لیست توصیفنامه ها7 آذر 86 - 15:18 | |
az khod razi |
20 آبان 86 - 10:11 | |
میگویند من شاعرم
از خودتان شنیدهام
راست و دروغش با دریاست
چه باشم، چه نباشم
باز در خواب کودکانِ نانآور نازنین خواهم گریست
باز به خاطر شما از شب گلیم و گهواره سخن خواهم گفت
باز میروم بوسه از آسمان و تبسم از ترانه میآورم،
چرا که من
خود را در گریههای شما شُستهام
شریک رویا و غمخوار خستگان ...!
من شاعرم
عجیبِ نزدیک به روحِ آب
بسیار خسته به نماز نی، ناروا شنیدهی بیشکایتی که
کلماتش از گوشه و کنار کوچه به خواب کبوتر آمدهاند
کلماتش کوچکند، سادهاند، مالِ خودِ شماست
و از خودِ شما بود که شبی
باران را زیر چترِ گریه و گفتوگو به خانه آوردم.
من رسیدم به آنچه از چراغِ آسمان باقی بود
من از خودتان شنیدهام
شاعرم
فهمی از حافظ ربوده و
رویایی که خواهرم فروغ ...!
من آشنای آب و قانع به تشنگی ...
دوستتان دارم که دوستم میدارید |
8 مهر 86 - 13:07 | |
مسافر غربت
در آستانه ی غربت
هنوز قطره ی باران ، نشسته بر لب ایوان
هنوز، دیده ی زردم گسسته ازغم دوران.
نه بامداد قشنگی است
نه سبزه زار لطیفی
که عاقبت برساند،مرا به دیده یاران.
مسافر دلتنگ!،
سراب گمشدگان را
شکست پنجه ی باران، به شرم نگاهم
بگو از این غریبه ی تنها
از این گسسته ز دنیا
تو عاقبت به چه سویی
از آشیانه پریدی!؟
Paris-27/09/2007
|
3 مهر 86 - 11:34 | |
چشم الماس
وقتی از ظلمت یک خاطره پر می بستم
صبح بر دایره ی چشم تو پرواز کنان رقصیدم.
با خودم می گفتم؛
برق مهتاب چه سودی دارد
وقتی از دانه ی الماس دو چشمان تو
خورشید به مهمانی من می آید!
Paris-17/09/2007
|
2 مهر 86 - 14:01 | |
salam parya jo0on
tavalode toam mobarak
ishalla 120 sale beshi.
hatman aksasho befrest
bo0os bo0os
bye |
29 شهریور 86 - 12:35 | |
نقش بهاری
بی دریغ از همه ی ثانیه ها
هر بهار از پی توست
و تو آرامش یک سلسله از رویش این خاطره ای.
تو دلآرام ترین نغمه
تو سرسبز ترین باغ بهاری.
نقش این چهره نیالای به غم
برق خورشید هویداست از آن در همه رنگ،
که شب و روز در این وادی مست
هر بهار از پی توست!
Paris-17/09/2007
|








