تبلیغات


__
لیست توصیفنامه ها
23 اردیبهشت 87 - 11:03
علائم علاقمندی مرد به زن مردان زمانیكه نسبت بچیزی یا كسی علاقه داشته باشند بصورت غیر ارادی و ناخداگاه حركات جسمانی بخصوصی از خود نشان میدهند كه نشانگر وجـود اشتیاق نسبت به آن چیز یا فرد است. در این قسمت برخی از این علائم را یادآور میشویم. نزدیك آمدن اگر مردی علاقمند باشد، به شـما نزدیـك می شود، شكمكش را تو و سینه اش را جلو میدهد، صاف می ایستد و سپس ژست گرفتن شروع میشود...! ژست دستش را به طرف گلویش برده و كراوات خود را صاف میكند یقه اش را میزان میكند گرد و غبار فرضی روش شانه هایش را میتكاند آستین، پیراهن و لباسهای دیگر خود را مرتب و صاف میكند موهایش را مرتب میكند. قلاب كردن شست در كمربند : این عمل به معنای ابراز و بیان قدرت و صلابت مردانگی بوده و فرد سعی در نشان دادن قدرت و توانگری خود میكند. حالت بدن : وضعیت بدن یك نشانه است، اگر او علاقمند باشد، به سمت شما قرار خواهد گرفت. اگر در حال نشستن پایش به سـمت شما اشاره نماید، این یك علامت خوب خواهد بود. خیره شدن : خیره شدن به شما حتی چند ثانیه بیشتر از حد لزوم، همراه گشاد كردن چشم ها به معنای نشان دادن چراغ سبز است. نگاه معنی دار به حالت نظاره سه ضلعی او توجه كنید: - چشم در چشم - سپس بسوی دهان و چانه - بسمت قسمت های دیگر بدن - برگشت دوباره بسمت چشم ها بفرمی سه ضلعی دست به كمر ایستادن : این حالت ایستادن برای بزرگتر جلوه نمودن و ابراز آمادگی برای گرفتاری و درگیری است! نشانه های دیگر بالا بردن ابروها جدا شدن لب ها از یكدیگر تكان خوردن لبه های بینی بازی كردن با جوراب و بالا كشیدن آن برانداز كردن طرف مقابل باز و بستن دكمه ژاكت لمس نمودن صورت خود هنگام صحبت فشردن دسته عینك
17 فروردین 87 - 18:17
آسمون منو تو یه مدته سیاه شده گفتن دوست دارم كم شده كیمیا شده اون غروری كه گذاشته بودیمش یه جای دنج اومده باز توی قلب من وتو خدا شده اون حسادت هایی كه اول طعم عاشقی رو داشت حالا انگار ارزشش قد یه ادعا شده اون دسا كه داده بودیم توی رویامون به هم تقصیر كیه نمی دونم ولی رها شده ما قرار نبود مثل بقیه زندگی كنیم چرا حرف هامون مث تموم آدما شده گنبد عشق منو تو ضریحاش طلایی بود طلا ها ریخته و جنس گنبدا بلا شده ما رو چشمون زدن ما كه با هم بد نبودیم ما چه تقصیری داری بیا با من دلم تنها ترین است/ نگاهت در دلم شور آفرین است/ مرا مستی دهد جام لبانت/ شراب بوسه ات گیرا ترین است/ ز یك دیدار پی بردی به حالم/ عجب درمن نگاهت نكته بین است/ سخن از عشق ومستی گوی با من/ سخن هایت برایم دلنشین است/ مرا در شعله ی عشقت بسوزان/ كه رسم دوستداریها همین است/ نشان عشق را در چشم تو خواندم/ دلم چون كویی آیینه بین است/ به من لطف گل مهتاب دادی/ تنت با عطر گلها همنشین است/ دوست را هم تو باش آغاز وپایان/ كه عشق اولی وآخرینست ای كاش كودك بودم ،تا بزرگ ترین شیطنت زندگیم نقاشی روی دیوار بود. ای كاش كودك بودم ، تا از ته دل می خندیدم، نه اینكه مجبور باشم همواره تبسمی تلخ بر لب داشته باشم. ای كاش كودك بودم ، تا در اوج ناراحتی و درد با یك بوسه تو، همه چیز را فراموش می كردم عشق افسانه نیست آنكه عشق آفرید دیوانه نیست عشق آن نیست كه در كنارش باشی عشق آن است كه به یادش باشی با سیم ناز مژهات یه عمر گیتار میزنم/نگاهتو كوك نكنی من خودمو دار میزنم/چشات اگه رو پنجره طرح ستاره نزنن/دست خودم نیست دلمو به درو دیوار میزنم آغوش پاركینگی است كه جریمه ندارد . . . . بوسه تصادفی است كه خسارت ندارد . . . . . . . . چیه دنبالم راه افتادی؟ كاش می شد باردیگر سرنوشت از سر نوشت كاش می شد هر چه هست بر دفتر خوبی نوشت كاش می شد از قلمهایی كه بر عالم رواست با محبت, با وفا, با مهربانیها نوشت كاش می شد اشتباه هرگز نبودش در جهان داستان زندگانی بی غلط حتی نوشت كاش دلها از ازل مهمور حسرتها نبود كاین همه ای كاشها بر دفتر دلها نوشت زندگی مثل یه دیكته اس هی می نویسیم، هی غلط می نویسیم، هی پاك می كنیم دوباره هی می نویسیم، هی پاك می كنیم غافل از اینكه عزرائیل داد میزنه: برگه ها بالا می گویند ؛ چون بگذشت روزی بگذرد هرچیز با آن روز باز می گویند ؛ خوابی هست كار زندگانی زان نباید یاد كردن.... خاطر خود را بی سبب ناشاد كردن! فراموش كن آنچه را كه نمی توانی به دست بیاوری و بدست آور آنچه را كه نمیتوانی فراموش كنی آنگاه كه ضربه های تیشه زندگی را بر ریشه آرزوهایت حس می كنی، به خاطر بیاور كه زیبایی شهاب ها از شكستن قلب ستارگان است سكوتم را به باران هدیه كردم/ تمام زندگی را گریه كردم/ نبودی در فراق شانه‌هایت / به هر خاكی رسیدم تكیه كردم. بی تو مهتاب شبی باز ازآن كوچه گذشتم/همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم/شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم/شدم آن عاشق دیوانه كه بودم فرقی نمی‌كند گودال آبی كوچك باشی یا دریای بیكران ، زلال كه باشی آسمان در توست اگه یه روز بغض گلوت رو فشرد ؛ ...خبرم كن ... بهت قول نمیدم كه میخندونمت .ولی می تونم باهات گریه كنم ...اگه یه روز خواستی در بری ...حتماً خبرم كن ،قول نمیدم كه ازت بخوام وایسی .اما می تونم باهات بیام ...اما اگه یه روز سراغم رو گرفتی ...و خبری نشد ...سریع به دیدنم بیا ...احتمالاً بهت احتیاج دارم شب را دوست دارم! چون دیگر رهگذری از كوچه پس كو چه های شهرم نمی گذرد تا سر گردانی مرا ببیند . چون انتها را نمی بینم .تا برای رسیدن به آن اشتیاقی نداشته باشم شب را دوست دارم چون دیگر هیچ عابری از دور اشك های یخ زده ام را در گوشه ی چشمان بی فروغم نمی بیند شب را دوست دارم : چرا كه اولین بار تو را در شب یافتم از شب می ترسم : تو را در شب از دست دادم. از شب متنفرم ، به اندازه ی تمام عشق های دروغین با آفتاب قهرم چرا شبها به دیدارم نمی آید؟ آبی تر از آنیم كه بی رنگ بمیریم/ از شیشه نبودیم كه با سنگ بمیریم/ تقصیر كسی نیست كه این گونه غریبیم/ شاید كه خدا خواست كه دلتنگ بمیریم انسان با سه بوسه تكمیل می شود 1-بوسه مادر كه با آن با یه عرصه خاكی می گذاری 2- بوسه عشق كه یك عمر با آن زندگی می كنی 3- بوسه خاك كه با آن با به عرصه ابدیت می گذاری همیشه غمگین ترین و رنجورترین لحظات انسان توسط كسی ساخته می شود كه شیرین ترین و شاد ترین لحظات را برای او ساخته است هیچوقت كسی رو كه دوست داری به خاطر غرورت از دست نده همیشه سعی كن غرورت رو به خاطر كسی كه دوست داری از دست بدی باز باران بی ترانه***گریه هایم عاشقانه***می خورد بر سقف قلبم***یاد ایام تو داشتن***می زند سیلی به صورت***باورت شاید نباشد***مرده است قلبم ز دستت***فكر آنكه با تو بودم***با تو بودم شاد بودم***توی دشت آن نگاهت***گم شدن در خاطراتت اگر از پایان گرفتن غم هایت نا امید شده ای ، به خاطر بیاور زیباترین صبحی كه تا به حال تجربه كرده ای مدیون صبرت در برابر سیاهترین شبی هستی كه هیچ دلیلی برای تمام شدن نمی دید دوستی شوخی سرد آدمهاست بازی شیرین گرگم به هواست واسه كشتن غرور من و تو دوستی توطئه ثانیه هاست زندگی قشنگه اگه با تو باشه... مرگ قشنگه اگه برای تو باشه... دلتنگی قشنگه اگه به خاطر تو باشه... من قشنگم اگه با تو باشم اما تو هرجور كه باشی قشنگی دنیا 3تا دوست دارم... خورشید، ماه و تو. اولی رو برای روزم میخوام /دومی رو واسه‌ی شبم میخوام / ولی تو رو برای تك تك لحظه‌های زندگیم میخوام تنهای تنه دیگه یار نمی خوام وقتیكه می بینی عشق دوروغه چراغش بی فروغه آخه وقتی كه وفا نیست عشقو عاشقی چیست؟؟؟ مهربانی را در نگاه منتظر كودكی دیدم كه آبنباتش را به دریا انداخت تا آب شیرین شود شمع دانی به دم مرگ به پروانه چه گفت؟ گفت ای عاشق بیچاره فراموش شوی... سوخت پروانه ولی خوب جوابش را داد گفت طولی نكشد تو نیز خاموش شوی نجوم نخوندم, ولی می دونم تو هفت آسمون یه ستاره ندارم... ***** فیزیك نخوندم, ولی می دونم « هر عملی را عكس العملی است...» غیر از عشق من به تو و می دونم كه واحد اندازه گیری عشق, ژول و كالری و وات و... نیست ***** زیست شناسی نخوندم, ولی می دونم قلب همون دله كه می تونه برای یه نفر تنگ بشه یا تندتر بزنه می دونی طاقت جداییو ندارم با تو من مثل صد تا بهارم می خوام كه نری تو از كنارم ازت زیاد خاطره دارم می خوام اسمتو من نفس بذارم از تو بگم در سایه سارم هر جا بری من دوسِت می دارم از عاشقای این دیارم به یاد شبای زیر بارون كه خیس میشد تموم سر و پاهامون شبا همش من خواب تو رو می بینم بین هفت تا آسمون رو زمینم بنام خدای عاشقان: كاش می شد عشق را تفسیر كرد/ كاش می شد عمر را تكثیر كرد/ روی این گردونه نا مهربان/ گرمی مهر تو را تصویر كرد فقط موجهای دریا هستند كه عاشقن آره فقط اونا هستن با اینكه میدونن اگر برسن به ساحل میمیرن بازم بیقرار رسیدن خوشبخت ترین پسر كسیست كه اولین عشق یه دختر باشد و خوش بخت ترین دختر كسیست كه آخرین عشق یك پسر باشد وقتی ناامید شدی به یاد بیار كسی رو كه تنها امیدش تویی وقتی پر از سكوت شدی به یاد بیار كسی رو كه به صدات محتاجه وقتی دلت خواست ازغصّه بشكنه به یاد بیار كسی رو كه توی دلت یه كلبه ساخته عشق مثل یك ساعت شنی می ماند همزمان كه قلب را پر می كند مغز را خالی می كند!! زیباترین گل با اولین باد پاییزی پرپر شد، باوفاترین دوست به مرور زمان بی‌وفا شد، این پرپر شدن از گل نیست و این بی وفایی از دوست نیست، از روزگار است... همیشه دوست داشتم ابر باشم.چون ابر آنقدر شهامت داره كه هر وقت دلش میگیره جلوی همه گریه كنه دلی گفت: كه آخر چه بود حاصل من؟ عشق فرمود: تا چه بگوید این دل من! عقل نالید: كجا حل شود این مشكل من؟ مرگ خندید: در این خانه‌ی ویرانه‌ی من! نمی‌نویسم، چون می‌دانم هیچ گاه نوشته‌هایم را نمی‌خوانی، حرف نمی‌زنم، چون می‌دانم هیچ گاه حرف‌هایم را نمی‌فهمی، نگاهت نمی‌كنم، چون تو اصلا نگاهم را نمی‌بینی، صدایت نمی‌زنم، زیرا اشك‌های من برای تو بی‌فایده است، فقط می‌خندم، چون تو در هر صورت می‌گویی من دیوانه‌ام رنگین كمان پاداش كسی است كه تا آخرین قطره زیر باران می ماند خدایا: من گمشده ی دریای متلاطم روزگارم و تو بزرگواری! پس ای خدا! هیچ می دانی كه بزرگوار آن است كه گمشده ای را به مقصد برساند ؟ تا ابد محتاج یاری تو ، رحمت تو ، توجّه تو ، عشق تو ، گذشت تو ، عفو تو ، مهربانی تو ، و در یك كلام ... محتاج توام ! دیشب ندیدی كه چه محشر كردم/ با اشك تمام كوچه را تر كردم/ دیشب كه سكوت دق مرگم می كرد/ وابستگی ام را به تو عادت كردم عشق یعنی خاطرات بی غبار/ دفتری از شعر و از عطر بهار/ عشق یعنی یك تمنا یك نیا/ز زمزمه از عاشقی با سوز و ساز/ عشق یعنی چشم خیس مست او/ زیر باران دست تو در دست او اجازه هست خیال كنم تاآخرش مال منی؟ خیال كنم دل منو با رفتنت نمی شكنی اجازه هست خیال كنم بازم میای می بینمت بااون چشمای مهربون دوباره چشمك میزنی طپش طپش باچشمكت غزل بگم برای تو بااتكا به عشق تو تو زندگی برم جلو تنهایی را دوست دارم زیرا بی وفا نیست ... تنهایی را دوست دارم زیرا عشق دروغی در آن نیست ... تنهایی را دوست دام زیرا تجربه كردم ... تنهایی را دوست دارم زیرا خداوند هم تنهاست.... تنهایی را دوست دارم زیرا.... در كلبه تنهایی هایم در انتظار خواهم گریست و انتظار كشیدنم را پنهان خواهم كرد عشق رازی است مقدس. برای كسانی كه عاشقند،عشق برای همیشه بی كلام می ماند؛اما برای كسانی كه عشق نمی ورزند،عشق شوخیِ بی رحمانه ای بیش نیست چشمانت را برای زندگی می خواهم اسمت را برای دلخوشی می خوانم دلت را برای عاشقی می خواهم صدایت را برای شادابی می شنوم دستت را برای نوازش و پایت را برای همراهی می خواهم عطرت را برای مستی می بویم خیالت را برای پرواز می خواهم و خودت را نیز برای پرستش باد كه میاد آروم آروم قاصدك هارو میاره/ دلم میگه خدا كنه باز خبر از تو بیاره/ چشام همش تا به سحر به یاد تو خواب نداره/ خاطره ها جون می گیره باز تو رو یادم بیاره فریاد من سكوت كردن است...ابراز عشق من قهر كردن است...شادی من گریه كردن است...امّا وقتی تو را میبینم از شادی عشق مو با فریاد ابراز می كنم دوست داری بگم میخواهم هر روز صبح با صدات بیدار شم بعد بگم با ساعتم بودم ؟ دوست داری بگم چرا رفتی بعد بفهمی با برق بودم ؟ دوست داری بگم هر جا باشی پیدات میكنم بعد بفهمی با دسته كلیدم بودم ؟ دوست داری بگم دوست دارم بعد فكر كنی ... نه دیگه – این دفعه با خودت بودم یه سنگ كافیست برای شكستن یه شیشه! یه جمله كافیست برای شكستن یه قلب! یه ثانیه كافیست برای عاشق شدن! یه دوست مثل تو كافیست برای تمام زندگی برف از آسمون خسته می شه, زمستون بهونست برگ از درخت خسته میشه, پاییز بهونست, دلم برات تنگ می شه آف بهونست می دونی طاقت جداییو ندارم با تو من مثل صد تا بهارم می خوام كه نری تو از كنارم ازت زیاد خاطره دارم می خوام اسمتو من نفس بذارم از تو بگم در سایه سارم هر جا بری من دوسِت می دارم از عاشقای این دیارم به یاد شبای زیر بارون كه خیس میشد تموم سر و پاهامون شبا همش من خواب تو رو می بینم بین هفت تا آسمون رو زمینم گفتمش: دل می‏خری؟! پرسید چند؟! گفتمش: دل مال تو، تنها بخند. خنده كرد و دل ز دستانم ربود تا به خود باز آمدم او رفته بود دل ز دستش روی خاك افتاده بود جای پایش روی دل جا مانده بود اگر قرار بود تو دنیا جای چیزی باشم،،، دوست داشتم جای اشك رو گونه هات باشم،،، تو چشات متولد بشم ،،، رو پلكات جون بگیرم،،، رو گونه هات جاری شم،،، رو لبات بمیرم..... تا بدونی چقدر دوست دارم عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست، بلكه نداشتن كسی است كه الفبای دوست داشتن را برایت تكرار كند و تو از اون رسم محبت بیاموزی دیروز در دادگاه دلم/ مغز من قاضی بود/ متهم قلبم بود/ جرم من عشقم بود/ عشق من یاد تو بود/ حق من اعدام بود بوسه تنها تصادفی است كه پلیس راه ندارد. دریای غم تنها دریایی است كه ساحل ندارد. قلب تنها چیزی است كه شكستنش صدا ندارد. عاشقی تنها دردی است كه درمان ندارد در دادگاه عشق ... قسمم قلبم بود وكیلم دلم و حضار جمعی از عاشقان و دلسوختگان. قاضی نامم را بلند خواند و گناهم را دوست داشتن تو اعلام كرد و پس محكوم شدم به تنهایی و مرگ . كنار چوبه ی دار از من خواستند تا آخرین خواسته ام را بگویم و ومن گفتم به تو بگویند ... دوستت دارم كاش می شد عشق را ابراز كرد/ یا كه عشق را با سحر آغاز كرد/ لحظه به لحظه دم به دم ساعت به ساعت خواهمت/ گر خوشم یا نا خوشم در هر دو حالت خواهمت من می خوام كبوتر دل تو رو اسیر كنم/ این دل تشنه رو از چشمه عشقت سیر كنم/ بزنم به موج دریای خیال عشق تو/ باقی عمرم و عاشقونه با تو پیركنم! می‌گویند سه چیز زاده عشق نیست: جدایی، سفر، فراموشی، ولی آن زمان كه تو مرا تنها گذاشتی و فراموشم كردی من لحظه لحظه عاشقت شدم دوست آن نیست كه هر لحظه كنارت باشد، دوست آن است كه هر لحظه به یادت باشد. عشق یعنی كوچك كردن دنیا به اندازه یك نفر یا بزرگ كردن یك نفر به اندازه دنیا! عشق یعنی دستهایم ماله توست/ چشمهای خسته ام دنبال توست/ عشق یعنی ما گرفتار همیم / دوستدار هم طرفدار همیم/ هرچه میخواهد دلش آن می كند میكشد مارا و كتمان میكند/ عشق غیر از تاولی پر درد نیست/ هركس این تاول ندارد مرد نیست/ آمدم تا عشق را معنا كنم/ بلكه جای خویش را پیدا كنم/ آمدم دیدم كه جای لاف نیست/ عشق غیر از عین و شین و قاف نیست/ شیشه ای می شكند... یك نفر می پرسد...چرا شیشه شكست؟ مادر می گوید...شاید این رفع بلاست. یك نفر زمزمه كرد...باد سرد وحشی مثل یك كودك شیطان آمد. شیشه ی پنجره را زود شكست. كاش امشب كه دلم مثل آن شیشه ی مغرور شكست، عابری خنده كنان می آمد... تكه ای از آن را برمی داشت مرهمی بر دل تنگم می شد... اما امشب دیدم... هیچ كس هیچ نگفت غصه ام را نشنید... از خودم می پرسم آیا ارزش قلب من از شیشه ی پنجره هم كمتر است؟دل من سخت شكست اما، هیچ كس هیچ نگفت و نپرسید چرا زندگی شاید همین باشد یك فریب ساده و كوچك آن هم از دست كسی كه تو دنیا را جز با او وجز برای او نمی خواهی تو كه بالا بلند و نازنینی/ تو كه شیرین لب و عشق آفرینی/ كنارم لحظه ای بنشین چه حاصل/ كه فردا بر سر خاكم نشینی زندگی سه چیز است: اشكی كه خشك میشود! لبخندی كه محو میشود!یادی كه میماند و فراموش نمیشود دوستی با هر كه كردم خشم مادر زاد شد،آشیان هر جا گزیدم خانه ی صیاد شد ، دوستی با هر كه كردم مظهر نیرنگ شد ،ظاهرش زیبا ولی در باطنش صد رنگ شد عاشقت خواهم ماند..............بی آنكه بدانی. دوستت خواهم داشت ................بی آنكه بگویم . درد دل خواهم گفت............بی هیچ كلامی . گوش خواهم داد ....................بی هیچ سخنی . در آغوشت خواهم گریست.......بی آنكه حس كنی . در تو ذوب خواهم شد ...........بی هیچ حرارتی . این گونه شاید احساسم نمیرد آسمان را بنگر و به سكوت پر رمز و رازش بیاندیش ستاره ی خود را در آسمان زندگیت پیدا كن و به سمت آن ستاره حركت كن. نگران راه مباش، آنكه ستاره را برای تو آفرید راه رسیدن به آن را نیز نشانت خواهد داد. اگر كلمه دوستت دارم قیام علیه بند های من و توست ، اگر كلمه دوستت دارم نمایشگر عشق خدایی من نسبت به توست ، اگر كلمه دوستت دارم راضی كننده و تسكین دهنده قلبهاست ، اگر كلمه دوستت دارم پایان دهنده جدایی هاست ، اگر كلمه دوستت دارم نشانگر اشتیاق راستین من نسبت به توست ، اگر كلمه دوستت دارم كلید زندان من و توست ، پس با تمام وجود فریاد می زنم دوستت دارم. سلام عزیز مهربون اجازه هست بشم فدات...؟ اجازه هست تو شعر من اثر بذاره خندهات...؟ شب كه میاد یواش یواش با چشمك ستاره هاش اجازه هست از آسمون ستاره كش برم برات..؟ اجازه هست بیای پیشم یه كم بگم دوست دارم؟ تو هم بگی دوسم داری بارون بشم دل ببارم بریم تو باغ اطلسی بی رنج و درد بی كسی بهت بگم اجازه هست گل روی موهات بذارم اجازه هست خیال كنم تا آخرش مال منی..؟ خیال كنم دل منو با رفتنت نمی شكنی دلخسته از امروز و فردای بهارم چیزی شبیه باد و باران كوله بارم باران نمی بارد ولی امشب به جای یك آسمان بی تو نشستن گریه دارم در دفتر بی سرنوشتیهای دنیا من چكنویس برگهای روزگارم شیرین تویی. فرهاد باشم یا نباشم یك بیستون سرد و خالی درد دارم شكایت عشق ندیدی چشمهایم زیر پایت جان سپرد آخر گلویم از صدای های هایت جان سپرد آخر نفهمیدی صدایم بغض سنگینی به دوشش بود به دوشش بود اما از جفایت جان سپرد آخر نترسیدی بگوید عاشقی نفرین به آیینت كه از چشمان جادویت خدایت جان سپرد آخر نمی دانی و می دانم كه می دانم نمی دانی كه دل در خواهش آن انزوایت جان سپرد آخر چقدر عزلت نشینی از برای یار دلگیر است بخوان شعرم كه شعرم در هوایت جان سپرد آخر ... فریاد چقدر عجیبه كه تا مریض نشی كسی برات گل نمی یاره تا گریه نكنی كسی نوازشت نمی كنه تا فریاد نكشی كسی به طرفت بر نمی گرده تا قصد رفتن نكنی كسی به دیدنت نمی یاد و تا وقتی نمیری كسی تورو نمی بخشه به جرم اینكه خیلی ساده بودم/ به زندان دلت افتاده بودم / اگر چه حكم چشمانت ابد بود/ برای مرگ هم آماده بودم روزگاریست همه عرض بدن می خواهند# همه از دوست فقط چشم و دهن می خواهند# دیو هستند ولی مثل پری می پوشند# گرگ هایی كه لباس پدری می پوشند# آنچه دیدند به مقیاس نظر می سنجند# عشق ها را همه با دور كمر می .
15 فروردین 87 - 17:47
دوستت ندارم به اندازه ی اقیانوس، . چون یه روز به آخرش میرسی . دوستت ندارم به اندازی خورشید، . چون غروب میكنه . دوستت دارم . به اندازی روت كه هیچوقت كم نمیشه گاهی اوقات آرزو می کنم ای کاش تک پرنده عاشقی بودم که میان صدها هزار پرنده بتوانم به قله بلند سرزمین هستی برسم و پرواز کان نغمه سر دهم که... من شیدای تو وعاشقانه دوستت دارم ======================= برای آنکه به طریق خود ایمان داشته باشیم ، لازم نیست ثابت کنیم که طریق دیگران نادرست است . کسی که چنین می پندارد ، به گامهای خود نیز ایمان ندارد . (پائولو کوئلیو ======================= عشق یعنی خون دل یعنی جفا عشق یعنی درد و دل یعنی صفا عشق یعنی یك شهاب و یك سراب عشق یعنی یك سلام و یك جواب عشق یعنی یك نگاه و یك نیاز عشق یعنی عالمی راز و نیاز ======================= به روی گونه تابیدی و رفتی مرا با عشق سنجیدی و رفتی تمام هستی ام نیلوفری بود تو هستی مرا چیدی و رفتی ======================= نفرین به اون کسایی که روی دلا پا می ذارن تا که می بینن عاشقی میرن و تنهات می ذارن نفرین به آدمایی که تو سینه ها دل ندارن عاشق عاشق کشین ، رحم و مروت ندارن ======================= روی یک طاقچه سنگی میون دو قاب رنگی بودن من وتو با هم داره تصویر قشنگی عکس تو تو قاب خاتم در حصار خالی از غم حتی در مرگ تن من نمی گیره رنگ ماتم ======================= آفرینش روز و شب، زیبایی زمین و كهكشانها، درخشش ستارگان فروزان، همه حاكی از وجود پروردگار یكتاست، پس از او اطاعت می كنیم، چون او معین كرده كه مرگ آغاز جاودانه هاست. ======================= می دونی زیباترین خط منحنی دنیا چیه ؟ لبخندی که بی اراده رو لبهای یک عاشق نقش می بنده تا در نهایت سکوت فریاد بزنه : دوستت دارم ===================== خواب ناز بودم شبی.... دیدیم كسی در میزند.... در را گشودم روی او ...دیدم غم است در می زند... ای دوستان بی وفا...از غم بیاموزید وفا..غم با آن همه بیگانگی..... هر شب به من سر می زند ====================== هزار دستگاه ریو، صد دستگاه آپارتمان، هزار سكه طلا و میلیاردها ریال اسكناس دو هزارتومانی فدای یه تار موی گلی مثل تو ====================== هرگاه دلت هوایم را کرد، به آسمان بنگر و ستارگان را ببین که همچون دل من در هوایت می تپند بیا با پاک ترین سلام عشق آشتی کنیم *بیا با بنفشه های لب جوب آشتی کنیم * بیا ازحسرت و غم دیگه باهم حرف نزنیم * بیا برخنده ی این صبح بهار خنده کنیم ======================= خوشبختی مثل یه پروانه است . وقتی دنبالش می‌دوی پرواز می‌كنه اما وقتی وایسی میاد رو سرت میشینه ======================= من همه ی قصه هام قصه ی توست اگه غمگینه اونم از غصه ی توست ======================= سهم من از دوری تو چیزی جز دلتنگی به اندازه دریاها ،نگاهی تاریك همچون شب های بدون مهتاب و لحظه هایی كه ثانیه به ثانیه میگذرند نیست .پس ای دوست بشنو صدای دلتنگی مرا ======================= تو بارانی من باران پرستم تودریایی من امواج تو هستم اگرروزی بپرسی باز گویم: تو من هستی و من نقش تو هستم ======================= طبق قانون بقای شادی هیچ شادی از بین نمیره؛ بلكه فقط از دلی به دلی دیگه جابه جا می‌شه ======================= اگرکسی واقعا کسی رو دوست داشته باشد بیشتر از اینکه بهت بگه دوست دارم میگه مواظب خودت باش...پس مواظب خودت باش ======================= وقتی برگ های پاییز رو زیر پات له می كنی یادت باشه روزی بهت نفس هدیه می كردن ======================= عیب جامعه این است كه همه می خواهند آدم مهمی باشند و هیچ كس نمی خواهد فرد مفیدی باشد ======================= ای عشق، شكسته ایم، مشكن ما را/ اینگونه به خاك ره میفكن ما را/ ما در تو به چشم دوستی می بینیم/ ای دوست مبین به چشم دشمن ما را رسم زمونه : تو چشم میذاری من قایم میشم .........اما تو یكی دیگه رو پیدا میكنی ====================== تکیه بر دوست مکن محرم اسرار کسی نیست ما تجربه کردیم کسی یار کسی نیست ====================== عشق کلید شهر قلب است به شرط آنکه قفل دلت هرز نباشد که با هر کلیدی باز شود ====================== مرگ آن نیست که در قبر سیاه دفن شوم مرگ آن است که از خاطر تو با همه ی خاطره ها محو شوم ====================== می خوام روی تمام سنگ های دنیا بنویسم دلم واست تنگ شده و آرزو میکنم یکی از اون سنگ ها به سرت بخوره تا بفهمی دل تنگی چه دردی ===================== غیر از غم عشق تو ندارم , غم دیگر شادم كه جز این نیست مرا همدم دیگر ===================== زدرد عشق توبا كس حكایتی كه نكردم چرا جفای تو كم شد؟شكایتی كه نكردم !!! ===================== گر هیچ مرا در دل تو جاست بگو گر هست بگو نیست بگو راست بگو ===================== گر نرخ بوسه را لب جانان به جان كند حاشا كه مشتری سر مویی زیان كند ===================== تو را برای وفای تو دوست می دارم******وگرنه دلبر پیمانه شکن فراوان است ===================== هر گز ندیدم بر لبی لبخند زیبای تو را هر گز نمی گیرد کسی در قلب من جای تو را ............................................................................................................................ عشق را دوسیت دارم اگه یه روز بغض گلوت رو فشرد بهت قول نمیدم که می خندومت ولی می تونم باهات گریه کنم اگه یه روز نخواستی به حرفهام گوش بدی خبرم کن........قول می دم که خیلی ساکت باشم اگه یه روز خواستی در بری بازم خبرم کن......قول نمی دم که ازت بخوام وایسی اما میتونم باهات بدوم اما.....................اگه یه روز سراغم رو گرفتیو خبری نشد..........سریع به دیدنم بیا حتمآ بهت احتیاج دارم ----------------------------------------------- وقتی دلتنگ شدی به یاد بیار کسی رو که خیلی دوست داره. .وقتی ناامید شدی به یاد بیار کسی رو که تنها امیدش تویی. وقتی پر از سکوت شدی به یاد بیار کسی رو که به صدات محتاجه. وقتی دلت خواست از غصه بشکنه به یاد بیار کسی رو که توی دلت یه کلبه ساخته. وقتی چشمات تهی از تصویرم شد به یاد بیار کسی رو که حتی توی عکسش بهت لبخند میزنه. وقتی به انگشتات نگاه کردی به یاد بیار کسی رو که دستای ظریفش لای انگشتات گم میشد. وقتی شونه هات خسته شد به یاد بیار کسی رو که هق هق گریش اونها رو می لرزوند ------------------------------------------- خیلی سخت است وقتی همه کنارت باشند و باز احساس تنهایی کنی. وقتی عاشق باشی و هیچ کس از دل عاشقت باخبر نباشد . وقتی لبخند می زنی و توی دل گریانی . وقتی تو خبر داری و هیچ کس نمی داند . وقتی به زبان دیگران حرف می زنی ولی کسی نمی فهمد . وقتی فریاد می زنی و کسی صدایت را نمی شنود . وقتی تمام درها به رویت بسته است... آن گاه دستهایت را به سوی آسمان بلند می کنی و از اعماق قلب تنها و عاشق و گریانت بانگ برمی آوری که: « ای خدای بزرگ دوستت دارم!» و حس می کنی که دیگر تنها نخواهی ماند. ---------------------------------------------- شاگردی از استادش پرسید: عشق چست؟ استاد در جواب گفت: به گندم زار برو و پر خوشه ترین شاخه را بیاور. اما در هنگام عبور از گندم زار، به یاد داشته باش که نمی توانی به عقب برگردی تا خوشه ای بچینی! شاگرد به گندم زار رفت و پس از مدتی طولانی برگشت. استاد پرسید: چه آوردی؟ و شاگرد با حسرت جواب داد: هیچ! هر چه جلو میرفتم، خوشه های پر پشت تر میدیدم و به امید پیدا کردن پرپشت ترین، تا انتهای گندم زار رفتم . استاد گفت: عشق یعنی همین! شاگرد پرسید: پس ازدواج چیست؟ استاد به سخن آمد که : به جنگل برو و بلندترین درخت را بیاور. اما به یاد داشته باش که باز هم نمی توانی به عقب برگردی! شاگرد رفت و پس از مدت کوتاهی با درختی برگشت . استاد پرسید که شاگرد را چه شد و او در جواب گفت: به جنگل رفتم و اولین درخت بلندی را که دیدم، انتخاب کردم. ترسیدم که اگر جلو بروم، باز هم دست خالی برگردم. همین!!
15 فروردین 87 - 16:49
آسمون منو تو یه مدته سیاه شده گفتن دوست دارم كم شده كیمیا شده اون غروری كه گذاشته بودیمش یه جای دنج اومده باز توی قلب من وتو خدا شده اون حسادت هایی كه اول طعم عاشقی رو داشت حالا انگار ارزشش قد یه ادعا شده اون دسا كه داده بودیم توی رویامون به هم تقصیر كیه نمی دونم ولی رها شده ما قرار نبود مثل بقیه زندگی كنیم چرا حرف هامون مث تموم آدما شده گنبد عشق منو تو ضریحاش طلایی بود طلا ها ریخته و جنس گنبدا بلا شده ما رو چشمون زدن ما كه با هم بد نبودیم ما چه تقصیری داری بیا با من دلم تنها ترین است/ نگاهت در دلم شور آفرین است/ مرا مستی دهد جام لبانت/ شراب بوسه ات گیرا ترین است/ ز یك دیدار پی بردی به حالم/ عجب درمن نگاهت نكته بین است/ سخن از عشق ومستی گوی با من/ سخن هایت برایم دلنشین است/ مرا در شعله ی عشقت بسوزان/ كه رسم دوستداریها همین است/ نشان عشق را در چشم تو خواندم/ دلم چون كویی آیینه بین است/ به من لطف گل مهتاب دادی/ تنت با عطر گلها همنشین است/ دوست را هم تو باش آغاز وپایان/ كه عشق اولی وآخرینست ای كاش كودك بودم ،تا بزرگ ترین شیطنت زندگیم نقاشی روی دیوار بود. ای كاش كودك بودم ، تا از ته دل می خندیدم، نه اینكه مجبور باشم همواره تبسمی تلخ بر لب داشته باشم. ای كاش كودك بودم ، تا در اوج ناراحتی و درد با یك بوسه تو، همه چیز را فراموش می كردم عشق افسانه نیست آنكه عشق آفرید دیوانه نیست عشق آن نیست كه در كنارش باشی عشق آن است كه به یادش باشی با سیم ناز مژهات یه عمر گیتار میزنم/نگاهتو كوك نكنی من خودمو دار میزنم/چشات اگه رو پنجره طرح ستاره نزنن/دست خودم نیست دلمو به درو دیوار میزنم آغوش پاركینگی است كه جریمه ندارد . . . . بوسه تصادفی است كه خسارت ندارد . . . . . . . . چیه دنبالم راه افتادی؟ كاش می شد باردیگر سرنوشت از سر نوشت كاش می شد هر چه هست بر دفتر خوبی نوشت كاش می شد از قلمهایی كه بر عالم رواست با محبت, با وفا, با مهربانیها نوشت كاش می شد اشتباه هرگز نبودش در جهان داستان زندگانی بی غلط حتی نوشت كاش دلها از ازل مهمور حسرتها نبود كاین همه ای كاشها بر دفتر دلها نوشت زندگی مثل یه دیكته اس هی می نویسیم، هی غلط می نویسیم، هی پاك می كنیم دوباره هی می نویسیم، هی پاك می كنیم غافل از اینكه عزرائیل داد میزنه: برگه ها بالا می گویند ؛ چون بگذشت روزی بگذرد هرچیز با آن روز باز می گویند ؛ خوابی هست كار زندگانی زان نباید یاد كردن.... خاطر خود را بی سبب ناشاد كردن! فراموش كن آنچه را كه نمی توانی به دست بیاوری و بدست آور آنچه را كه نمیتوانی فراموش كنی آنگاه كه ضربه های تیشه زندگی را بر ریشه آرزوهایت حس می كنی، به خاطر بیاور كه زیبایی شهاب ها از شكستن قلب ستارگان است سكوتم را به باران هدیه كردم/ تمام زندگی را گریه كردم/ نبودی در فراق شانه‌هایت / به هر خاكی رسیدم تكیه كردم. بی تو مهتاب شبی باز ازآن كوچه گذشتم/همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم/شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم/شدم آن عاشق دیوانه كه بودم فرقی نمی‌كند گودال آبی كوچك باشی یا دریای بیكران ، زلال كه باشی آسمان در توست اگه یه روز بغض گلوت رو فشرد ؛ ...خبرم كن ... بهت قول نمیدم كه میخندونمت .ولی می تونم باهات گریه كنم ...اگه یه روز خواستی در بری ...حتماً خبرم كن ،قول نمیدم كه ازت بخوام وایسی .اما می تونم باهات بیام ...اما اگه یه روز سراغم رو گرفتی ...و خبری نشد ...سریع به دیدنم بیا ...احتمالاً بهت احتیاج دارم شب را دوست دارم! چون دیگر رهگذری از كوچه پس كو چه های شهرم نمی گذرد تا سر گردانی مرا ببیند . چون انتها را نمی بینم .تا برای رسیدن به آن اشتیاقی نداشته باشم شب را دوست دارم چون دیگر هیچ عابری از دور اشك های یخ زده ام را در گوشه ی چشمان بی فروغم نمی بیند شب را دوست دارم : چرا كه اولین بار تو را در شب یافتم از شب می ترسم : تو را در شب از دست دادم. از شب متنفرم ، به اندازه ی تمام عشق های دروغین با آفتاب قهرم چرا شبها به دیدارم نمی آید؟ آبی تر از آنیم كه بی رنگ بمیریم/ از شیشه نبودیم كه با سنگ بمیریم/ تقصیر كسی نیست كه این گونه غریبیم/ شاید كه خدا خواست كه دلتنگ بمیریم انسان با سه بوسه تكمیل می شود 1-بوسه مادر كه با آن با یه عرصه خاكی می گذاری 2- بوسه عشق كه یك عمر با آن زندگی می كنی 3- بوسه خاك كه با آن با به عرصه ابدیت می گذاری همیشه غمگین ترین و رنجورترین لحظات انسان توسط كسی ساخته می شود كه شیرین ترین و شاد ترین لحظات را برای او ساخته است هیچوقت كسی رو كه دوست داری به خاطر غرورت از دست نده همیشه سعی كن غرورت رو به خاطر كسی كه دوست داری از دست بدی باز باران بی ترانه***گریه هایم عاشقانه***می خورد بر سقف قلبم***یاد ایام تو داشتن***می زند سیلی به صورت***باورت شاید نباشد***مرده است قلبم ز دستت***فكر آنكه با تو بودم***با تو بودم شاد بودم***توی دشت آن نگاهت***گم شدن در خاطراتت اگر از پایان گرفتن غم هایت نا امید شده ای ، به خاطر بیاور زیباترین صبحی كه تا به حال تجربه كرده ای مدیون صبرت در برابر سیاهترین شبی هستی كه هیچ دلیلی برای تمام شدن نمی دید دوستی شوخی سرد آدمهاست بازی شیرین گرگم به هواست واسه كشتن غرور من و تو دوستی توطئه ثانیه هاست زندگی قشنگه اگه با تو باشه... مرگ قشنگه اگه برای تو باشه... دلتنگی قشنگه اگه به خاطر تو باشه... من قشنگم اگه با تو باشم اما تو هرجور كه باشی قشنگی دنیا 3تا دوست دارم... خورشید، ماه و تو. اولی رو برای روزم میخوام /دومی رو واسه‌ی شبم میخوام / ولی تو رو برای تك تك لحظه‌های زندگیم میخوام تنهای تنه دیگه یار نمی خوام وقتیكه می بینی عشق دوروغه چراغش بی فروغه آخه وقتی كه وفا نیست عشقو عاشقی چیست؟؟؟ مهربانی را در نگاه منتظر كودكی دیدم كه آبنباتش را به دریا انداخت تا آب شیرین شود شمع دانی به دم مرگ به پروانه چه گفت؟ گفت ای عاشق بیچاره فراموش شوی... سوخت پروانه ولی خوب جوابش را داد گفت طولی نكشد تو نیز خاموش شوی نجوم نخوندم, ولی می دونم تو هفت آسمون یه ستاره ندارم... ***** فیزیك نخوندم, ولی می دونم « هر عملی را عكس العملی است...» غیر از عشق من به تو و می دونم كه واحد اندازه گیری عشق, ژول و كالری و وات و... نیست ***** زیست شناسی نخوندم, ولی می دونم قلب همون دله كه می تونه برای یه نفر تنگ بشه یا تندتر بزنه می دونی طاقت جداییو ندارم با تو من مثل صد تا بهارم می خوام كه نری تو از كنارم ازت زیاد خاطره دارم می خوام اسمتو من نفس بذارم از تو بگم در سایه سارم هر جا بری من دوسِت می دارم از عاشقای این دیارم به یاد شبای زیر بارون كه خیس میشد تموم سر و پاهامون شبا همش من خواب تو رو می بینم بین هفت تا آسمون رو زمینم بنام خدای عاشقان: كاش می شد عشق را تفسیر كرد/ كاش می شد عمر را تكثیر كرد/ روی این گردونه نا مهربان/ گرمی مهر تو را تصویر كرد فقط موجهای دریا هستند كه عاشقن آره فقط اونا هستن با اینكه میدونن اگر برسن به ساحل میمیرن بازم بیقرار رسیدن خوشبخت ترین پسر كسیست كه اولین عشق یه دختر باشد و خوش بخت ترین دختر كسیست كه آخرین عشق یك پسر باشد وقتی ناامید شدی به یاد بیار كسی رو كه تنها امیدش تویی وقتی پر از سكوت شدی به یاد بیار كسی رو كه به صدات محتاجه وقتی دلت خواست ازغصّه بشكنه به یاد بیار كسی رو كه توی دلت یه كلبه ساخته عشق مثل یك ساعت شنی می ماند همزمان كه قلب را پر می كند مغز را خالی می كند!! زیباترین گل با اولین باد پاییزی پرپر شد، باوفاترین دوست به مرور زمان بی‌وفا شد، این پرپر شدن از گل نیست و این بی وفایی از دوست نیست، از روزگار است... همیشه دوست داشتم ابر باشم.چون ابر آنقدر شهامت داره كه هر وقت دلش میگیره جلوی همه گریه كنه دلی گفت: كه آخر چه بود حاصل من؟ عشق فرمود: تا چه بگوید این دل من! عقل نالید: كجا حل شود این مشكل من؟ مرگ خندید: در این خانه‌ی ویرانه‌ی من! نمی‌نویسم، چون می‌دانم هیچ گاه نوشته‌هایم را نمی‌خوانی، حرف نمی‌زنم، چون می‌دانم هیچ گاه حرف‌هایم را نمی‌فهمی، نگاهت نمی‌كنم، چون تو اصلا نگاهم را نمی‌بینی، صدایت نمی‌زنم، زیرا اشك‌های من برای تو بی‌فایده است، فقط می‌خندم، چون تو در هر صورت می‌گویی من دیوانه‌ام رنگین كمان پاداش كسی است كه تا آخرین قطره زیر باران می ماند خدایا: من گمشده ی دریای متلاطم روزگارم و تو بزرگواری! پس ای خدا! هیچ می دانی كه بزرگوار آن است كه گمشده ای را به مقصد برساند ؟ تا ابد محتاج یاری تو ، رحمت تو ، توجّه تو ، عشق تو ، گذشت تو ، عفو تو ، مهربانی تو ، و در یك كلام ... محتاج توام ! دیشب ندیدی كه چه محشر كردم/ با اشك تمام كوچه را تر كردم/ دیشب كه سكوت دق مرگم می كرد/ وابستگی ام را به تو عادت كردم عشق یعنی خاطرات بی غبار/ دفتری از شعر و از عطر بهار/ عشق یعنی یك تمنا یك نیا/ز زمزمه از عاشقی با سوز و ساز/ عشق یعنی چشم خیس مست او/ زیر باران دست تو در دست او اجازه هست خیال كنم تاآخرش مال منی؟ خیال كنم دل منو با رفتنت نمی شكنی اجازه هست خیال كنم بازم میای می بینمت بااون چشمای مهربون دوباره چشمك میزنی طپش طپش باچشمكت غزل بگم برای تو بااتكا به عشق تو تو زندگی برم جلو تنهایی را دوست دارم زیرا بی وفا نیست ... تنهایی را دوست دارم زیرا عشق دروغی در آن نیست ... تنهایی را دوست دام زیرا تجربه كردم ... تنهایی را دوست دارم زیرا خداوند هم تنهاست.... تنهایی را دوست دارم زیرا.... در كلبه تنهایی هایم در انتظار خواهم گریست و انتظار كشیدنم را پنهان خواهم كرد عشق رازی است مقدس. برای كسانی كه عاشقند،عشق برای همیشه بی كلام می ماند؛اما برای كسانی كه عشق نمی ورزند،عشق شوخیِ بی رحمانه ای بیش نیست چشمانت را برای زندگی می خواهم اسمت را برای دلخوشی می خوانم دلت را برای عاشقی می خواهم صدایت را برای شادابی می شنوم دستت را برای نوازش و پایت را برای همراهی می خواهم عطرت را برای مستی می بویم خیالت را برای پرواز می خواهم و خودت را نیز برای پرستش باد كه میاد آروم آروم قاصدك هارو میاره/ دلم میگه خدا كنه باز خبر از تو بیاره/ چشام همش تا به سحر به یاد تو خواب نداره/ خاطره ها جون می گیره باز تو رو یادم بیاره فریاد من سكوت كردن است...ابراز عشق من قهر كردن است...شادی من گریه كردن است...امّا وقتی تو را میبینم از شادی عشق مو با فریاد ابراز می كنم دوست داری بگم میخواهم هر روز صبح با صدات بیدار شم بعد بگم با ساعتم بودم ؟ دوست داری بگم چرا رفتی بعد بفهمی با برق بودم ؟ دوست داری بگم هر جا باشی پیدات میكنم بعد بفهمی با دسته كلیدم بودم ؟ دوست داری بگم دوست دارم بعد فكر كنی ... نه دیگه – این دفعه با خودت بودم یه سنگ كافیست برای شكستن یه شیشه! یه جمله كافیست برای شكستن یه قلب! یه ثانیه كافیست برای عاشق شدن! یه دوست مثل تو كافیست برای تمام زندگی برف از آسمون خسته می شه, زمستون بهونست برگ از درخت خسته میشه, پاییز بهونست, دلم برات تنگ می شه آف بهونست می دونی طاقت جداییو ندارم با تو من مثل صد تا بهارم می خوام كه نری تو از كنارم ازت زیاد خاطره دارم می خوام اسمتو من نفس بذارم از تو بگم در سایه سارم هر جا بری من دوسِت می دارم از عاشقای این دیارم به یاد شبای زیر بارون كه خیس میشد تموم سر و پاهامون شبا همش من خواب تو رو می بینم بین هفت تا آسمون رو زمینم گفتمش: دل می‏خری؟! پرسید چند؟! گفتمش: دل مال تو، تنها بخند. خنده كرد و دل ز دستانم ربود تا به خود باز آمدم او رفته بود دل ز دستش روی خاك افتاده بود جای پایش روی دل جا مانده بود اگر قرار بود تو دنیا جای چیزی باشم،،، دوست داشتم جای اشك رو گونه هات باشم،،، تو چشات متولد بشم ،،، رو پلكات جون بگیرم،،، رو گونه هات جاری شم،،، رو لبات بمیرم..... تا بدونی چقدر دوست دارم عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست، بلكه نداشتن كسی است كه الفبای دوست داشتن را برایت تكرار كند و تو از اون رسم محبت بیاموزی دیروز در دادگاه دلم/ مغز من قاضی بود/ متهم قلبم بود/ جرم من عشقم بود/ عشق من یاد تو بود/ حق من اعدام بود بوسه تنها تصادفی است كه پلیس راه ندارد. دریای غم تنها دریایی است كه ساحل ندارد. قلب تنها چیزی است كه شكستنش صدا ندارد. عاشقی تنها دردی است كه درمان ندارد در دادگاه عشق ... قسمم قلبم بود وكیلم دلم و حضار جمعی از عاشقان و دلسوختگان. قاضی نامم را بلند خواند و گناهم را دوست داشتن تو اعلام كرد و پس محكوم شدم به تنهایی و مرگ . كنار چوبه ی دار از من خواستند تا آخرین خواسته ام را بگویم و ومن گفتم به تو بگویند ... دوستت دارم كاش می شد عشق را ابراز كرد/ یا كه عشق را با سحر آغاز كرد/ لحظه به لحظه دم به دم ساعت به ساعت خواهمت/ گر خوشم یا نا خوشم در هر دو حالت خواهمت من می خوام كبوتر دل تو رو اسیر كنم/ این دل تشنه رو از چشمه عشقت سیر كنم/ بزنم به موج دریای خیال عشق تو/ باقی عمرم و عاشقونه با تو پیركنم! می‌گویند سه چیز زاده عشق نیست: جدایی، سفر، فراموشی، ولی آن زمان كه تو مرا تنها گذاشتی و فراموشم كردی من لحظه لحظه عاشقت شدم دوست آن نیست كه هر لحظه كنارت باشد، دوست آن است كه هر لحظه به یادت باشد. عشق یعنی كوچك كردن دنیا به اندازه یك نفر یا بزرگ كردن یك نفر به اندازه دنیا! عشق یعنی دستهایم ماله توست/ چشمهای خسته ام دنبال توست/ عشق یعنی ما گرفتار همیم / دوستدار هم طرفدار همیم/ هرچه میخواهد دلش آن می كند میكشد مارا و كتمان میكند/ عشق غیر از تاولی پر درد نیست/ هركس این تاول ندارد مرد نیست/ آمدم تا عشق را معنا كنم/ بلكه جای خویش را پیدا كنم/ آمدم دیدم كه جای لاف نیست/ عشق غیر از عین و شین و قاف نیست/ شیشه ای می شكند... یك نفر می پرسد...چرا شیشه شكست؟ مادر می گوید...شاید این رفع بلاست. یك نفر زمزمه كرد...باد سرد وحشی مثل یك كودك شیطان آمد. شیشه ی پنجره را زود شكست. كاش امشب كه دلم مثل آن شیشه ی مغرور شكست، عابری خنده كنان می آمد... تكه ای از آن را برمی داشت مرهمی بر دل تنگم می شد... اما امشب دیدم... هیچ كس هیچ نگفت غصه ام را نشنید... از خودم می پرسم آیا ارزش قلب من از شیشه ی پنجره هم كمتر است؟دل من سخت شكست اما، هیچ كس هیچ نگفت و نپرسید چرا زندگی شاید همین باشد یك فریب ساده و كوچك آن هم از دست كسی كه تو دنیا را جز با او وجز برای او نمی خواهی تو كه بالا بلند و نازنینی/ تو كه شیرین لب و عشق آفرینی/ كنارم لحظه ای بنشین چه حاصل/ كه فردا بر سر خاكم نشینی زندگی سه چیز است: اشكی كه خشك میشود! لبخندی كه محو میشود!یادی كه میماند و فراموش نمیشود دوستی با هر كه كردم خشم مادر زاد شد،آشیان هر جا گزیدم خانه ی صیاد شد ، دوستی با هر كه كردم مظهر نیرنگ شد ،ظاهرش زیبا ولی در باطنش صد رنگ شد عاشقت خواهم ماند..............بی آنكه بدانی. دوستت خواهم داشت ................بی آنكه بگویم . درد دل خواهم گفت............بی هیچ كلامی . گوش خواهم داد ....................بی هیچ سخنی . در آغوشت خواهم گریست.......بی آنكه حس كنی . در تو ذوب خواهم شد ...........بی هیچ حرارتی . این گونه شاید احساسم نمیرد آسمان را بنگر و به سكوت پر رمز و رازش بیاندیش ستاره ی خود را در آسمان زندگیت پیدا كن و به سمت آن ستاره حركت كن. نگران راه مباش، آنكه ستاره را برای تو آفرید راه رسیدن به آن را نیز نشانت خواهد داد. اگر كلمه دوستت دارم قیام علیه بند های من و توست ، اگر كلمه دوستت دارم نمایشگر عشق خدایی من نسبت به توست ، اگر كلمه دوستت دارم راضی كننده و تسكین دهنده قلبهاست ، اگر كلمه دوستت دارم پایان دهنده جدایی هاست ، اگر كلمه دوستت دارم نشانگر اشتیاق راستین من نسبت به توست ، اگر كلمه دوستت دارم كلید زندان من و توست ، پس با تمام وجود فریاد می زنم دوستت دارم. سلام عزیز مهربون اجازه هست بشم فدات...؟ اجازه هست تو شعر من اثر بذاره خندهات...؟ شب كه میاد یواش یواش با چشمك ستاره هاش اجازه هست از آسمون ستاره كش برم برات..؟ اجازه هست بیای پیشم یه كم بگم دوست دارم؟ تو هم بگی دوسم داری بارون بشم دل ببارم بریم تو باغ اطلسی بی رنج و درد بی كسی بهت بگم اجازه هست گل روی موهات بذارم اجازه هست خیال كنم تا آخرش مال منی..؟ خیال كنم دل منو با رفتنت نمی شكنی دلخسته از امروز و فردای بهارم چیزی شبیه باد و باران كوله بارم باران نمی بارد ولی امشب به جای یك آسمان بی تو نشستن گریه دارم در دفتر بی سرنوشتیهای دنیا من چكنویس برگهای روزگارم شیرین تویی. فرهاد باشم یا نباشم یك بیستون سرد و خالی درد دارم شكایت عشق ندیدی چشمهایم زیر پایت جان سپرد آخر گلویم از صدای های هایت جان سپرد آخر نفهمیدی صدایم بغض سنگینی به دوشش بود به دوشش بود اما از جفایت جان سپرد آخر نترسیدی بگوید عاشقی نفرین به آیینت كه از چشمان جادویت خدایت جان سپرد آخر نمی دانی و می دانم كه می دانم نمی دانی كه دل در خواهش آن انزوایت جان سپرد آخر چقدر عزلت نشینی از برای یار دلگیر است بخوان شعرم كه شعرم در هوایت جان سپرد آخر ... فریاد چقدر عجیبه كه تا مریض نشی كسی برات گل نمی یاره تا گریه نكنی كسی نوازشت نمی كنه تا فریاد نكشی كسی به طرفت بر نمی گرده تا قصد رفتن نكنی كسی به دیدنت نمی یاد و تا وقتی نمیری كسی تورو نمی بخشه به جرم اینكه خیلی ساده بودم/ به زندان دلت افتاده بودم / اگر چه حكم چشمانت ابد بود/ برای مرگ هم آماده بودم روزگاریست همه عرض بدن می خواهند# همه از دوست فقط چشم و دهن می خواهند# دیو هستند ولی مثل پری می پوشند# گرگ هایی كه لباس پدری می پوشند# آنچه دیدند به مقیاس نظر می سنجند# عشق ها را همه با دور كمر می
15 فروردین 87 - 16:48
tavalodet mobarak
12 فروردین 87 - 15:50
با سلام و تبریک سال نو نویی دگر امد و بهاری دگر. بهار زندگیتون به میمنت و مبارکی نوبهاریست و نو زاده ای؛ بهار طبیعت با بهار زندگی مقارن گشت نو شد طراوت هستی و نویی دگر شد سالی دگر گذشت و بهاری دگر رسید نو بهاران از راه رسید, چون تو پا به عرصه گذاشتی شاد باشان و مبارک باد تولدتون با ارزوی بهترین ها و موفقیت و شادکامی تولدتون مبارک
__