تبلیغات


__
لیست توصیفنامه ها
16 بهمن 85 - 09:24
وقتی تو نیستی نه من چنانم که باید نه شهر چنان است که باید . بی تو نیمکت ها همه خالیند ، و باغ ها همه خزانی بی تو غروب سخت شبیه من است . بی تو من لب فروبسته ام ، کسی نیست ، کسی نیست که حرفهایم را بشنود ، کسی نیست که خنده هایم را ببیند . زمان آمدنت بهانه ی تقویم خریدن من است ، ور نه روزهای تکراری بی تو بودن را چه حاجتی ست به تقویم ؟ بر صفحات تقویمم شمعدانی می کارم ، و با گریه های شبانه ام آبشان می دهم ، می دانم که هنگام گل دادن شمعدانی ها خواهی آمد . و همچون نسیم در معبرت ، عاشقانه نجوا خواهی کرد با سنبله های سبز ، و نگاه صمیمی ات مژده ی بهار خواهد داد به جان تشنه ی کویری
2 بهمن 85 - 04:56
salam tavalodetun mobarak enshaallah ba yade hagh salhaye sal ba kheyro barekat zendegi koni
30 دی 85 - 19:30
salam tavalodet pisha pish mobarak
12 دی 85 - 17:00
wow قد 180 وزن 80 من میمیرم برات که ! کاشکی من اون درخت بودم که بهش تکیه کردی !!!
11 دی 85 - 05:30
اخرین بار که اورا دیدم گردنبند صلیبی به او هدیه کردم گفت:من که دوستت ندارم پس چرا به من هدیه می دهی!؟ گفتم:بر سر هر گوری صلیبی می نهند این صلیب را بر گردنت بالای قلبت بیاویز زیرا انجا گورستان عشق من است
11 دی 85 - 05:30
عشق دردناك است چون برای سعادت راه می‌آفریند. عشق دردناك است، چون دگرگون می‌كند؛ عشق دگرگونی است. هر دگرگونی دردناك خواهد بود، چون كهنه به خاطر نو ناگزیر است رها شود. كهنه آشناست، ایمن، بی‌خطر؛ نو مطلقاً ناشناخته است. شما در اقیانوسی ناشناخته در حركت خواهید بود. با نو، شما نمی‌توانید از ذهن خود استفاده كنید؛ با كهنه، ذهن استاد است. ذهن فقط با كهنه می‌تواند عمل كند؛ با نو، ذهن به كلی بی‌مصرف است.
__