طور که پیشتر بود باشد A millennium could be enough for you to forgive یک هزاره می توانست برای تو کافی باشد که مرا ببخشی I'm here, loving you من اینجا هستم، عاشق تو suffocating حذف شده از in photographs عکس ها و دفترچه های خاطرات in objects and mementos تمام چیزها و یادگاری ها I can't comprehend نمی توانم درک کنم I'm driving myself mad دارم دیوانه می شوم Changing a foot for و کارهای مسخره My own face انجام می دهم This night for a day شبی که به روز دیگری تعلق دارد And there's nothing I can do about it. و در این باره کاری نیست که بتوانم انجام دهم The letters I wrote, نامه هایی که نوشتم I never sent هرگز نفرستادم You didn't want to know of me نمی خواستی که مرا بشناسی I can't understand نمی توانم بفهمم How foolish I was که چقدر ابله بودم It's all the matter of time and faith مسئله اصلی، گذشت زمان است و وفاداری من A millennium with another thousand years... یک هزاره و هزاران سال دیگر و Are enough to love کافی است برای عشق ورزیدن If you still think something of me... اگر هنوز درباره من فکر می کنی You know I'm still waiting for you... مطمئنا می دانی که هنوز منتظر تو هستم(دیونتم)
__