تبلیغات


__
لیست توصیفنامه ها
26 بهمن 86 - 15:46
و من گم شدم در اندوه گم گشتگی سایه ات در انتهای جاده و سایه ات سرگردان میان رفتن و ماندن فریاد کشید سکون رفتنت را و من ایستاده بودم مغرور و بلند و می نگریستم گذشت ثانیه هایی که به تصویر می کشاند انتهای همه ی من و تو را و اینک سالها گذشته است و من در برابر ثانیه ها می گذرم همراه غرور ومی شنوم صدای ریشخند به پایان رسیدنم را از درونم چشمها به سخره می گیرند امید و باورم را من همه دردم در فقدان باور بودنت به باد می سپارم حسرت نبودنت را و می روم اکنون به همراه نسیم و همسفری نو تا معبد روشنی ولی کاش گرم نمی شدم از هجوم سرد نام تو
26 دی 86 - 09:45
روز تنهایی که حتی یک نفر یارم نبود دیدم آنجا پشت در افتاده تنها یاورم او مرا میخواند و من آن روز دستم بسته بود کاش آنجا جان من میشد برون از پیکرم ای شب تاریک باز آآ تا نهان از چشم خلق قبر ناپیدای زهرا را بگیرم در برم روز تنهایی که حتی یک نفر یارم نبود دیدم آنجا پشت در افتاده تنها یاورم دلت شکست ما رم دعا کن
26 دی 86 - 09:44
روز تنهایی که حتی یک نفر یارم نبود دیدم آنجا پشت در افتاده تنها یاورم او مرا میخواند و من آن روز دستم بسته بود کاش آنجا جان من میشد برون از پیکرم ای شب تاریک باز آآ تا نهان از چشم خلق قبر ناپیدای زهرا را بگیرم در برم روز تنهایی که حتی یک نفر یارم نبود دیدم آنجا پشت در افتاده تنها یاورم
8 دی 86 - 00:59
تو رو خدا گریه نکن بخاطر منم شده بذار باور کنم دلت راضی به رفتنم شدهگریه کنی نمیتونم اشکاتو طاقت بیارم فدای اشکات خانمی آخ که چقدر دوست دارم میرم ولی پیش چشات عشقمونو جا میذارم دلم میخواد نرم ولی روی دلم پا میذارم تو ام میخوای نرم ولی مثل منی پر غرور مرگ منه وقتی برم از پیش تو یه جای دور خط بکش رو خاطره ها عکسامو پاره کن نبین من که برای عشقمون کهنه شدم ای نازنین دست بکش رو آسمونا ستاره تازه بچین من چه کنم بی عشق تو وقتی شدم تنها ترین من از خدا میخوام کمک کنه فراموشم کنی منم خوشم که تا ابد عروسک خیالمی
__