لیست توصیفنامه ها9 مرداد 87 - 13:09 | |
من
نه منه منیت منه تنها منه بی تو من با تو
چه فرقی میكنه
روزو شب میان و میرن من حتی بودنمم دارم از دست میدم
امید نداشتم!!
داشتم ... تنها كه شدم نداشته هامو به خاطراتم فروختم
.....
خاطرات
یه سمسارپیره كه گذشته رو ارزون میخره و به هیچ قیمتی دیگه به خودت نمی فروشه
...
یادمون ندادن كه وقتی میخوایم تو نداشته هامون خونه تكونی كنیم
خاطراتو مثه زبانه نزاریم تو سطل حسرت
..
من...
اهای واسا.. من هنوزم خاطرات با تو بودنو به هیچ سمساری نفروختم
ولی
وقتی رفتی انقدر هوای بغضم سرد شد كه مجبور شدم خاطراته با تو بودنو
اتیش بزنم تا گرم بشم
......
اهای
یادت ندادن وقتی میری خدا حافظی كنی؟
....
اهان
حواسم نبود توام خاطراتتو فروختی كه ...كه چی؟
این چیزی بود كه هیچ وقت نتونستم بفهمم
...
تو انقدر داشتی كه احتیاج نداشتی
نداشته هامم مال تو
بودن و نبودنم مهم نبود؟
تو كه مهم بودی.. تولدت مبارك
كلاغه خبر اورده مسافری
قاصدك گفت داری میری
باورم این بود كه تو جایی نمیری
لعنت به این باورغلط كه تو برای همیشه رفتی
هی مسافر خدا نگهدار
دیگه منم باید برم
خبر دار شدم پیر مرد سمسار دوباره اومده كه خاطراتو بخره
خاطراتتو میفروشم تا با پولش فردارو بخرم
دیروز تو بودی
امروز تنها بودم
میخوام فردا هم تو باشی
امید كوله بار فرداهاست
به سلامتیه امید كه قراره فردام تو باشی.
|
8 اردیبهشت 87 - 14:57 | |
برو کروب حالشو ببر
واست تبلیغ کردم کوچولو |
28 فروردین 87 - 18:08 | |
سکوت نبود کلمات و مفاهیم و افکار نیست ... سکوت موسیقی زنده است . رقص است. آوازی است نه از جنس صدا و واژه ها. سکوت شیوه ی سلوک دل است.......
|
5 اسفند 86 - 19:40 | |
سلام داداشی منم علی ارمانفر از تبریز خوبی داداشی |
19 شهریور 86 - 23:27 | |
میخواستم چشمهای ترا ببوسم
تو نبودی، باران بود
رو به آسمانِ بلندِ پُر گفتوگو گفتم:
- تو ندیدیش ...؟!
و چیزی، صدایی ...
صدایی شبیهِ صدای آدمی آمد،
گفت: نامش را بگو تا جستوجو کنیم!
نفهمیدم چه شد که باز
یکهو و بیهوا، هوای تو کردم،
دیدم دارد ترانهای به یادم میآید.
گفتم: شوخی کردم به خدا!
میخواستم صورتم را از لمسِ لذیذِ باران
فقط خیسِ گریه شود،
ورنه کدام چشم
کدام بوسه
کدام گفتوگو ...؟!
من هرگز هیچ میلی
به پنهان کردنِ کلماتِ بیرویا نداشتهام! |











