لیست توصیفنامه ها21 آبان 87 - 21:20 | |
ای صمیمی ای دوست ؛ گاه و بیگاه به لبه پنجرۀ خاطره ام می آیی !!! ای قدیمی ای خوب ، تو مرا یاد كنی یا نكنی من به یادت هستم !!! آرزویم همه سرسبزی توست |
30 مهر 87 - 09:06 | |
یاد گرفتم که عشق با تمام عظمتش دو سه ماه بیشتر زنده نیست یاد گرفتم که عشق یعنی فاصله و فاصله یعنی دو خط موازی که هیچگاه به هم نمی رسند یاد گرفتم در عشق هیچکس به اندازه خودت وفادار نیست و یاد گرفتم هر چه عا شق تری ، تنهاتری |
21 شهریور 87 - 12:43 | |
برای خریدن عشق هر کس هرچه داشت آورد دیوانه هیچ نداشت و گریست گمان کردند چون هیچ ندارد می گرید اما هیچکس ندانست که قیمت عشق اشک است ! |
25 مرداد 87 - 17:46 | |
دوستت دارم به چشمانی كه رنگش رنگ شبهاست
به آن نازی كه در چشم تو پیداست
به لبخندی كه چون لبخند گلهاست
به رخسارت كه چون مهتاب زیباست
به گلهای بهار و عشق و هستی
به قرآنی كه او را می پرستی قسم
ای نازنین تا زنده هستم تو را
من دوست دارم....میپرستم
|
8 مرداد 87 - 21:31 | |
کوری روی پلههای ساختمانی نشسته و کلاه و تابلویی را در کنار پایش قرار داده بود روی تابلو خوانده میشد: من کور هستم لطفا کمک کنید . روزنامه نگارخلاقی از کنار او میگذشت نگاهی به او انداخت فقط چند سکه د ر داخل کلاه بود.او چند سکه داخل کلاه انداخت و بدون اینکه از مرد کور اجازه بگیرد تابلوی او را برداشت ان را برگرداند و اعلان دیگری روی ان نوشت و تابلو را کنار پای او گذاشت و انجا را ترک کرد. عصر انروز روز نامه نگار به ان محل برگشت و متوجه شد که کلاه مرد کور پر از سکه و اسکناس شده است مرد کور از صدای قدمهای او خبرنگار را شناخت و خواست اگر او همان کسی است که ان تابلو را نوشته بگوید ،که بر روی ان چه نوشته است؟روزنامه نگار جواب داد:چیز خاض و مهمی نبود،من فقط نوشته شما را به شکل دیگری نوشتم و لبخندی زد و به راه خود ادامه داد. مرد کور هیچوقت ندانست که او چه نوشته است ولی روی تابلوی او خوانده میشد: امروز بهار است، ولی من نمیتوانم آنرا ببینم !!!!! وقتی کارتان را نمیتوانید پیش ببرید استراتژی خود را تغییر بدهید خواهید دید بهترینها ممکن خواهد شد باور داشته باشید هر تغییر بهترین چیز برای زندگی است. حتی برای کوچکترین اعمالتان از دل،فکر،هوش و روحتان مایه بگذارید این رمز موفقیت است .... لبخند بزنید! |
4 مرداد 87 - 12:23 | |
عشق یعنی مستی و دیوانگی - عشق یعنی با جهان بیگانگی عشق یعنی شب نخفتن تا سحر - عشق یعنی سجده ها با چشم تر عشق یعنی سر به دار آویختن - عشق یعنی اشك حسرت ریختن عشق یعنی در جهان رسوا شدن - عشق یعنی مست و بی پروا شدن عشق یعنی سوختن یا ساختن - عشق یعنی زندگی را باختن عشق یعنی انتظار و انتظار - عشق یعنی هرچه بینی عكس یار عشق یعنی دیده بر در دوختن - عشق یعنی در فراقش سوختن عشق یعنی لحظه های التهاب - عشق یعنی لحظه های ناب ناب عشق یعنی سوز نی ، آه شبان - عشق یعنی معنی رنگین كمان |
- 1
- 2





