تبلیغات


__
لیست توصیفنامه ها
29 مرداد 86 - 22:00
همیشه برای کسی بخند که می دونی به خاطر تو شاد می شه برای کسی گریه کن که می دونی وقتی غصه داری و اشک می ریزی برات اشک می ریزه برای کسی غمگین باش که در غمت شریک و عاشق کسی باش که دوستت داره.....
25 مرداد 86 - 00:53
ای روح بزرگ ! بگذار تا صدایت ، از میان باد غرب در دیر هنگام روز به خوبی در گوش هایمان زمزمه کند بگذار تا با عشق نسبت به برادران و خواهران خود بدون هیچ جنگی آسوده باشیم سلامت ذهن و جسم به ما عطا فرما تا راه حل مسائل خویش را بیابیم و برای نسل آینده حیات به آنها پایان دهیم بگذار نسبت به خود و فرزندانمان صادق باشیم و جهان را برای زیستن به مکانی بهتر بدل کنیم ...
22 مرداد 86 - 15:19
دلم مثل دلت خونه شقایق چشام دریای بارونه شقایق مثل مردن میمونه دل بریدن ولی دل بستن آسونه شقایق شقایق درد من یکی دو تا نیست آخه درد من از بیگانه ها نیست کسی خشکیده خون من رو دستاش که حتی یک نفس از من جدا نیست شقایق وای شقایق گل همیشه عاشق شقایق اینجا من خیلی غریبم آخه اینجا کسی عاشق نمیشه عزای عشق غصه اش جنس کوهه دل ویرون من از جنس شیشه شقایق آخرین عاشق تو بودی تو مردی و پس از تو عاشقی مرد تو رو آخر سراب و عشق و حسرت ته گلخونه های بی کسی برد شقایق وای شقایق گل همیشه عاشق دویدیم و دویدیم و دویدیم به شبهای پر از قصه رسیدیم گره زد سرنوشتامونو تقدیر ولی ما عاقبت از هم بریدیم شقایق جای تو دشت خدا بود نه تو گلدون نه توی قصه ها بود حالا از تو فقط این مونده باقی که سالار تمومه عاشقایی شقایق وای شقایق گل همیشه عاشق
22 مرداد 86 - 10:32
آرزوهای کودکیم را در پشت ویترینها به تماشا نشسته ام حال که پیر شده ام
20 مرداد 86 - 09:41
رفتی ولی بدون که.......... اگه یه روزی بعد از سال بدونم میتونم به دستت بیارم....... تا هر جا بگی میام دنیالت...... چون میخوام بهت ثابت کنم برام همونی...... که حتی یه بار هم نتونستی فکرش رو کنی....... ...........تقدیم به کسی که در انتهای علاقه تنهایم گذاشت.........
18 مرداد 86 - 17:23
ای پرنده مهاجر ، ای پر از شهوت رفتن فاصله قد یه دنیاست ، بین دنیای تو با من تو رفیق شاپركها ، من تو فكر گلمون تو پی عطر گل سرخ ، من حریص بوی نونم دنیای تو بینهایت همه جاش مهمونی نور دنیای من یه كف دست روی سقف سرد یك گور من دارم تو آدمكها میمیرم ، تو برام از پریها قصه میگی من توی حیله وحشت میپوسم ، برام از خنده چرا قصه میگی كوچه پس كوچه خاكی ، در و دیوار شكسته آدمهای روستایی ، با پاهای پینه بسته پیش تو یه عكس تازه است واسه آلبوم قدیمی یا شنیدن یه قصه است از یه عاشق قدیمی برای من زندگی اینه ، پر وسوسه پر غم یا مثل نفس كشیدن ، پر لذت دمادم ای پرنده مهاجر ، ای همه شوق پریدن خستگی كوله بار ، روی رخوت تن من مثل یك پلنگ زخمی پر وحشته نگاهم میمیرم اما هنوزم دنبال یه جون پناهم نباید مثل یه سایه ، زیر پاها زنده باشیم مثل چتر خورشید باید روی برج دنیا واشیم
__