تبلیغات


__
لیست توصیفنامه ها
5 تیر 86 - 01:39
salam matne ghashangi bod ba in ke nadidamet va nemishnasamet vali mamnoon
4 تیر 86 - 23:37
باید دیگران نظر بدن چی هستم ولی من خودم می تونم بگم خداییش دختر ساده و بی آلایشی هستم . واقعا"؟ اما تو آدم کینه ای هستی خدابه تو هیچ وقت رحم و گذشت نمیکنه همونطوری که تو نسبت به من گذشت و رحم نکردی ....امیدوارم چوبشو بخوری میخوای بری برو چرا دل میسوزونی ولی یه روز میای که دیگه خیلی دیره یکی دیگه تو قلبم جای تورو میگیره
25 خرداد 86 - 12:42
دوستی یک حادثه است وجدائی یک قانون،پس بیا حادثه ساز باشیم و قانون شکن
2 خرداد 86 - 10:29
خیلی عزیزی واسه من ای که به قلبم جون دادی وقتی اسیر یه شب بودم صبحو به من نشون دادی کدوم غروب نشونی داد شب از کدوم جاده بیای از عاشقا یه رهگذر نشونیه منو بخوای وقتی صدای من نبود کدوم صدا در تو نشست کدوم ستاره پر کشید تو چشمای تو نطفه بست غریبه ای اما دلم برای تو پر میزنه از شوق پیدا کردنت اسمتو فریاد میزنه ای غریبه خوش اومدی به جشن تازه ی دلم بیا که من به لحظه هات یه رنگ تازه میزنه
31 اردیبهشت 86 - 09:34
دنیا که اینجوری نمی مونه همیشه یه روز میای میگم نمیخوامو نمیشه خیال نکن که هیچوقت دلم برات میمیره یه روزی بر میگردی که دیگه خیلی دیره یه روز میای سراغم که خیلی وقته رفتم هزار هزار بهونه از اون نگات گرفتم این روزارو یادت باشه یه وقت نگی نگفتم اون روزا دور نیست که به یاد من پا در نیاری یه وقتی بر میگردی که آینه ای نداری هر چی سرم آوردی دنیا سرت میاره دنیا سرت میاره دنیا سرت میاره {وحید راز}
29 اردیبهشت 86 - 08:50
به كسی دل نبند چون به تو دل نمی بندد ، خودت را به كسی نباز چون به زندگی در دنیا می بازی ، با خودت بازی نكن كه در این بازی بازنده می شوی . برایش نامه ننویس چون نه برایت می نویسد نه به تو فكر می كند ، به یادش نباش كه به یادت نیست و با او نمان كه با تو نمی ماند . بی او نمیر كه تو را میمیراند و خود نمیمیرد ، برایش دادوفغان راه نینداز كه آن سر دنیا برای خود عروسی به پا می كند . خانه دلت را برایش باز نكن كه مهمان دو روزه ات می شود و می رود . نگذار زیر سایه وجودت ، زیر سایه نگاهت مامن گزیند كه زیركانه با تبر از ریشه تو را قطع می كند . جام وجودت را در دستانش قرار نده كه چند پیاله شراب مستانه از وجودت می خورد و جام را می شكند !!! به او بها نده كه برای وجودت بهائی قائل نمی شود ، به او رو نده كه از سر و كولت بالا می رود و با وجودت بازی می كند . اصلاً با او نباش ، بهترین راه ممكن همین است كه بی او باشی ، بی او سپری كن ، بی او نفس بكش ، بی او بمان ، بی او بی وجود آزار دهنده او آزاد باش راست گفتی پریا اما منم دیگه حال وحوصله هیچ کسیرو ندارم از همه خسته شده ام با این تفکرشان.................
__