لیست توصیفنامه ها6 آذر 85 - 18:13 | |
هر نفس می رسد از سینه ام این ناله به گوش
كه در این خانه دلی هست به هیچش مفروش !
چون به هیچش نفروشم ؟ كه به هیچش نخرند
هركه بار غم یاری نكشیده ست به دوش
سنگدل ، گویدم از سیم تنان روی بتاب
بی هنر ، گویدم از نوش لبان چشم بپوش
برو ای دل به نهانخانه خود خیره بمیر
مخروش این همه ای طالب راحت ! مخروش
آتش عشق بهشت است ، میندیش و بیا
زهر غم راحت جان است ، مپرهیز و بنوش
بخت بیدار اگر جویی با عشق بساز
غم جاوید اگر خواهی ، با شوق بجوش
پر و بالی بگشا ، خنده خورشید ببین
پیش از آنی كه شود شمع وجودت خاموش ! |
6 آذر 85 - 18:06 | |
تو دیروز،برچشم من،چشم بستی
بصد ناز،دردیده ی من نشستی
مرا با دو چشمی که آتشفشان بود-
نگه کردی و خنده بر لب شکستی
|
6 آذر 85 - 18:03 | |
همین عشق پیشكش تو.............
.........
اگر بیهده زیباست شب
برای چه زیباست شب
برای كه زیباست؟
شب و رود بی انحنای ستارگان
كه سرد می گذرد
و سوگواران دراز گیسو
بر دو جانب رود
یاد آور كلام خاطره را
با قصیده نفسگیر غوكان
تعزیتی می كنند
به هنگامی كه هر سپیده
به صدای هماواز دوازده گلوله
سوراخ می شود
اگر كه بیهده زیباست شب برای كه زیباست شب
برای كه زیباست
...............
......
یك كوچه آنطرف تر خود بهشت است |
24 آبان 85 - 19:58 | |
Salam Vida Jan.
Khoshhalam ke mitoonam ye tafrih ba ham berim va ye kohnavardi Perofessional.
Vali agar emkan dare mikham ye shomare tel az khoneh ya mobi khodetoon ya baradar va ya doostetoon behem bedin ke dar soorate oomadan betoonam bahatoon tamas begiram va agar khoda khast didari bashe va yek tafrih va khatere.
Ta bad Bye bye.
|
23 آبان 85 - 19:57 | |
شب زیبایی بود
ان شبی را كه در ان حس كردم
دل من پر زد و سویت امد
ان شی كر سر شب تا به سحر
بلبل باغ دلم نغمه برایت میزد
هیچ یادت هست ؟
ان شبی را كه در دیدگانت چه تب الود چه مست
رفت تا عمق دلم را كاوید
حالیا رفته ای و باز منم
كه به یاد تو و ان عشق عزیز
رفته ام باز به ان نقطه به شب
رفته ام تا كه بجوی دل پر مهرت را
رفته ام تا كه بجویم نور پر مهر سیه چشمت را
ولی افسوس كه دیگر حتا
سایه ای زان رخ پر مهر توام نیست كه من بسپارم به هوایش دل را |
22 آبان 85 - 21:41 | |
هرگز برای عاشق شدن ، به دنبال بهار و باران و بابونه نباش . گاهی در انتهای خارهای یک کاکتوس به غنچه ای میرسی که ماه را بر لبانت می نشاند |









