تبلیغات


__
لیست توصیفنامه ها
15 تیر 87 - 10:38
بهترین صدای زندگی ، صدای تپش قلبی ست که با حضورش شکوفه ها رویشی دوباره دارند. تولدت مبارک خانوم خانوما
8 خرداد 87 - 21:26
تو به من خندیدی ونمی دانستی من به چه دلهره از باغچه ی همسایه سیب را دزدیدم. باغبان از پی من تند دوید، سیب را دست تو دید، غضب آلود به من كرد نگاه، سیب دندان زده ازدست تو افتاد به خاك، و تو رفتی و هنوز، سالهاست كه در گوش من آرام آرام ، خش خش گام تو تكرار كنان، میدهد آزارم، و من اندیشه كنان غرق این پندارم ، كه چرا خانه ی كوچك ما سیب نداشت، كه چرا خانه ی كوچك ما سیب نداشت
10 اسفند 86 - 02:41
سهراب گفتی:چشمها را باید شست......شستم ولی !......... گفتی: جور دیگر باید دید.......دیدم ولی !.............. گفتی زیر باران باید رفت........رفتم ولی !............. او نه چشمهای خیس و شسته ام را..نه نگاه دیگرم را...هیچ کدام را ندید !!!! فقط در زیر باران با طعنه ای خندید و گفت: " دیوانه باران ندیده !! " حبیب
__