تبلیغات


__
لیست توصیفنامه ها
21 شهریور 86 - 18:58
....oooO............... .....(....)................ ......)../.....Oooo.... .....(_/.....(....)....... ...............)../........ ...............(_/........ ........................... ... I WAS ............. .......... HERE ......
6 تیر 86 - 21:40
دنیا دیوارهای بلند دارد و درهای بسته که دور تا دور زندگی را گرفته اند. نمی شود از دیوارهای دنیا بالا رفت، نمی شود سرک کشید و آن طرفش را دید.اما همیشه نسیمی از آن طرف دیوار کنجکاوی آدم را قلقلک می دهد. کاش دیوارها پنجره داشت و می شد گاهی به آن طرف نگاه کرد.شاید هم پنجره اش زیادی بالاست و قد من نمی رسد. البته می شود از دیوارها فاصله گرفت واصلا فراموش کرد و قاطی زندگی شد،یا اینکه می شود تیشه ای برداشت و کند وکند.شاید دریچه ای ،شاید شکافی ،شاید روزنی،سر سوزن برای رد شدن نور، برای عبور عطر و نسیم، برای… بگذریم… گاهی ساعتها پشت این دیوار می نشینم و گوشم را می چسبانم به آن تا اگر همه چیز ساکت باشد صدای باریدن روشنایی را از آن طرف بشنوم .اما هیچ وقت همه چیز ساکت نیست و همیشه چیزی هست که صدای روشنایی را خط خطی کند… دیوارهای دنیا بلند است و من گاهی دلم را پرت می کنم آن طرف دیوار.مثل بچه بازیگوشی که توپش را از سر شیطنت به خانه همسایه می اندازد، به امید آنکه در آن خانه باز شود.گاهی دلم را پرت می کنم آن طرف دیوار . آن طرف، حیاط خانه خداست... و آن وقت هی در می زنم، در می زنم ، در می زنم ، و می گویم:"دلم افتاده توی حیاط شما، می شود دلم را پس بدهید؟" کسی جوابم را نمی دهد، کسی در را برایم باز نمی کند.اما همیشه ، دستی ، دلم را می اندازد این طرف دیوار. همین… ومن این بازی را دوست دارم .همین که دلم پرت می شوداین طرف دیوار ، همین که… من این بازی را ادامه می دهم و آنقدر دلم را پرت می کنم، آنقدر دلم را پرت می کنم تا خسته شوند.تا دیگر دلم را پس ندهند.تا آن در را باز کنند و بگویند:"بیا خودت دلت را بردار و برو." آن وقت من می روم و دیگر برنمی گردم و من این بازی را ادامه می دهم…
2 تیر 86 - 23:37
وحشت از عشق كه نه، ترس ما فاصله هاست وحشت از قصه كه نه، ترس ما خاتمه هاست ترس بیهوده نداریم صحبت از خاطره هاست صحبت از كشتن نا خواسته ی عاطفه هاست كوله باریست پر از هیچ كه بر شانه ی ماست گله از دست كسی نیست مقصر دل دیوونه ی ماست
14 خرداد 86 - 14:13
salam khobi? mamnon z lotfet merc
30 اردیبهشت 86 - 16:26
سلام عزیزم کجایی نیستی؟
19 اردیبهشت 86 - 05:38
هیچ وقت رازت رو به كسی نگو . وقتی خودت نمی تونی حفظش كنی ، چطور انتظار داری كسی دیگه واست راز دار باشه .
__