تبلیغات


__
لیست توصیفنامه ها
1 اسفند 86 - 20:18
گوش كن چشماتو ببند. می خوام باهات حرف بزنم. می خوام توی فضای سیاه بسته ی چشمات باهات حرف بزنم. گوش كن صدای حرف های من برای ترجمه ی خلوت بدون تو، مثل زجه های كودك تنهایی كه با دونه دونه اشك هاش مادرشو صدا می زنه گوش كن... چی می شنوی؟ این همون صدایی نبود كه تو می خواستی؟! یه صدا شبیه به نبودن!!! این منم كه دارم باتو حرف می زنم نه هنوز چشماتو باز نكن این سیاهی همون هدیه ی نبودنت كه من محكوم به لحظه هاشم بزار تو هم یه كمی از اون رو بفهمی یه ذره تحملش كن می دونم یه كمی ترس داره. دوباره گوش كن می شنوی؟ یادته برات شعر می خوندم... این صدای شكستن همون شعر هاست كه با جای خالی تو همه ی بیت هاش بی معنی شده حرف هام زیاده اما ... كافیه چشماتو باز كن می بینی. هیچی تغییر نكرده همه چیز مثل قبله. هروقت خواستی بفهمی واقعا چه اتفاقی افتاده هر وقت دوست داشتی به گذشته فكر كنی آروم چشماتو ببند. توی اون سیاهی خیلی چیزها رو میتونی ببینی.
29 تیر 85 - 22:44
joone ammaaaaaaaaat?????????????????????? bavar konam
__