تبلیغات


__
لیست توصیفنامه ها
3 اردیبهشت 86 - 19:35
شش سال اوّل زندگی گریه نکن شیطونی نکن دست تو دماغت نکن تو شلوارت پی‌پی نکن مامانت رو اذیّت نکن روی دیوار نقاشی نکن انگشتت رو تو پریز برق نکن دمپایی بابا رو پات نکن به خورشید نگاه نکن شبها تو جات جیش نکن تو کمد مامان فضولی نکن با اون پسر بی‌تربیته بازی نکن اسباب‌بازی‌ها رو تو دهنت نکن زیر دامن دختر شمسی خانوم رو نگاه نکن دماغت رو تو لوله جاروبرقی نکن دوره ی دبستان موقع رفتن به مدرسه دیر نکن پات رو تو جامیزی نکن ورقهای دفترت رو پاره نکن مدادت رو تو دهنت نکن به دخترهای مدرسه بغلی نگاه نکن تخته پاک‌کن رو خیس نکن حیاط مدرسه رو کثیف نکن با دخترها شمسی خانوم ((دکتربازی)) نکن دست تو کیف بغل دستیت نکن تخته‌سیاه رو خط‌خطی نکن گچ رو پرت نکن تو راهرو سرو صدا نکن تو کلاس پچ‌پچ نکن آتاری بازی نکن دوره ی راهنمایی ترقّه بازی نکن سه گا بازی نکن جاهای بدبد فیلمها رو نگاه نکن موقع برگشتن از مدرسه دیر نکن تو کوچه فوتبال بازی نکن دست تو جیبت نکن با مامانت کل‌کل نکن تو کلاس صحبت نکن بعد از ظهر سروصدا نکن با دختر شمسی خانوم منچ بازی نکن اتاقت رو شلوغ نکن روی میز بابات کتابهات رو ولو نکن عکس لختی تماشا نکن با بچّه‌های بی‌ادب رفت و آمد نکن جرّ و بحث نکن دوره ی دبیرستان با کامپیوتر بازی نکن تو حموم معطّل نکن تقلّب نکن با دوستات موتورسواری نکن عصرها دیر نکن با دختر شمسی خانوم صحبت نکن با بابات دعوا نکن تو کلاس معلّمتون رو مسخره نکن تو خیابون دنبال دخترها نکن مردم‌آزاری نکن نصف شب سرو صدا نکن فیلم های بد بد نگاه نکن وقتت رو با مجله تلف نکن چشم‌چرونی نکن دوره ی دانشگاه رشته‌ای رو که دوست داری انتخاب نکن بیست و چهار ساعت چت نکن سر کلاس درس غیبت نکن با دختر شمسی‌خانوم دل و قلوه ردّ و بدل نکن خیابون‌ها رو متر نکن تو سیاست دخالت نکن با دخترهای مردم هر کاری دلت خواست نکن شب برای شام دیر نکن با مأمور پلیس کل‌کل نکن چراغ قرمز رو عشقی رد نکن موبایلت رو ریجکت نکن حذف پزشکی نکن آستین کوتاه تنت نکن همه رو دودره نکن دوره ی سربازی موهات رو بلند نکن روت رو زیاد نکن از اوامر سرپیچی نکن فرار نکن با اسلحه شوخی نکن غیبت نکن به آینده فکر نکن درگیری ایجاد نکن به فرمانده بی‌احترامی نکن غیر از خدمت به هیچ چیز دیگری فکر نکن با رئیس عقیدتی جرّ و بحث نکن اعتراض نکن با دختر شمسی خانوم نامه‌نگاری نکن از تلف شدن وقتت ناله نکن از آشپزخونه دزدی نکن دوره ی شوهر بودن با زنت شوخی نکن زنت رو با دختر شمسی خانوم مقایسه نکن به زنت خیانت نکن با دوستانت الواتی نکن سینگل خودت را توی اورکات معرفی نکن به زنهای دیگه نگاه نکن موبایلت رو قایم نکن از عکسهای قبل از ازدواجت نگهداری نکن پولت رو خرج دوستات نکن رفتار دوران مجرّدی رو تکرار نکن غیر از زندگی مشترک به هیچ چیز فکر نکن ریسک نکن بدون اجازهء زنت هیچ کاری نکن دوره ی پدر بودن بچّه رو تنبیه نکن به بچّه بی‌توجّهی نکن بچّه‌ت رو با بچّه‌های دیگه مقایسه نکن به بچّه توهین نکن بچّه رو از بازی منع نکن بچّه‌ت رو به کتک زدن بچّهء دختر شمسی خانوم تشویق نکن با بچّه کل‌کل نکن بچّه رو از جنس مخالف دور نکن به مادر بچّه بی‌توجّهی نکن بچّه رو به هیچ چیز مجبور نکن آزادی بچّه رو محدود نکن به حلال‌زاده بودن بچّه شک نکن از خواستهای بچّه چشم‌پوشی نکن دوره ی پیری برای بچّه‌هات مزاحمت ایجاد نکن نوه‌هات رو لوس نکن با پیرزن‌های دیگه معاشرت نکن به خاطراتت فکر نکن پولت رو خرج نکن هوس جوونی نکن غیر از آخرتت به هیچ چیز فکر نکن با زنت بی‌وفایی نکن از رفتن به خانهءسالمندان احساس نارضایتی نکن لباس شاد تنت نکن به بیوه شدن دختر شمسی خانوم توجّه نکن تو وصیتنامه، هیچکس رو فراموش نکن از گذشته ناله نکن به هر کی رسیدی، نصیحت نکن به آینده فکر نکن دوره ی پس از مرگ حالا دیگه دورهء نکن تموم شد! حالا هر کاری دلت می‌خواد بکن ...بکن ...بکن ...بکن ...بکن ...بکن
25 فروردین 86 - 06:33
آهای آدمیان ، به چشمهای خود بیاموزید كه نگاه به كسی نیندازند ، اگر نگاه انداختند عاشق نشوند اگر عاشق شدند وابسته نشوند اگر وابسته شدند مجنون نشوند و اگر نیز مجنون شدند با عقل و منطق زندگی كنند آهای عاشقان اینك كه پا به این راه دشوار گذاشته اید ، با صداقت عشق را ابراز كنید ، تنها عاشق یك دل باشید ، تنها به یك نفر دل ببندید ، و با یكرنگی و یكدلی زندگی كنید آهای عاشقان به عشق خود وفادار باشید ، تا پایان راه با عشق باشید ، و از ته دل عشق را دوست داشته باشید آهای عاشقان از تمام وجود عاشق شوید ، و با اراده و اطمینان پا به این راه بگذارید رسم عاشقی دروغ و خیانت نیست ، رسم عاشقی صداقت است پس سرلوحه و الگوی خود را صداقت قرار دهید آهای عاشقان نه لازم است مجنون باشید و نه فرهاد ، تنها خودتان باشید ، همین و بس آهای عاشقان ، ساده نباشید ، عشق را از ته دل بخواهید و انتظار عشق را حتی تا پای مرگ بكشید آهای عاشقان عشق را برای قلبش بخواهید نه برای هوس و خوش گذارنی و گذراندن لحظه های زندگی با هدف عاشق شوید و با عشق نیز ازاین دنیا بروید تنهایی خوب است به شرطی كه در آن آدمی با خداوند دمخور شود نه شیطان. نزدیك شدن به ذات خود و پی بردن به توانمندی و استعدادهای خویش حاصل یك تنهایی عالی خواهد بود. زیور به خود مبند، كه زیبا ببینمت------ با دیگران مباش كه تنها ببینمت در این بهار تازه كه گلها شكفته اند------ لبخند عشق زن كه شكوفا ببینمت . دوستی شا خه گلی ا ست كه به یك غفلت خواهد پژمر د كاش می شد غفلت نكنیم. از آتش پرسیدم محبت چیست؟ گفت: از من سوزنده تر است. از گل پرسیدم محبت چیست؟ گفت:از من زیباتر است. از شمع پرسیدم محبت چیست؟ گفت: از من عاشق تر است. از محبت پرسیدم تو چیستی؟ گفت: نگاهی بیش نیستم. تو قشنگی مثل شكلهایی كه ابرها میسازن گلهای اطلسی از دیدن تو رنگ میبازن اگه مردهای تو قصه بدونن كه اینجایی برای بردن تو با اسب تنلندر میتازن. تو مثل وسوسه شكار یك شاپركی تو مثل شوق رها كردن یك بادبادكی تو همیشه مثل یك قصه پر از حادثه ای تو مثل شادی خواب كردن یك عروسكی. تو بزرگی مثل اون لحظه كه بارون میزنه تو همون خونی كه هر لحظه تو رگهای منه تو مثل خواب گل سرخی لطیفی مثل خواب من همونم كه اگه بی تو باشه جون میكنه . به شیشه گفتم دوستت دارم ، شیشه شکست .. به گل گفتم دوستت دارم ، گل پژمرد شد به دریا گفتم دوستت ‏دارم ، دریا خوشکید .... . عشق معیارها را در هم می ریزد, دوست داشتن بر پایه معیارها بنا می شود. عشق ویران کردن خویشتن است و دوست داشتن ساختنی عظیم. عشق ناگهان و ناخواسته شعله می کشد, دوست داشتن از شناختن سرچشمه می گیرد. عشق قانون نمی شناسد, دوست داشتن, اوج احترام به مجموعه ای از قوانین طبیعی است. عشق فوران می کند چون آتشفشان و شره می کند چون آبشاری عظیم, دوست داشتن جاری می شود چون رودخانه بر بستری یا شیب نرم. عشق دق الباب نمی کند, حرف شنو نیست, درس خوانده نیست, درویش نیست, حسابگر نیست , یه دل همیشه باید توش غم باشه ، وگرنه می شکنه . یه کبوتر همیشه باید عشق پرواز داشته باشه ، وگرنه اسیر میشه . یه قناری باید به خوش آوازیش ایمان داشته باشه وگرنه ساکت میشه . یه لب همیشه باید توش خنده باشه وگرنه زود پیر میشه . یه صورت همیشه باید شاد باشه وگرنه به دل هیچ کس نمی چسبه . یه دفتر نقاشی باید خط خطی باشه وگرنه با کاغذ سفید فرقی نداره . یه جاده باید انتها داشته باشه وگرنه مثل یه کلاف سردرگمه
24 فروردین 86 - 04:24
inam shomaram 09354846208
23 فروردین 86 - 05:57
ق.ظ): عشق نمی پرسدکه تو کی هستی فقط میگه که تو مال منی، عشق نمی پرسد اهل کجایی فقط میگه که تو قلب من زندگی میکنی، عشق نمیپرسد که چکار میکنی فقط میگه که باعث میشی قلب من به ضربان بیفته، غشق نمی پرسد که چرا دور هستی فقط میگه که همیشه با منی، عشق نمیپرسد دوستم داری فقط میگه که دوستت دارم
22 فروردین 86 - 01:06
من امشب تا سحر خوابم نخواهد برد! همه اندیشه ام اندیشه فرداست، وجودم از تمنای تو سرشار است زمان – در بستر شب – خواب و بیدار است، هوا آرام، شب خاموش، راه آسمانها باز... خیالم چون کبوترهای وحشی می کند پرواز... رود آنجا که می بافند کولی های جادو، گیسوی شب را همان جاها، که شبها در رواق کهکشانها عود می سوزند همان جاها، که اخترها، به بام قصرها، مشعل می افروزند همان جاها، که رهبانان معبدهای ظلمت نیل می سایند همان جاها، که پشت پرده شب، دختر خورشید فردا را می آرایند، همین فردای افسون ریز رویایی همین فردا که راه خواب من بسته ست همین فردا که روی پرده پندار من پیداست همین فردا که مارا روز دیدار است همین فردا که ما را روز آغوش و نوازش هاست همین فردا، همین فردا... ... من امشب تا سحر خوابم نخواهد برد! زمان، در بستر شب، خواب و بیدار است، سیاهی تار می بندد، چراغ ماه، لرزان، از نسیم سرد پاییز است، دل بی تاب و بی آرام من، از شوق لبریز است، به هر سو چشم من رو می کند: فرداست! سحر از ماورای ظلمت شب می زند لبخند قناری ها سرود صبح می خوانند... ...من آنجا، چشم در راه توام، ناگاه: تو را، از دور می بینم که می آیی، تو را، از دور می بینم که می خندم، تو را، از دور می بینم که می خندی و می آیی، ...نگاهم باز حیران تو خواهد ماند، سرا پا چشم خواهم شد. تو را در بازوان خویش خواهم دید! سرشک اشتیاقم شبنم گلبرگ رخسار تو خواهد شد. تنم را از شراب شعر چشمان تو خواهم سوخت. برایت شعر خواهم خواند، برایم شعر خواهی خواند، تبسم های شیرین تو را، با بوسه خواهم چید! و گر بختم کند یاری، در آغوش تو... ... ای افسوس! سیاهی تار میبندد، چراغ ماه، لرزان، از نسیم سرد پاییز است، هوا آرام، شب خاموش، راه آسمانها باز زمان – در بستر شب – خواب و بیدار است فریدون مشیری
20 فروردین 86 - 02:06
اگر باد می خواهد مرا تا نمی دانم ان کجای فراموشی ببرد, اگر ابر می خواهد خاطرم را تا اسمان سپید, تا دشتهای سبز خاطره ببرد , اگر همه می خواهند بروند, بروند من تو را تا اخر کوچ پرستوها دنبال خواهم کرد من تو را مسافری خواهم بود میان راه من تو را تا ابد خواهم دید خواهم خواست خواهم خواند...... --------------------------------------------------------------------------------
__