لیست توصیفنامه ها4 مهر 87 - 12:14 | |
این را بـــــه یاد بسپـــــار یک نفر ... یک جایی ... تمام رویاهاش لبخند توست ... و زمانی که به تو فکر می کنه ... ....احساس می کنه که زندگی واقعا با ارزشه .... پس هر گاه احساس تنهایی کردی ... این حقیقت رو به خاطر داشته باش ... ...یک نفر.... ...یک جایی ... ....در حال فکر کردن به توست |
4 مهر 87 - 12:12 | |
چند تا دوسم داری ؟ همیشه وقتی یکی ازم می پرسید چند تا دوسم داری یه عدد بزرگ میگفتم...
ولی وقتی تو ازم پرسیدی چند تا دوسم داری گفتم : یکی !!! میدونی چرا ؟چون قوی ترین و بزرگترین عددیه که میشناسم ... دقت کردی که قشنگترین و عزیز ترین چیزای دنیا همیشه یکین ؟ ماه یکیه ... خورشید یکیه ... زمین یکیه ... خدا یکیه ... مادر یکیه ... پدر یکیه ... تو هم یکی هستی ... وسعت عشق من به تو هم یکیه ... پس اینو بدون از الان و تا همیشه یکی دوستت دارم .
|
1 مرداد 87 - 11:55 | |
بنام زیباترین نغمه های عشق.....
بهترین راه غرق شدن در خدا راه عشق است.....
هیچ کس نمی تواند مالک غروب خورشید شود هرچند شاهد زیبایی اش در یک روز پاییزی باشد . هیچ کس نمی تواند مالک بعدازظهری شود که باران به پنجره ها می کوبد و یا مالک آرامشی شود ، که یک کودک خوابیده در اطرافش پخش کند و یا صاحب لحظه سرآمیز کوبش موج ها بر صخره شود ، هیچ کس نمی تواند خود را مالک زیباترین موجود روی زمین بداند ، امامی توانیم این لحظه ها را بشناسیم و به آنها عشق بورزیم خدا از راه این لحظه ها خود را به آدم ها نشان می دهد.!!!
در پناه عشق خداوند.
|
30 تیر 87 - 00:15 | |
سلام فلیمون عزیز
تولدت مبارک
شاد زی و مهر افزون |
20 خرداد 87 - 19:44 | |
در اوائل قرن نوزدهم شیخ احمد احسائی و سید كاظم رشتی، (شخصیت و اندیشههای كاشف الغطاء كتاب (الایات البینات) مؤلف آیت الله العظمی كاشفالغطاء به كوشش دكتر احمد بهشتی، كانون نشر اندیشه اسلامی) مدعی رابطه مستقیم با امام زمان(عج) شدند و خود را واسطه میان مردم مسلمان و آنحضرت معرفی كردند" از همینجا راه و رسم شیخی پدید آمد و جمعی از افراد سادهلوح و گروهی از فرصتطلبها به آن گرایشپیدا كردند.
شیخ ملاحسین بشرویه، پس از سید كاظم رشتی، رهبری فرقه را به عهده میگیرد و در سفری به شیراز با سید علی محمد شیرازی(محمد باب) ملاقات نموده و مرید و سرسپرده او میشود.
محمد باب بعد از ادعای بابیت امام زمان(عج)، ادعا میكند كه خودامام زمان است و كار را تا ادعای نبوت پیش میبرد و بعد از محاكمه و زندان در تبریز اعدام میشود. بعد از اعدام سید باب عدهای ازفریبخوردگان و به تشویق و تحریك فرصتطلبان و توطئه استعمار، عدهای به میرزا یحیی نوری (صبح ازل) و عدهای دیگر بهمیرزا حسینعلی نوری (بهاءالله) گرویدند، بهاء خود را پیامبر نامید و از همینجا فرقه بهایی پدید آمد.
میرزا حسینعلی نوری و میرزا یحیی نوری دو فرزند میرزا عباس بودند كه در شهر نور مازندران زندگی میكرد. "بهاء" همراه بابرادرش در تهران پرورش یافت و مقدمات علوم را آموخت. بهاء و برادرش در ابتدا متمایل به تصوف شدند و به مسلك درویشهادرآمدند. سپس به باب گراییدند. این دو برادر ضمن ملاقات با علی محمد باب، تصمیم گرفتند كه از طریق تلاش در راه بابیت به آبو نان و مقامی برسند، لذا بهاء و صبح ازل در تهران كار تبلیغات بابیت را آغاز میكنند آنگاه به مازندران و جاهای دیگر رفتند و همهجا گرد و غبار و فتنه را برمیانگیختند و باب هم به هنگام مرگ وصیتنامهای نوشت و صبح ازل را جانشین خود كرد و بهاء را بهمحافظت او گماشت.
عقاید بهاییت:
به چند مورد از عقاید آنها اشاره میشود.
1- این فرقه میگوید، سید علی محمد باب امام زمان است كه ظهور كرده و با ظهور او اسلام پایان گرفته و اینك دین جدید ظهوركرده و مردم باید همگی بهایی شوند، (شخصیت و اندیشههای كاشف الغطاء كتاب (الایات البینات) به كوشش دكتر احمد بهشتی، ص 109، كانون نشر اندیشه اسلامی)
2- پنهان كردن دینشان را ضروری میدانند به اصطلاح قائل به تقیه هستند.
3- روزه نوزده روز است قبل از عید شروع و به عید نوروز ختم میشود.
4- نماز جماعت باطل است مگر در نماز میت.
5- قبله آنها مرقد بهاءالله است در عكا.
6- حج برای مردان واجب است و بر زنان واجب نیست، آن هم (حج) در خانهای است كه بهاء در آن اقامت داشته، یا درخانهای كه سید علی محمد باب در شیراز در آن سكنی داشته است به جا آورده میشود.
7- چند تا اعیاد دارند:
- عید ولادت باب، اول محرم.
- عید ولایت بهاء، دوم محرم.
- عید اعلان دعوت باب، پنجم جمادی.
- عید نوروز، (المدخل الی دراسة الادیان والمذاهب، العمید عبدالرزاق محمد اسود، ج 3، صص 311 - 308، انتشارات الدار العربیة للموسوعات).
8- نماز پنج تكبیر دارد ودر دو وقت خوانده میشود یكی هنگام تولد و یكی هم هنگام مرگ. و مطهرات پنج تا است: آب، هوا،آتش، خاك، بیان. همه چیز نجس است مگر آنچه آیه (الله اطهر) بر آن خوانده شود و عبادتگاهها طبق وصیت بهاء باید از نه كناره ویك گنبد تشكیل بشود و این عبادتگاهها در فرانكفورت در آلمان و سیدنی در استرالیا و كامپالا در اوگاندا، لیمیت در شیكاگو و پاناماسیتی در پاناما و دهلی نو در هندوستان است، (شخصیت و اندیشههای كاشفالغطاء، ص 111 و 139، دكتر احمد بهشتی).
فرقههای بابیه و بهائیه:
بعد از اعدام سید علی محمد باب بابیت به سه فرقه تقسیم شد و بعد از مرگ بهاءالله نزاعی كه بین دو برادر عباس افندی ومحمد علی به وجود آمد دو فرقه دیگر اضافه شد، مجموعا پنج فرقه شدند.
1- ازلیه (به رهبری میرزا یحیی نوری، صبح ازل)
2- بهائیه (به رهبری میرزا حسین علی، بهاءالله)
3- بابیه خالص (فقط رهبری سید علی محمد را قبول دارند)
4- بابیه بهائیه عباسیه (رهبری عبدالبهاء عباس افندی)
5- ناقضون (اتباع میرزا محمد علی برادر عبدالبهاء)، (المدخل الی دراسة الادیان والمذاهب، ج 3، ص 312، العمید عبدالرزاق محمد اسود).
كتابهای بهائیها عبارتند: 1- الاتقان ؛ 2- اشراقات والبشارات والطرزات ؛ 3- مجموعه الواح مباركه، كه وصایایی بهاء بهپسران خود میباشد ؛ 4- كتاب شیخ ؛ 5- الدرر البهیة ؛ 6- الحج البهیة ؛ 7- الفرائد ؛ 8- فصل الخطاب.
این كتابها را به بهاء نسبت دادهاند ولی در حقیقت او ننوشته است بلكه پیروان بهاء اینها را نوشته و به او نسبت دادهاند، (المدخل الیدراسة الادیان والمذاهب، ص 311 و 312).
در كتاب شخصیت و اندیشههای كاشفالغطاء نیز از سه كتاب دیگر اسم آورده است. 1- هفت وادی، 2- هیكل، 3- اقدس.
برای آگاهی بیشتر ر.ك:
1- شخصیت و اندیشههای كاشف الغطاء (الایات البینات) آیت الله العظمی جعفر كاشف الغطاء، دكتر احمد بهشتی، نشر اندیشههای اسلامی.
2- بهائیت چگونه پدید آمد، نورالدین چهاردهی، انتشارات فتحی.
3- ارمغان استعمار، محمد محمدی اشتهاردی، انتشارات نسل جوان.
هم چنین می توانید به آدرس های زیر مراجعه كنید و اطلاعات بیشتری در مورد بهائیت به دست آورید.
http://www.al-shia.com/html/far/books/aqaed/baha-iran/index.htm
http://bahaeeat.blogfa.com/
http://www.rahpouyan.org/
. در این سایت اخیر می توانید سخنرانی های حجه الاسلام انجوی از فضلای حوزه علمیه را گوش دهید
http://www.rahpouyan.us/ سایتی در نقد بهائیت
http://www.al- shia.com/html/far/books /aqaed/bahiran/index.htm
این سایت نیز بهائیت در ایران را مورد بحث و بررسی قرار می دهد.
|
13 خرداد 87 - 01:26 | |
با سلام و احترام؛ بابیت و بهائیت فرقهای است ضاله منسوب به علی محمد شیرازی معروف به باب و میرزا حسین علی نوری معروف به بهاء اللَّه. توضیح این كه میرزا علی محمد شیرازی (1235 - 1266 ه ق) در شیراز متولد شد. در نوزده سالگی به بوشهر رفت و پنج سال به امور تجارت پرداخت. سپس به عتبات رفت و به محضر سید كاظم رشتی راه یافت. پس از وفات سید كاظم رشتی خود را باب (رابط بین امام زمان و دیگران) معرفی كرد و سپس ادعای مهدویت نمود. برای شناخت این فرقه تا حدودی به ناچار باید به عقب برگشت و فرقه شیخیه را شناخت چون كه بهائیت و بابیت محصول فرقه شیخیه است.
فرقه شیخیه از شیعه امامیه منشعب شد و مشرب اخباری گری داشت. اساس عقاید این فرقه "ركن رابع" است؛ یعنی در عصر غیبت امام مهدی، مسلمانان باید رهبری داشته باشند كه او احكام را بدون واسطه از امام مهدی(ع) دریافت كند و به دیگران برساند. (شبیه دوره غیبت صغرا و نیابت خاصه عثمان بن سعید و...)
رئیس این فرقه شیخ احمد احسایی بود، و پس از او سید كاظم رشتی.
تعالیم شیخ احمد احسایی بر ركن رابع متمركز بود. این ركن رابع باید یكی از برجستگان شیعه امامیه باشد كه واسطه بین امام غایب و مردم قرار گیرد. احسایی در تلقی از امامان به غلو رو آورد كه ائمه مظاهر پروردگارند. تكیه او بر ركن رابع نوعی تقابل با فقهای شریعت بود كه مدعی نیابت عامه امام را داشتند. شیخ احمد معتقد بود كه امام دوازدهم در جسد (هورقلیایی) (1) است. به همین جهت میگوید: احتمالاً در هنگام ظهور حضرت در قالب اولیهاش نباشد، بلكه در قالب شخص دیگری ظاهر میشود.(2)
این افكار انحرافی شیخیه در برخی از جمله در میرزا علی محمد شیرازی تأثیر گذاشت و او را وسوسه كرد كه ادعای ناحق كند و بگوید من ركن رابع و یا باب حضرت مهدی(ع) هستم و اندكی بعد گفت: من مهدی موعود هستم و برخی از پیروان شیخیه هم به او پیوستند.
ادوارد براون انگلیسی در مقدمه نقطة الكاف مینویسد: میرزا علی محمد شیرازی اول ادعا كرد كه او باب (واسطه بین امام غایب و شیعیان) است ولی طولی نكشید كه یك قدم به جلو نهاد و ادعا كرد كه او همان قائم موعود، مهدی منتظر و امام ثانی عشر است در این هنگام لقب باب را به یكی از پیروان خویش ملا حسین بشرویهای داد.(3)
حسین خان نظام الدوله حاكم شیراز از بیم تفرقه و فتنه پدید آمده تدبیری اندیشد، روزی به طور خصوصی پیش میرزا علی محمد شیرازی رفت و گفت: بر من روشن شده كه سخن و طریقه تو درست و به حق است. من دیشب در خواب دیدم كه تو نزد من آمدی وگفتی در جبین تو نور ایمان مشاهده میشود، میرزا علی محمد در پاسخ گفت: توخواب نبودی، بلكه در بیداری بودی و من خودم بودم به بالین تو آمدم و این مطالب را به توگفتم. حسین خان نظام الدوله دست او را بوسید و گفت: من و این همه قشون در اختیار شما.
باب گفت: وقتی كه پیروز شدیم سلطنت روم را به تو خواهم داد. حسین خان گفت: من سلطنت نمیخواهم، آرزوی من شهادت در ركاب تو است، لیكن بیا قبل از همه، حال كه حجت را بر من تمام كردی، بر علما نیز تمام كن، در جلسهای در حضور علما دعوت خویش را اظهار كن و آنان آن گاه كه صداقت تو را دانستند و به تو ایمان آوردند، كار سهل است. او این پیشنهاد را پذیرفت و در جلسهای دعوت خویش را اظهار نمود. نظام الدوله گفت: بهتر است كه دعوت خویش را با دست خود بنویسی تا هر كه بخواهد، آن را بخواهد و ایمان آورد. او پسندید و قلم در دست گرفت و چند سطری نوشت. علمای مجلس به نوشته او نگریستند و دانستند كه چه قدر بی سواد است. نظام الدوله بدو نگریست و گفت: با این كه هنوز چند جمله بیش ننوشتهای این همه اغلاط، تو چگونه جرئت كردی كه چنین ادعا كنی، دستور دارد در همان جلسه هر دو پای او را بستند و زدند و سر انجام علی محمد به ناچار به غلط كردم و توبه و استغفار واداشت.(4)
علی محمد باب در فارس، اصفهان و در قلعه چهریق ماكو در آذربایجان محبوس شد، سپس وادارش كردند كه با علما مناظره كند. وی كه در برابر علما در حكم كودكی بیش نبود، در مناظره اظهار عجز نمودو از كرده خویش پشیمان شد و از ادعایش دست بر داشت. پس از این مناظره والی تبریز او را بار دیگر در قلعه چهریق زندانی كرد و چندی بعد در عهد حكومت ناصر الدین شاه قاجار و صدارت امیر كبیر، در تبریز اعدام شد.
یحیی نوری ملقب به صبح ازل جانشین او شد او با برادرش میرزا حسین علی معروف به بهاءاللَّه به عراق تبعید شدند، در عراق بین این دو برادر اختلاف افتاد و هر كدام خود را جانشین علی محمد باب معرفی كردند.
دولت عثمانی این دو را به قبرس و فلسطین تبعید نمود. پیروان یحیی نوری را "ازلی" و پیروان میرزا علی محمد را "بهائی" نامند. بهاییها برای خود قائل به دین و شریعت جدید هستند، همتشان مبارزه با اسلام است. دولتهای استعماری غربی در پی ترویج آن بر آمدند و امروزه مركز بهائیت در فلسطین اشغالی است.(5)
پی نوشتها:
1 . این واژه را شیخ احمد احسایی به كار برد كه مترادف با اصطلاح جسم برزخی فلاسفه است.
2 . مبلغی، تاریخ ادیان و مذاهب جهان، ج 3، ص 1396 - 1400.
3 . لغت نامه دهخدا، ج 3، ص 3250.
4 . لغت نامه دهخدا، همان، ص 3251.
5 . برای اطلاع بیشتر ر. ك: لغت نامه دهخدا، واژه "باب" و مبلغی، تاریخ ادیان و مذاهب جهان، ج 3، ص 1396 به بعد.
|











