تبلیغات


__
لیست توصیفنامه ها
23 تیر 86 - 18:29
refaghatam ye chizieh mese hame chize in donya ke tamom mishe khoodemonam age nakhay roozegar nemizare ba refaghat yad migiri chetor ba digari va ba khodet besazi refaghat tamom mishe ama on chizi ke az khoodemon sakhatiim pa bar ja mimone kheili delam barat tane refigh
12 تیر 86 - 17:08
فروغ ترا می خواهم و دانم كه هرگز به كام دل در آغوشت نگیرم توئی آن آسمان صاف و روشن من این كنج قفس، مرغی اسیرم ز پشت میله های سرد و تیره نگاه حسرتم حیران برویت در این فكرم كه دستی پیش آید و من ناگه گشایم پر بسویت در این فكرم كه در یك لحظه غفلت از این زندان خامش پر بگیرم به چشم مرد زندانبان بخندم كنارت زندگی از سر بگیرم در این فكرم من و دانم كه هرگز مرا یارای رفتن زین قفس نیست اگر هم مرد زندانبان بخواهد دگر از بهر پروازم نفس نیست ز پشت میله ها، هر صبح روشن نگاه كودكی خندد برویم چو من سر می كنم آواز شادی لبش با بوسه می آید بسویم اگر ای آسمان خواهم كه یكروز از این زندان خامش پر بگیرم به چشم كودك گریان چه گویم ز من بگذر، كه من مرغی اسیرم من آن شمعم كه با سوز دل خویش فروزان می كنم ویرانه ای را اگر خواهم كه خاموشی گزینم پریشان می كنم كاشانه ای را
23 آبان 85 - 01:58
اگر می دانی در این جهان كسی هست كه با دیدنش رنگ رخسارت تغییر می كند وصدای قلبت آبرویت را به تاراج میبرد مهم نیست كه او مال تو باشد مهم این است كه فقط باشد زندگی كند ، لذّت ببرد و نفس بكشد
__