تبلیغات


__
لیست توصیفنامه ها
22 بهمن 85 - 05:25
TavALOdeT MoBarAk!!!
12 تیر 85 - 00:28
با صدای بی‌صدا مث یه کوه بلند مث یه خواب کوتاه یه مرد بود یه مرد با دستای فقیر با چشمای محروم با پاهای خسته یه مرد بود یه مرد شب با تابوت سیاه نشس توی چشماش خاموش شد ستاره افتاد روی خاک سایه‌ش هم نمی‌موند هرگز پشت سرش غم‌گین بود و خسته تنهای تنها با لب‌های تشنه به عکس یه چشمه نرسید تا ببینه قطره قطره قطره‌’ آب قطره‌ی آب در شب بی‌تپش این طرف اون طرف می‌افتاد تا بشنفه صداصداصدای پاصدای پا
9 تیر 85 - 01:29
اشپزیش حرف نداره یه شامی برای من پخت که انگشتامو خوردم الان انگشت ندارم!!!!!!!!
8 تیر 85 - 04:47
خیلی پسر بدیه قول داد یه کاری برای م و دوستام بکنه ولی هنوز که هنوزه...........................
10 خرداد 85 - 21:18
كلاغ دیگه پس چی كلاخ...... نكنه میخوای بگی جوجه اردك زشتی كه میخوای غو بشی ......!!!!
4 فروردین 85 - 00:17
سلام تو یكی كه باید رسما بلند شی بیای راستی منم ب + ام !!!
__