تبلیغات


__
لیست توصیفنامه ها
27 خرداد 87 - 13:52
به نام خدا و با سلام و احترام؛ برای شناخت وهابیت و آگاهی از خطرات آنها نسبت به دین اسلام، باید این مسلك انحرافی را از زوایای مختلف مورد مطالعه قرار دارد، از جمله: نحوه پیدایش و بوجود آمدن آن، و طرز تفكر آنان نسبت به دین و اولیای الهی و شعائر اسلامی، عملكرد آنها در حوزه اجتماع وسیاست و... الف) مسلك وهابیت، منسوب به محمد عبدالوهاب نجدی است و علّت این كه آن را به خود شیخ محمد نسبت نداده‏اند و نگفته‏اند "محمدیه" به جهت این بوده است كه مبادا پیروان این مذهب، نوعی شركت در نام پیامبر را پیدا كنند. محمد بن عبدالوهاب، در سال 1115 ه.ق در شهر "عیینه" چشم به جهان گشود. از كودكی به كتاب‏های تفسیر، حدیث و عقاید، علاقه داشت و از همان دوران جوانی، اعمال مذهبی مردم "به خدا" را زشت می‏شمرد، وی به مدینه رفت و در آن جا توسل مردم به پیامبر(ص) را ناپسند شمرد. محمد بن عبدالوهاب، بعد از مرگ پدر، افكار و عقاید خود را ـ كه قبلاً از سوی ابن تیمیه و شاگردش ابن قیم پی‏ریزی شده بود ـ اظهار نمود به تبلیغ و ترویج و رسمیت دادن آن همت گماشت. ب) وهابیان معتقدند: هیچ انسانی، نه موحد است و نه مسلمان؛ مگر این كه اموری را ترك كند. این امور عبارت است از: 1. به وسیله هیچ یك از رسولان و اولیا، به خداوند توسل نجوید. و در صورت توسل در راه شرك گام نهاده و مشرك می‏باشد؛ 2. زائران به قصد زیارت به آرامگاه رسول خدا نزدیك نشوند و بر قبر آن حضرت دست نگذارند و در آن جا دعا نخوانند و نماز نگذارند و ساختمان و مسجد بر روی قبر نسازند؛ 3. از پیامبر(ص) طلب شفاعت نكنند؛ 4. زیارت قبور و ساختن گنبد و بارگاه برای آنان، شرك است؛ 5. وهابیان بر این باورند كه مسلمانان، در طی روزگار از آیین اسلام منحرف شده‏اند؛ 6. هر گونه مراسم تشییع جنازه و سوگواری حرام است. و امثال این موارد كه در این مجال نمی‏گنجد. برای آگاهی بیشتر در این زمینه باید كتاب‏های مربوطه را مطالعه كرده این منطق خشك و بی‏پایه، در تقابل با منطق وحی قرار دارد، چرا كه قرآن در موارد یاد شده نظرات صریحی و مخالف وهابیان دارد: 1. قل لا اسئلكم علیه اجرا الا المودة فی القُربی، (شوری، آیه 23). یكی از مصادیق ابراز علاقه به خاندان رسالت و اهل بیت و ذی القری، قبرهای آنان و تعمیر آنها است. این راه و رسم در میان ملت‏های جهان وجود دارد و یك نوع سنّت عرفی به حساب می‏آید. 2. ... فقالوا ابنوا علیهم بنیانا... قال الذین غلبوا علی امرهم لنتخذّن علیهم مسجدا، (كهف، آیه 21). هنگامی كه وضع اصحاب كهف بر مردم آن زمان روشن شد و مردم به دهانه غار آمدند، درباره مدفن آنان دو نظر ابراز داشتند. آیه شریفه متذكر آن می‏شود انتقاد یا لحن اعتراضی نسبت به نظر آنها ندارد. با توجه به آیه شریفه، هرگز نمی‏توان تعمیر قبور اولیای الهی و صالحان راعملی حرام و یا حتی مكروه قلمداد كرد، بلكه آیه شریفه، به نوعی تشویق می‏كند كه برای بزرگداشت اولیا و صالحان و حفظ قبرهای آنان، باید كوشا بود. 3. و استغفر لذنبك و للمؤمنین، (محمد، آیه 19). 4. وصلّ علیهم ان صلاتك سكن لهم، (توبه، آیه 103). 5. و لو انهم اذ ظلموا انفسهم جاءوك فاستغفروا الله و استغفر لهم الرسول لوجدوا الله توابا رحیما، (نساء، آیه64). این آیات بیانگر این است كه طلب آمرزش پیامبر در حق افراد، كاملاً مؤثر و مفید می‏باشد. و موضوع شفاعت پیامبر(ص) و دعای آن حضرت، نه تنها در آیات صریح؛ بلكه در احادیث عامه و خاصه و سیره صحابه نیز مشهود است. برای آگاهی بیشتر در این مورد ر.ك: 1. صحیح مسلم، ج 1، ص 54 2. صحیح بخاری، ج 1 3. سنن ترمذی، ج 4، ص 42 (باب ما جاء فی شأن الصراط) 4. مناقب ابن شهر آشوب، ج 1، ص 12 5. شفاعت در قلمرو عقل و قرآن و حدیث، استاد جعفر سبحانی ج. وهابیان قائل به جنگ با دیگر فرقه‏ها و مذاهب اسلامی هستند و مدعی‏اند كه یا باید به آیین وهابیت در آیند و یا جزیه دهند. آنان مخالف خود را متهم به كفر و شرك می‏كنند و اموال، نفوس و ناموس و دیگران را حلال می‏دانند. خلاصه این كه آیات قرآنی وارده درباره شرك و كفر را، بر مسلمانان مخالف خود منطبق می‏كنند. و این بزرگ‏ترین ضربه به پیكر جامعه اسلامی و مسلمانان است، (تاریخ ادیان و مذاهب جهان، مبلغی آبادانی، ج 3، ص 1432). با این تفكر بسته و خشك وهابیت بود كه وقتی كه سعودی‏ها (در سال 1344 هجری قمری)بر مكه و مدینه و اطراف آن تسلّط یافتند، مشاهده متبرك بقیع و آثار خاندان رسالت و صحابه پیامبر را شكستند و از بین بردند، (الذریعه، ج 8، ص 261؛كشف الارتباب، ص 60 ـ 56). برای عملكرد و كارهایی كه وهابیت در حوزه اجتماع و سیاست انجام داده‏اند و نگرش آنان نسبت به مسائل اجتماعی، باید به كتاب‏های تاریخی مراجعه كرد. چهره خشن و متعصب وهابیت، در عرصه سیاست، حكومت و مردم‏داری، همان بود كه طالبان را در عمر موقت سیاسیخود در كشور افغانستان به منصه ظهور رساندند. خون مردم مسلمان را بی محابا به زمین ریختند. عرض و ناموس مسلمانان را هتك كردند. و از اسلام یك چهره زشت، خشن و عقب مانده برای جهانیان ترسیم نمودند. بنابراین وهابیت، هم در نحوه پیدایش و انعقاد تفكّر، مبغوض علمای فرقه‏های مختلف مسلمین بوده است و هم در نگرش نسبت به مسائل دینی مورد رد عالمان قرار گرفته است. حتی اولین كتابی كه در رد وهابیت نگاشته شده الصواعق الالهیه فیالرد علی الوهابیه" به وسیله برادر محمد بن الوهاب (سلیمان بن عبدالوهاب) نوشته شده است. در عرصه سیاست نیز جاده صاف كن دشمنان دین و اسلام بوده‏اند؛ این آیین و مسلك، ساخته و پرداخته خود انگلیسی‏ها می‏باشد و چه ضربه و ضرری محكم‏تر و بیش از این بر اسلام و مسلمانان می‏توان تصور نمود. در اینجا به چند عواملی از فعالیت وهابیت اشاره می كنیم: چند عامل را می توان در ارتباط با گسترش این فرقه نامبرد: 1. تشدید فعالیت های تبلیغاتی و فرهنگی وهابیت در داخل ایران و حوزه های مسلمان نشین خارجی (نظیر حوزه قفقاز، بالكان و سایر كشورهای مجاور ایران) كه آمادگی برای تأثیرپذیری از انقلاب اسلامی ایران مشاهده می شود، وهابیت به عنوان جریانی انحرافی در جهان اسلام و و ابسته به استعمارگران، وظیفه جلوگیری از تداوم و گسترش جریان اسلام گرایی اصیل _ كه به دنبال پیروزی انقلاب اسلامی در سطح جهانی در حال پیشرفت است_ را بر عهده داشته و از اینرو تخریب و ایجاد تزلزل در مبانی فكری و اعتقادی شیعیان به عنوان محور اصلی این جریان را دنبال می نماید. از این رو در سالهای اخیر در جهت همسویی با تهاجم فرهنگی و نظامی آمریكا علیه كشورهای اسلامی و به خصوص ایران، فعالیت های تبلیغی خود را در ایران توسعه بخشیده است. البته در مقابل این تهاجم حوزه های علمیه و نظام اسلامی، اقدامات و تدابیر امنیتی و فرهنگی مناسبی _هر چند ناكافی_ اعمال نموده اند. 2. وهابیت به دلیل افكار اعتقادی خاصی كه در باب شفاعت، توسل، شرك و مانند آن دارد در تعارض كامل با مذهب شیعه است؛ هر چند كه اكثریت فرقه های اهل سنت با تفكرات این گروه مخالفند از این رو گروه یاد شده همواره در تلاش است تا با تبلیغات سازمان یافته (اعم از كتاب، مقاله، سخنرانی و مانند آن) بیشتر شیعه را بكوبد. 3. خطر بزرگتر این گروه، روش های دور از منطق اسلامی است كه در برخورد با دنیا پیش گرفته است از جمله: ظهور گروه طالبان و القاعده (به رهبری ملاعمر و اسامه بن لادن) است كه سبب بهانه جویی غربی ها شد كه مسلمانان را به تروریسم و خشونت و مخالف تمدن معرفی كنند تا جایی كه دست قدرت های استعماری غرب به خصوص آمریكا را در منطقه باز گذاشته و زمینه دخالت های نظامی و سیاسی آنان در كشورهای اسلامی فراهم ساخته، افغانستان و عراق دو نمونه بارز این دخالت ها به شمار می آیند. برای مطالعه و تحقیق پیرامون وهابیت، كتاب‏های معرفی شده ذیل را مطالعه نمایید: 1ـ آیین وهابیتجعفر سبحانی 2ـ برگی از جنایات وهابی‏هامرتضی رضویترجمه: ضیایی 3ـ وهابیانعلی اصغر فقیهی 4ـ یا این است اسلام واقعیابوالفضل حسینی 5ـ فتنه وهابیتزینی دهلانترجمه: همتی 6ـ نقدی بر اندیشه وهابیانموسوی قزوینیترجمه: طارمی 7ـ تحلیلی نو بر عقاید وهابیانحسن ابراهیمی 8ـ فرقه وهابی و پاسخ به شبهات آنهاقزوینیترجمه: دوانی 9ـ نقد و تحلیلی پیرامون وهابیگریهمایون همتی 10ـ اشتباه بزرگ وهابی‏هاعیسی اهری 11ـ پیشینه سیاسی فكری وهابیتدرّی 12ـ تاریخ مكههادی امینی ترجمه: آخوندی 13ـ ترجمه كشف الارتیاب، ج 4علامه سید محسن امینترجمه: تهرانی 14ـ سخنی چند با موحدینمصطفی نورانی 15- وهابیتآیت‏الله جعفر سبحانی
26 بهمن 86 - 12:43
بنام خدا و با عرض سلام و تشكر از بذل لطف شما در ارسال پیام تبریك تولد، هدیه ای برسم سپاسگذاری تقدیم می‌نمایم: عشق و محبت الهی زیباترین و شیرین‌ترین پدیده در عالم وجود است و خوشا به حال آن كه در پی راه‌های دست‌یابی به محبت اوست. مولانا می‌گوید: عاشقی پیداست از زار دل نیست بیماری چو بیماری دل چند راهكار برای شكوفا شدن عشق و محبت الهی: 1_ یادآوری نعمت‌ها؛ علامه طباطبایی در ذیل آیه "الذین آمنوا كان أشدّ حبّاً لله"(1) اشاره نموده كه یكی از راه‌های ایجاد و یا افزایش محبت خدا در دل انسان این است كه آدمی نعمت‌های گوناگون (از جمله نعمت وجود خود) را كه خداوند به او عنایت كرده است به یاد آورد .(2) همان طور كه در محبت‌های زمینی اگر كسی بدون توقع، چندین بار به انسان احسان كند، به طور طبیعی محبت او در دل ایجاد می‌گردد، توجه به آن همه نعمت‌های الهی به طور یقین محبت خداوند را در دل انسان پدید خواهد آورد. 2ـ یكی از بهترین راه‌های پیدایش عشق و محبت در دل انسان نسبت به چیزی، دیدن آن چیز زیبا است. در عشق‌های زمینی چه بسا در پی دیدن یك چهره زیبا محبت در دل پدید می‌آید. این قاعده درباره خدا كه تمام زیبایی‌ها از آنِ اوست و او خالق همه زیبایی‌هاست، نیز صادق است، پس انسان از طریق مشاهده و اندیشه در زیبایی‌های عوالم وجود و پدیده‌های عالم طبیعت می‌تواند به محبت الهی برسد، چون همه عالم با تمام زیبایی‌های آن جلوه‌ای از جمال بی‌مثال حضرت حق است.(3) سالار شیهدان در دعای عرفه می‌گوید: آیا ظهوری در عالم وجود دارد كه از آن تو نباشد،‌و كور است چشمی كه تو را بر پدیده‌های عالم نبیند.(4) همان طور كه بر اساس آموزه‌های وَحْیانی، مطالعه آیات خداوند در جهان ما را به شناخت او می‌رساند، دقت در زیبایی‌های جهان نیز ما را به محبت آن خالق زیبا آفرین خواهد رساند. 3ـ مناجات و دعاهای اهل بیت(ع)؛ كه از طریق خواندن و تعمق و تفكر در آنها انسان به محبت الهی می‌رسد، مثلاً سالار شهیدان در دعای عرفه می‌گوید: "تویی كه اغیار را از دل‌های دوستدار انت محو كردی، تا آن كه جز تو را دوست نداشته باشند، ای كسی كه شیرینی اُنسی خود را به دوستانت چشاندی".(5) این گونه آموزه‌ها انسان را بدین حقیقت هدایت می‌كند كه شیرینی محبت خدا را باید از او خواست، تا در دل‌های ما ایجاد كند. اوست كه محبت خود را در بنده صالح ایجاد می‌كند، یعنی هر جا زمینه و ظرف دل پاك یافت، محبت خود را در آن نازل می‌كند 4ـ تلاوت كتاب خدا؛ راه دیگر، تلاوت مداوم قرآن كریم است. گفتگوهای پیوسته و مداوم با فرد كه در سخن گفتن هنرها و زیبایی‌هایی از خود نشان می‌دهد، سبب می‌شود مخاطبان به او علاقه پیدا كنند؛ خواندن مداوم كلام الهی نیز باعث می‌شود كه محبت حق تعالی (كه عمیق‌ترین حقایق با زیباترین بیان در كلمات او تجلی كرده است) در دل انسان پدید آید، به خصوص كه طبق گفته امیرمؤمنان، قرآن كریم، ظاهر زیبا و باطن ژرف دارد.(6) طبیعی است چنین كلامی قدرت نفوذ بهتر و بیشتر دارد كه دل خواننده را به سوی گوینده آن كلمات جذب نماید. پی‌نوشت‌ها: 1. سوره بقره،‌آیه 165:‌"كسانی كه ایمان آورده‌اند، بیشترین محبت را به خدا دارند". 2. المیزان ج 1، ص 418، نشر دار الكتب الاسلامیه، تهران، 1372ش. 3. امام خمینی، چهل حدیث، ص 634، نشر مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام، 1378ش. 4. مفاتیح الجنان، دعای عرفه. 5. دعای عرفه امام حسین، مفاتیح الجنان. 6. نهج البلاغه، خطبه 18.
9 بهمن 86 - 19:32
معناى تقوا ------------- از حضرت على (ع) جویا شدند: معناى تقوا و پرهیزگارى چیست ? حضرت فرمود: كسى را مى توان با تقوا گفت : كه مثلا اگر كلّیه اعمال و رفتارهاى او را در میان یك طَبَق بگذارند و بدون اینكه سرپوشى روى آن طَبَق انداخته باشند آن را در اطراف جهان بگردانند او عملى انجام نداده باشد كه باعث شرمندگى وى گردد و بدین علّت لازم شود كه آن را پنهان نماید
1 بهمن 86 - 11:43
از آیات و روایات بر می‏آید كه مرگ، دو گونه است: 1. مرگ حتمی كه وقتی معین دارد و از سوی پروردگار تعیین شده است؛ چنان كه خداوند در قرآن می‏فرماید: «اذا جاء اجلهم لایستاخرون ساعة و لایستقدمون؛ زمانی كه مرگشان فرا رسد، ساعتی پس و پیش نخواهد شد». 2. مرگی كه آن را «اجل معلّق» می‏خوانند. عواملی كه باعث كوتاهی یا طول عمر می‏شوند، در این نوع خیل‏اند. از این رو، امام صادق«علیه السلام» می‏فرماید: «من یموت بالذنوب اكثر ممن یموت بالاجال و من یعیش بالاحسان اكثر ممن یعیش بالاعمار * ؛ شمار كسانی كه از گناهان می‏میرند، افزون‏تر است از كسانی كه با سرآمدن عمر می‏میرند و شمار كسانی كه به سبب نیكوكاری طول عمر می‏یابند، بیشتر است از كسانی كه با عمر حقیقی خویش زندگی می‏كنند». مقصود حدیث این است كه گناهان، اجل را تغییر می‏دهند و نیكوكاریها عمر را افزون می‏كند، یعنی با این كه میزان عمر انسان به حكم قضا و قدر الهی تعیین شده است، امّا این امور در آن دست می‏برند. البته - چنان كه گفته شد - این تغییر نیز به قضا و قدر الهی است. روزی امام علی«علیه السلام» در سایه دیواری كج نشسته بود. از آنجا دور شد و در زیر سایه دیواری دیگر نشست. به آن حضرت گفتند: «یا امیرالمومنین! تفّر من قضاء اللّه؛ آیا از قضای الهی می‏گریزی؟» فرمود: «افرّ من قضاء اللّه الی قدر اللّه؛ از قضای الهی به سوی قدر الهی می‏گریزم». به هر حال، خود را از خطر دور نگه داشتن، پرهیز از امر خداست به امر خدا. *بحارالانوار، ج 5، ص 140.
15 تیر 86 - 20:38
پسر خووووووووووووبیه
14 دی 84 - 00:41
بهترین دوست و داداش چتی من داداش ایمان! امیدوارم همیشه شاد باشه و موفق. در پناه حق!
__