لیست توصیفنامه ها11 بهمن 86 - 01:51 | |
ماهی قشنگی بود. با دستان خودم، آنرا از آب درآوردم و شروع کردم به بوسیدن و نوازش آن ماهی زیبا. جالب آنکه بسیار خوشحال بودم. وقتی به خودم آمدم، ماهی کوچولو در دستانم مرده بود. نمیدانم. شاید عشق ورزیدن بلد نیستیم. باید فکری کرد. باید فکری کرد |
10 بهمن 86 - 11:29 | |
دلِ بعضیها چه تاریك است
خواب به چشمانشان نمیآید
مگر كه خاموش كنند
چراغ همسایه را |
8 بهمن 86 - 10:19 | |
تنها وقتی امید و ایمانت را از دست داده باشی
مبارزه معنا دارد ! |
8 بهمن 86 - 10:12 | |
گفتند ستاره را نمی توان چید ...
و آنان که باور کردند...
برای چیدن ستاره ...
حتی دستی دراز نکردند...
اما باور کن ...
که من به سوی زیباترین و دورترین ستاره...
دست دراز کردم...
و هر چند دستانم تهی ماند ...
اما چشمانم لبریز ستاره شد ... |
8 بهمن 86 - 10:12 | |
ما هی پیش آسمان بی آبرو می شویم
هی فریب خط خطی هامان را می خوریم
فریب رنگها را
و حواس پنج گانه مان زار می زند...
|
8 بهمن 86 - 10:07 | |
عجب نگاه می کنی
عجب گناه می کنی
عجب کنار چشمه ای
مرا براه می کنی
عجب ستیز می شوی
عجب گریز می شوی
عجب کنار پرسه ای
همیشه" هیچ" میشوی! |









