تبلیغات


__
لیست توصیفنامه ها
25 آذر 85 - 06:09
خوشحال میشم در این کلوب هم عضو شوید: http://www.cloob.com/club.php?id=28062#&postlist زنی از تاریخ من سراغ دریچه ای بارانی می روم که روبه افقی سبز گشوده می شود به پیشواز کبوتری سرخ که از خاکسترش گل می روید من از سمت ستاره ها به پیشواز مردی خواهم رفت که با تمام ابعاد کج و معوج خیالش ، قابل پرستش است و عاقبت به انتظار کسی خواهم ماند که با سکوتش سخن می گوید من کسی هستم که با خود ققنوس سوغات می برد و تنها آرزویش این است که باورش کنند و در پایان قصه ... پشت تمام این دریچه های خیس ، یک افق به سمت پنجره تنهایی من سبز می شود ... وقتی که باران با تمام قطراتش انتظار مرا باور کند . من ثبت خواهم شد در تاریخ: زنی از جنس باران ... خیس خیس ... به ا نتظار مردی بود دستفروش... که در خیابان تلخ تنهایی ، کبوتر سرخ می فروخت . من ثبت خواهم شد ، "در تاریخ" http://hoora.berahma.mihanblog.com/
21 آذر 85 - 05:44
هر چند که دوست بهتر از گنج و زر است چون گشت زیاد مایه دردسر است آری مثل دوست به آتش ماند از بهر تو کمش نفع و زیادش ضرر است
19 آذر 85 - 15:20
اینم مثل من چرا همه دوستاش پسرن؟؟!!
27 آبان 85 - 19:30
bayad begam sedat ham mesle khodet naz va doos dashtanie...buus buss bYE
24 آبان 85 - 09:52
chera axeto khat khati kardi pesare bad
23 آبان 85 - 05:37
عكسو چرا همچین كردی؟
__