تبلیغات


__
لیست توصیفنامه ها
12 دی 86 - 16:28
شاید زندگی جشنی نباشد که آرزویش را داشتی اما حال که به آن دعوت شده ای تا میتوانی زیبا برقص . . میلاد جان تولدت مبارک از ته دل امیدوارم روزایی پیش روت باشه که آرزوشو داری
12 دی 86 - 15:11
چه لطیف است حس آغازی دوباره، و چه زیباست رسیدن دوباره به روز زیبای آغاز تنفس... و چه اندازه عجیب است ، روز ابتدای بودن! و چه اندازه شیرین است امروز... روز میلاد... روز تو! روزی که تو آغاز شدی! تولدت مبارک
10 دی 86 - 16:14
سلاممممممممممم میلاده عزیزم نمیدونم هنوز میای یا نه فقط اومدم میلاده میلاد رو به میلاده خوبم تبریک بگم موفق باشی گلم
10 آبان 86 - 14:52
اینجا زمان صفره! اینجا همه مردن یک شیشه تو هر دست! انگار که سم خوردن نعش یکی تنهاس؛نعش یکی با زن چند تا قدم مونده؛ از مرگ ِ من؛تا من؟ اینجا شب و روزش از جنس بی جونه تنها یه رد از عشق؛با غصه می مونه نه لحظه ای مونده نه سایه ای هم پا خورشید روشن هم؛ مرده توی فردا چشمامُ می بندم؛ یک جرعه هم بسه از خودکشی قلبم؛ دیگه نمی ترسه! حالا منم مردم! حالا منم سردم! رفتم ولی هرگز؛ من برنمی گردم...
29 مهر 86 - 04:53
آرزو دارم دلت مثل بهار پر شود از لـحظه های ماندگار زندگیْت خالی از اندوه و غـم لـحظه های شادمانی بی شمار خانهً قلبت پر از گلهای یاس نغمه خوان خانهً قلبت هزار باغ احساست پر از گلهای ناز همچو یك قالی پر از نقش و نگار روزهایت هر یكی بهتر ز قبل خوش بـوَِد بر كام تو این روزگار
28 مهر 86 - 13:15
وقتی که هنوز چشم به جهان نگشوده بودم صدایی نام غم را در گوشم طنین انداز کرد.... فکر میکردم که غم عروسکی است که من در دست میگیرم و با آن بازی میکنم و حال میبینم که من عروسکی هستم در دست غم....!!!!
__