لیست توصیفنامه ها4 مرداد 87 - 19:50 | |
سلام و درود بر آزادگانی كه جان كندن را جز عمر حساب نمی كنند.
|
25 اسفند 86 - 01:11 | |
درود پیمان گرامی
سالروز تولد شما مبارک باد
همیشه شاد و پیروز باشید |
12 اسفند 86 - 13:34 | |
عشق و محبت الهی زیباترین و شیرینترین پدیده در عالم وجود است و خوشا به حال آن كه در پی راههای دستیابی به محبت اوست. مولانا میگوید: عاشقی پیداست از زار دل نیست بیماری چو بیماری دل چند راهكار برای شكوفا شدن عشق و محبت الهی: 1_ یادآوری نعمتها؛ علامه طباطبایی در ذیل آیه "الذین آمنوا كان أشدّ حبّاً لله"(1) اشاره نموده كه یكی از راههای ایجاد و یا افزایش محبت خدا در دل انسان این است كه آدمی نعمتهای گوناگون (از جمله نعمت وجود خود) را كه خداوند به او عنایت كرده است به یاد آورد .(2) همان طور كه در محبتهای زمینی اگر كسی بدون توقع، چندین بار به انسان احسان كند، به طور طبیعی محبت او در دل ایجاد میگردد، توجه به آن همه نعمتهای الهی به طور یقین محبت خداوند را در دل انسان پدید خواهد آورد. 2ـ یكی از بهترین راههای پیدایش عشق و محبت در دل انسان نسبت به چیزی، دیدن آن چیز زیبا است. در عشقهای زمینی چه بسا در پی دیدن یك چهره زیبا محبت در دل پدید میآید. این قاعده درباره خدا كه تمام زیباییها از آنِ اوست و او خالق همه زیباییهاست، نیز صادق است، پس انسان از طریق مشاهده و اندیشه در زیباییهای عوالم وجود و پدیدههای عالم طبیعت میتواند به محبت الهی برسد، چون همه عالم با تمام زیباییهای آن جلوهای از جمال بیمثال حضرت حق است.(3) سالار شیهدان در دعای عرفه میگوید: آیا ظهوری در عالم وجود دارد كه از آن تو نباشد،و كور است چشمی كه تو را بر پدیدههای عالم نبیند.(4) همان طور كه بر اساس آموزههای وَحْیانی، مطالعه آیات خداوند در جهان ما را به شناخت او میرساند، دقت در زیباییهای جهان نیز ما را به محبت آن خالق زیبا آفرین خواهد رساند. 3ـ مناجات و دعاهای اهل بیت(ع)؛ كه از طریق خواندن و تعمق و تفكر در آنها انسان به محبت الهی میرسد، مثلاً سالار شهیدان در دعای عرفه میگوید: "تویی كه اغیار را از دلهای دوستدار انت محو كردی، تا آن كه جز تو را دوست نداشته باشند، ای كسی كه شیرینی اُنسی خود را به دوستانت چشاندی".(5) این گونه آموزهها انسان را بدین حقیقت هدایت میكند كه شیرینی محبت خدا را باید از او خواست، تا در دلهای ما ایجاد كند. اوست كه محبت خود را در بنده صالح ایجاد میكند، یعنی هر جا زمینه و ظرف دل پاك یافت، محبت خود را در آن نازل میكند 4ـ تلاوت كتاب خدا؛ راه دیگر، تلاوت مداوم قرآن كریم است. گفتگوهای پیوسته و مداوم با فرد كه در سخن گفتن هنرها و زیباییهایی از خود نشان میدهد، سبب میشود مخاطبان به او علاقه پیدا كنند؛ خواندن مداوم كلام الهی نیز باعث میشود كه محبت حق تعالی (كه عمیقترین حقایق با زیباترین بیان در كلمات او تجلی كرده است) در دل انسان پدید آید، به خصوص كه طبق گفته امیرمؤمنان، قرآن كریم، ظاهر زیبا و باطن ژرف دارد.(6) طبیعی است چنین كلامی قدرت نفوذ بهتر و بیشتر دارد كه دل خواننده را به سوی گوینده آن كلمات جذب نماید. پینوشتها: 1. سوره بقره،آیه 165:"كسانی كه ایمان آوردهاند، بیشترین محبت را به خدا دارند". 2. المیزان ج 1، ص 418، نشر دار الكتب الاسلامیه، تهران، 1372ش. 3. امام خمینی، چهل حدیث، ص 634، نشر مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام، 1378ش. 4. مفاتیح الجنان، دعای عرفه. 5. دعای عرفه امام حسین، مفاتیح الجنان. 6. نهج البلاغه، خطبه 18. |
29 آذر 86 - 19:59 | |
صحبت حکـام ظلمت شـب یـــــلــداست
نــــور ز خـــورشــید جــوی بو که بــر آیــد
محفل آریاییتان طلایی
دلــهایــتــان دریــایــی
شـادیـهایـتان یــلدایی
بر شما پــــــــــــیـــروز بــــــــــاد این شب اهورایی
|
30 مرداد 86 - 19:03 | |
مطالب شما را در مورد جاودانگی خوندم ، و احساس كردم جاودانگی از نظر شما ، تكرار گذشته های فرد است ، عقیده ای كه تا به حال نشنیده بودم!! ، حس شما به جاودانگی ، حتی نوعی تناسخ هم نیست ، لااقل در تناسخ جاودانگی با تبدیل و دگر گونی همراه است ، دیدگاه شما به جاودانگی و ابدی بودن تشكیل شده از مشتی تكرار و تكرار و تكرار ، جاوید و ماندگار بودن ، در ذهن شما دروغ تكرارهاست .
اگر من دیدگاه شما را نسبت به ابدی بودن داشتم ، مطمئن بودم كه نمیتونستم حتی برای لحظه ای هم كه شده درست و بدون دغدغه زندگی كنم چون باید ، جهان بعدیم را بعد از مرگ، با هزاران موجود همزاد و شبیه ، یكسان و برابر ، كه گروه به گروه ، از خاطرات و تجربیات یكسان تشكیل شدن ، تصور میكردم . این طوری جاودانگی برام معنایی نداشت . كاملا پوچ و عبث بود .میدونید چرا؟ چون اگه قرار باشه در جاودانگی ، خاطرات من به یكی دیگه منتقل بشه ، و تجربیاتم تكرار ، این حس رو میكردم كه بود من ، تهی بود ، چون مینای دوم(یا اوس پیمان دوم) همه ویژگی های منو داره و قراره همه تجربه های منو تكرار كنه ، اون وقت مینای دوم و سوم یا اوس پیمان دوم و سوم هم ، مثل مینای اول یا اوس پیمان اول فكر میكردن. فكر میكردن بودنشون بیمعناست چون مینای چهارم و اوس پیمان چهارم بعد از اونها قراره بیان و تجربیاتشون رو تكرار كنن .و این چرخه تكرار ، تا ابد تكرار میشد . اون وقت زندگی میشد ، عرصه تكراره من ها ، و واقعا دنیا و زندگی بعد از این دنیا ، جاودانگیش، پوج در پوچ بود.دیدگاه ناامید كننده ای نسبت به جاودانگی دارین .چقدر سخته جاودانگی ادم محكوم به پوچی باشه !. پیشنهاد من به شما اینه كه تعبیرتون از جاودانگی رو تغییر بدین ، سخته اما محال نیست ، همان طور كه خانم مورگان تونست عقاید جهانیان رو نسبت به یك قبیله بدوی استرالیایی عوض كنه ، چون با اونها زندگی كرد ومیخواست بفهمه حقیقتا چه جوری زندگی میكنن ، شما هم اگه به این مسئله ساده نگاه نكنید وواقعا بخواین بفهمین جاودانگی چی و چه معنایی داره ، حتما میتونید ماهیتش رو درك كنید!.
|
23 مرداد 86 - 00:02 | |
ته که خورشید اوج دلربایی
چنین بیرحم و سنگین دل چرایی
به اول آنهمه مهر و محبت
به آخر راه و رسم بی وفایی |
- 1
- 2









