تبلیغات


__
لیست توصیفنامه ها
31 مرداد 87 - 01:45
بر فراز کوهی بایست و از انجا به دریایی بنگر که خورشید با لبهای خونینش بر بینهایتش عاشقانه بوسه زده است بالهایت را بگشا پرواز کن به سوی عشق به سوی جاودانگی
26 مرداد 87 - 19:50
یه روز بهم گفت :میخوام با هات دوست بشم . آخه من اینجا خیلی تنهام.... بهش لبخند زدم و گفتم : آره میدونم فکر خوبیه منم خیلی تنهام..... یه روز دیگه بهم گفت: میخوام تا ابد باهات بمونم آخه میدونی من اینجا خیلی تنهام.. بهش لبخند زدم و گفتم : آره میدونم فکر خوبیه منم خیلی تنهام..... یه روز دیگه بهم گفت: میخوام برم یه جای دور٬جایی که هیچ مزاحمی نباشه. وقتی همه چیز حل شد تو هم بیا اونجا.آخه میدونی من اونجا خیلی تنهام... بهش لبخند زدم و گفتم : آره میدونم فکر خوبیه منم خیلی تنهام..... یه روز تو نامه برام نوشت: من اینجا یه دوست پیدا کردم آخه میدونی من اینجاخیلی تنهام... براش یه لبخند کشیدم و زیرش نوشتم : آره میدونم فکر خوبیه منم خیلی تنهام..... یه روز تو نامه برام نوشت: من قراره با این دوستم تا ابد زندگی کنم آخه میدونی من اینجا خیلی تنهام... براش یه لبخند کشیدم و زیرش نوشتم : آره میدونم فکر خوبیه منم خیلی تنهام..... حالا اون دیگه تنها نیست و از این بابت خوشحالم.چیزی که بیشتر از این خوشحالم میکنه اینه که هنوز نمیدونه من تنهای تنهام.....
24 مرداد 87 - 22:24
انسان‌ها دیگر برای سر در آوردن از چیزها وقت ندارند. همه چیز را همین جور حاضر آماده از دکان‌ها می‌خرند. اما چون دکانی نیست که دوست معامله کند آدم‌ها مانده‌اند بی‌دوست ... (شازده کوچولو)
19 مرداد 87 - 17:00
در تعامل سیاهی شب و خاموشی خیال من . حجت روشنی " ستاره " است .
9 مرداد 87 - 19:19
tavalodet mobarak ishala 120 sal dar kenare khanevadat bashi movafagh va piroz bashi
9 مرداد 87 - 19:18
mobarak bashe beheton tabrik migam
__