تبلیغات


__
لیست توصیفنامه ها
31 شهریور 87 - 14:48
ქვიშის საათი qvishis saati მიახლოვდება სამოცდაათი Miakhlovdeba samotsdaati და, სამწუხაროდ, ვგრძნობ, რომ ვბერდები. Da, damtsukharod, vgrdznob, rom vberdebi. როგორც უბრალო ქვიშის საათი _ Rogorts ubralo qvishis saati- ზემოთ ვიცლები, ქვემოთ ვბევრდები. Zemot vitslebi, qvemot vbevrdebi. ფიქრს მოსწყინდება რიალ-რიალი, Pikrs most'ghindeba rial-riali, სულს გაეყრება ცოდვილი ხორცი. Suls gaeghreba tsodvili khortsi დავრჩები ზემოთ სიცარიელე, Davrchebi zemot sitsariele, ხოლო ქვემოთ კი _ პატარა ბორცვი. Kholo qvemot ki- patara bortsvi.
20 مرداد 87 - 17:32
قطاری که به مقصد خدا می رفت لختی در ایستگاه دنیا توقف کرد و پیامبر رو به جهان کرد و گفت: مقصد ما خداست کیست که با ما سفر کند ؟ کیست که رنج و عشق توامان بخواهد ؟ کیست که باور کند دنیا ایستگاهی است تنها برای گذشتن ؟ قرن ها گذشت اما از بیشمار آدمیان جز اندکی بر آن قطار سوار نشدند . از جهان تا خدا هزار ایستگاه بود . در هر ایستگاه که قطار می ایستاد کسی کم می شد . قطار می گذشت و سبک می شد . زیرا سبکی قانون راه خداست قطاری که به مقصد خدا می رفت به ایستگاه بهشت رسید . پیامبر گفت :‌اینجا بهشت است . مسافران بهشتی پیاده شوند . اما اینجا ایستگاه آخرین نیست . مسافرانی که پیاده شدند بهشتی شدند . اما اندکی باز هم ماندند قطار دوباره راه افتاد و بهشت جا ماند . آنگاه خدا رو به مسافرانش کرد و گفت : دورو بر شما راز من همین بود . آن که مرا می خواهد در ایستگاه بهشت پیاده نخواهد شد و آن هنگام که قطار به ایستگاه آخر رسید دیگر نه قطاری بود و نه مسافری " برای کسی درین نزدیکی "
13 اسفند 86 - 20:44
كاش میشد هیچ كس تنها نبود كاش میشد دیدنت رویا نبود من دعا كردم برای بازگشت دستهای تو ولی بالا نبود گفته بودی كه فردا میرسی كاش روز دیدنت فردا نبود
3 بهمن 86 - 11:08
یارب به خفتگان ما بیداری و به بیداران ما اراده عطا فرما با سلام. دکتر علی شریعتی انسانها را به چهار دسته تقسیم کرده است: 1- آنانی که وقتی هستند هستند وقتی که نیستند هم نیستند عمده آدمها. حضورشان مبتنی به فیزیک است. تنها با لمس ابعاد جسمانی آنهاست که قابل فهم میشوند. بنابراین اینان تنها هویت جسمی دارند . 2-آنانی که وقتی هستند نیستند وقتی که نیستند هم نیستند مردگانی متحرک در جهان. خود فروختگانی که هویتشان را به ازای چیزی فانی واگذاشتهاند. بی شخصیتاند و بی اعتبار. هرگز به چشم نمیآیند. مرده و زندهاشان یکی است . 3-آنانی که وقتی هستند هستند وقتی که نیستند هم هستند آدمهای معتبر و با شخصیت. کسانی که در بودنشان سرشار از حضورند و در نبودنشان هم تاثیرشان را می گذارند. کسانی که هماره به خاطر ما میمانند. دوستشان داریم و برایشان ارزش و احترام قائلیم . 4- آنانی که وقتی هستند نیستند وقتی که نیستند هستند شگفت انگیز ترین آدمها. در زمان بودشان چنان قدرتمند و با شکوه اند که ما نمیتوانیم حضورشان را دریابیم. اما وقتی که از پیش ما میروند نرم نرم آهسته آهسته درک میکنیم. باز میشناسیم. می فهمیم که آنان چه بودند. چه می گفتند و چه می خواستند. ما همیشه عاشق این آدمها هستیم . هزار حرف داریم برایشان. اما وقتی در برابرشان قرار میگیریم قفل بر زبانمان میزنند . اختیار از ما سلب میشود. سکوت میکنیم و غرقه در حضور آنان مست میشویم و درست در زمانی که میروند یادمان می آید که چه حرفها داشتیم و نگفتیم. شاید تعداد اینها در زندگی هر کدام از ما به تعداد انگشتان دست هم نرسد
15 دی 86 - 00:42
به نام بی نام او ای ز زلـــفـــت حـلـــقه ای بر پای دل گر درین حلـــقـــه نــباشـــد وای دل غـــــرقـه ی گرداب حــــیرت از تو شد کـــشـــتی اندیشه در دریـــــای دل آن ســــعــادت کو که بتــــوانیم گفت با تو ای شـادی جان غــم های دل نــــه دلـــــم را در غــــمت پروای من نـــــه مرا در عشـــق تــو پروای دل رفـــته همچون آب در اجــــزای خاک آتـــش عـــشــــق تـو در اجزای دل چـون غمت را غیر دل جــــایی نبود هست دل جای غم و غم جای دل هـــر دو عــــالم چیست نزد عارفان ذره ای گـــم گــــشته در اجزای دل سیف فرغانی
22 آذر 86 - 20:21
მაინც მიყვარხარ, ჩემს წყლულს ოცნებას ზედ აკერიხარ ალმასის ღილად; ვერ დაგივიწყე, გულს არ ჰშორდები, მღვიძარა ვარ, თუ მივიქცე ძილად.
__