تبلیغات


__
لیست توصیفنامه ها
17 شهریور 86 - 12:15
تکیه بر دیوار کردم خاک بر پشتم نشست. دوستی با هر که کردم عاقبت قلبم شکست. آن قدر رنجی که دنیا بر دل ما می کند. بر دل هر کس کند او ترک دنیا می کند. با خودم گفتم:که فردا ترک دنیا می کنم 22 اردیبهشت
6 شهریور 86 - 16:16
عارفانه عاشقانه شاعرانه مخلسانه بی بهانه بی نهایت تا قیامت دوستت دارم
6 شهریور 86 - 16:13
از بم که خرابتر نداریم بمتم پانیز جون
25 مرداد 86 - 19:11
با تو بی تو همسفر سایه خویشم وبه سوی بی سوی تو می آیم معلومی چون ریگ مجهولی چون راز معلوم دلی و مجهول چشم من رنگ پیراهن دخترم را به گلهای یاد تو سپرده ام و كفشهای زنم را در راه تو از یاد برده ام ای همه من كاكل زرتشت سایه بان مسیح به سردترین ها مرا به سردترین ها برسان
25 مرداد 86 - 19:11
هیچ وقت ، هیچ وقت نقاش خوبی نخواهم شد امشب دلی کشیدم شبیه نیمه سیبی که به خاطر لرزش دستانم در زیر آواری از رنگ ناپدید ماند ..
25 مرداد 86 - 19:09
سلام خداحافظ چیز تازه اگر یافتیدبر این دو اضافه كنید تا بل باز شود این در باز شده بر دیوار همه چی از یاد ادم میره غیر یادش كه همیشه یادشه یادمه قبل از سؤال كبوتر با پای من راه میرفت جیرجیرك با گلوی من میخوند شاپرك با پر من پر میزد سنگ با نگاه من برفو تماشا میكرد مست میكردم من با زنبوراز گس عطر گل بابونه سبز بودم در شب رویش گلبرگ پیاز هاله بودم در صبح گرد چتر گل یاس گیج میرفت سرم در تكاپوی سر گیج عقاب نور بودم در روز سایه بودم در شب خود هستی بودم روشن ورنگی و مرموزودوام من عفریته مرا افسون كرد مرا از هستی خود بیرون كرد راز خوشبختی ان سلسله خاموشی بود خود فراموشی بود چرخو چرخیدن خود با هستی حذر از دیدن خود در هستی حلقه افتاد پس از طرح سؤال ابدی شد قصه ی هجرو وصال ادمی مانده واماو محال بیكرانست دریا كوچكه قایق من تو كجای نازی عشق بی عاشق من سردمه مثل یه قایق یخ كرده رو دریاچه یخ یخ كردم عین اغاز زمین زمین.............. یه كسی اسم منو گفت؟ تو منو صدا كردی یا جیرجیرك اواز میخواند؟ جیرجیرك اواز میخواند تشنته اب میخوای؟ كاشكی كه تشنم بود............... گشنته نون میخوای؟ كاشكی كه گشنم بود.................. سردمه خوب برو زیر لحاف صد لحافم كممه آتیشو علو كنم؟ میدونی چیه نازی..... تو سینم قلبم داره یخ میزنه اونوقت تو سرم كوره روشن كردن من میخوام به كودكیم برگردم28 بهمن
__