تبلیغات


__
لیست توصیفنامه ها
21 دی 86 - 10:48
نیمه شب بود و ، غمی تازه نفس ره خوابم زد و ماندم بیدار، ریخت از پرتو لرزنده شمع، سایه دسته گلی بر دیوار. همه گل بود ولی روح نداشت! سایه ای مضطرب و لرزان بود چهره ای سرد و غم انگیزو سیاه گوئیا مرده سر گردان بود! شمع خاموش شد از تندی باد اثر از سایه به دیوار نماند كس نپرسید كجا رفت ؟كه بود؟ كه دمی چند در اینجا گذراند! این منم خسته در این كلبه تنگ جسم درمانده ام از روح جداست؛ من اگر سایه خویشم یا رب روح آواره من كیست ؛كجاست؟
30 آذر 86 - 07:09
خداوندا دلی دریا به من ده در او عشقی نهنگ آسا به من ده حریفان را بس آمد قطره ای چند بگردان جام و آن دریا به من ده نگارا نقش دیگر باید آراست یكی آن كلك نقش آرا به من ده ز مجنونان دشت آشنایی منم امروز، آن لیلا به من ده به چشم آهوان دشت غربت كه سوز سینه نی ها به من ده تن آسایان بلایش برنتابند بلی من گفتم، آن بالا به من ده چو با دریا دلان افتی ، قدح چیست؟ به جام آسمان دریا به من ده غم دنیا چه سنجد با دل من از آن غمهای بی دنیا به من ده چه دلتنگند این آیینه رویان دلی در سینه بی سیما به من ده به جان سایه و دیدار خورشید كه صبری در شب یلدا به من ده...... شادیهاتان به بلندی شب یلدا
2 آذر 86 - 18:31
بی هراس از دل حوادث هولناك سر بر می آورم و سر فراز می ایستم دل در گرو حرمت عشق چشم بر آسمان تكیه بر عزم سبزم و امید به پاداش صبوری هایم. از ناكامی نمیشكنم می ایستم به همت اندیشه ام و بلند و محكم گام بر می دارم چشم بر اسمان دلم و دل در زنجیر عشق پیش می روم. من زندگی می كنم زیرا عشق می ورزم به آنچه قابل ستایش است شایسته دوست داشت خواستن و تلاش و یافتن است.
8 مهر 86 - 18:47
بكشم،راس راسكی میخوام منم سر بزنم از ته بی حوصلگی به سبزی خاطرهها به سرخی دیونگی از تو غزل سرا بشم از من ،من جدا بشم وقف ثانیه ها بشم خود خود خدا بشم اما برای عاشقی هنوز یه چیزی كم دارم تا ته خواب خوب تو قدم قدم بد می آرم...
26 اردیبهشت 86 - 16:57
آرزوهایت را یادداشت کن*** خداوندآنها را فراموش نمی کند*** اما تو از خاطرت می رود*** آن چه امروز داری*** خواسته دیروزت بوده است.***
26 اردیبهشت 86 - 05:17
در پیش چشم دنیا دوران عمر ما یك قطره دربرابر اقیانوس درچشمهای آن همه خورشید كهكشان عمر جهانیان كم سو تر از حقارت یك فانوس افسوس
__