تبلیغات


__
لیست توصیفنامه ها
18 مرداد 87 - 12:09
تقدیم به دوست خوب کلوبم: جای مهتاب ، به تاریکی شبهام تو بتاب . . . من فدای تو ، به جای همه گلها تو بخند . . . من همین یک نفس از جرعه ی جانم باقست . . . آخرین جرعه ی این جام تهی را تو بنوش . . .
11 مرداد 87 - 11:26
سایه ساری از درخت کنار ، جوی آبی که میخواد روی زیبا رو دو چندان کنه ، . . . وقتی آدم میخواد خودش باشه ، خودش باشه و یارش ، مگه میشه ؟؟؟ دستی بر چشمان خیس میکشم یاد اون روزا که گذشت ، شما رو به خدا قبول کنید که موسم غبار روبی خاطره هاست ، هاش کنید ! خودشه ! . . .
10 مرداد 87 - 16:05
پس از تو دلم ز غربت دیار آشنا گرفت ، پس از تو خوشه های التفات آفتاب سوخت ، پس از تو من ز بی رفاقتی دلم گرفت ، پس از تو من همیشه فكر میكنم كه در صدای من كسی گریست پس از تو فصل عافیت نداشت و هیچ كس شفیق دستهای پینه بسته ام نشد ودل به صحبت رفاقتم نداد پس از تو هیچ كس بمن نگفت: آسمان كجاست؟ حرفی از مهاجرت بمن نزد (( بیا كه من از اینهمه غریبگی دلم گرفت )) پس از تو من همیشه فكر میكنم كه می توان نماندورفت می توان،گذشت و بر نگشت پس از تو فكر میكنم كسی كه جامدان بدست در كنار جاده انتظار میكشد ((منم))
6 مرداد 87 - 23:33
همیشه سلام در این طلوع ترانه هام هوای تو را تازه می کنند خوب من دوستت دارم تولدت مبارک عزیز مهربونم shaya بانوی مردادی داغ ای دل سپرده به غزل ، قشنگ ترین لاله ی باغ تابستون ِ ترانه هام ، بانوی مردادی داغ تو ماهِ نازِ آسمون ، تو بی قراری شبی اون بوسه ای که بی هوا ، پرمی گیره روی لبی دوست دارم ترانه چشم ، دوست دارم ترانه لب دوست دارم غزل نگاه ، قسم به روز ، قسم به شب وقتی نگام که می کنی ، با اون نگاهِ مبهمت تفسیر آسمون می شی ، بی اختیار می بوسمت رنگین کمون تو آسمون ، دل اما بی قرارته وسعت آبیه غزل ، ترانه آینه دارته یه ثانیه ندارمت ، دلتنگیه یه ساعته با تو من آروم می گیرم ، با تو خیالم راحته نیازِ دم به دم تویی ، به هر زبون تو رُ می خوام داری به چی فکر می کنی ؟ قشنگ ترین دقیقه هام من از تو دل نمی کنم ، همیشگی ترین بهار شبنمِ خاطراتِ من ، دوست دارم هزار هزار كتاب تولدت مبارك - ص 24 شایا تجلی
6 مرداد 87 - 21:44
عزیزم تولدت رو صمیمانه بهت تبریک میگم. ماچچچچچ...
6 مرداد 87 - 19:45
تو را می پرستمت عاشقانه وار به توان بینهایت بار ستاره های آسمان قلبم گل قشنگ قلب من، تا به حال و تا امروز هیچگاه لمست نکرده ام ... حتی دستان گرمت را تا گرمای وجودم سرم شود و نتوانستم خیره به ستارگان چشمانت خیره شوم تا نور ستاره هایت نور چشمان بی فروغم شود... ولی همیشه وجودم به سویت بال بال خواهد زد تا روزی رسد که تعهدی را امضا کنیم ولی همیشه قلبم در پناه عشق جاودان تو باقی خواهد ماند و می ماند چون چون تو را می پرستمت عزیز عشق من که شدی همه زندگی من و همه وجود من و دلیل تپش های قلبم و نفس هایم
__