تبلیغات


__
لیست توصیفنامه ها
9 بهمن 85 - 01:24
از کنار یکدیگر رد می شویم و تنها چیزی که در سال های دور باقی می ماند ، تنها ،‌خاطره ایست که مثل باد به جای باد ، هر کجا که می خواهد می رود...می وزد.شاید به همین دلیل ساده است که از خودم چیزی برای گفتن...پنهان کردن...یا از دست دادن ندارم. مانند دانه برفی که فقط یک بار درست در برابر چشمانت ،‌از بالا ،‌از میان هزاران دانه برف آرام فرود می آید و در انبوه سپیدی برف پوش زمین جایی ، می نشیند و گم می شود و تو دیگر آن را نخواهی یافت ، نخواهی دید...همچون رهگذری که فقط یک لحظه از کنارت می گذرد و تو تا پایان دنیا ،‌دیگر او را نمی بینی و نخواهی دانست که او که بود.من هم یکی از همان رهگذرانم ! درست مثل تو ! همه ما از کنار یکدیگر رد می شویم ، گاهی به سادگی...گاهی به مهربانی...گاهی دیر و...گاهی ناتمام. ناتمام از کنارم رد شوید و سنگ ها را از راهم جمع کنید تا به سادگی از کنارتان رد شوم. در انتظار شما در http://www.cloob.com/club.php?id=62#&postlist&
9 دی 85 - 05:17
سلام و درود بر شما دوست گرامی امیدوارم که حال شما و اونی که از همه بیشتر دوستش دارین،خوبه خوب باشه. باعث افتخار هست که جنابالی در کلوب ما حضور داشته باشید و با شرکت در مباحث کلوب،ما را از تجربیات خود بهره مند سازید. عشاق و قدم زدن زیر باران: http://www.cloob.com/club.php?id=29703#&postlist&
8 دی 85 - 12:58
اگه میدونستی که چقدر تنهام برام اشک میریختی اما اگه میدونستی که چقدر اشک میریزم هیچوقت تنهام نمیزاشتی.
1 دی 85 - 02:40
عمرتو صد شبه یلدا دلتو قده یه دریا توی این شبهای سرما یادتو همیشه با ما شب یلدا مبارک
28 آذر 85 - 08:43
مراتو بی سببی نیستی براستی صلت کدام قصیدهای ای غزل ستاره باران جواب کدام سلامی به آفتاب از دریچه تاریک کلام از نگاه تو شکل می بندد خوشا نظر بازیا که تو آغاز می کنی پس پشت مردمکانت فریاد کدام زندانیست کهآزادی را با لبانی براماسیده گل سرخی پرتاب می کند ور نه این ستا ره بازی هاشا چیزی بدهکار آفتاب نیست نگاه از صدای تو ایمن میشود چه مومنانه نام مرا آواز می کنی ودلت کبوتر آشتیست در خون تپیده به بام تلخ بااین همه چه بالا چه بلند پرواز می کنی
20 آذر 85 - 23:48
دقایقی تو زندگیت هست که دلت برای کسی اونقدر تنگ میشه که دلت میخواد اونو از تو رویات بیرون بکشی و توی دنیای واقعی با تمام وجودت بغلش كنی و من
__