تبلیغات


__
لیست توصیفنامه ها
1 بهمن 86 - 12:45
سلام تولدت مبارك تقدیم شما تقدیم به شما : بـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــرای تــــــــــــــــــــــو باز دیشب چشمانم را که بر هم گذاشتم نسیم بوی تو در مشامم پیچید وچشمان زیبایت تابلوی نگاه را بر دیوار دلم آویخت ودستان گرمت درهای جدایی را درهم کوبید وصد واژه ی پر مهر از لبانت جاری شد تو مثل هیچ کس مهربان بودی تو مثل هیچ کس خندان بودی تو مثل هیچ کس اما مثل همیشه زیبا بودی من وتو باز هم دستانمان در دست هم بود وباز هم با گام های بلندمان سنگ فرش های خیابان را می پیمودیم ومثل همیشه مقصدمان نامعلوم بود نمی دانم ؟.........نمی دانم می شود که ما همیشه در کنار هم باشیم وتو با وجود گرمت به کالبد یخ زده ام گرما ببخشی ومرا اسیر نگاه جادویی ات کنی ویار همیشگی من باشی ای کاش هیچ وقت این شب به صبح نرسد تا من بیشتر از تو
30 دی 86 - 21:59
دوست عزیزم سلام سالروز میلاد فرخنده ات را تبریک عرض میکنم. به امید داشتن زندگی خوب و پر بار، آرزو میکنم 120 سال در کنار خانواده زندگی پر باری داشته باشی. داستان زیر هدیه ای است ناقابل از طرف بنده. موفق و موید باشید. در پناه حق دختر بچه گیج گیج بود از اینهمه تناقض و حیرون مونده بود که کدوم یکی از حرف بزرگترا رو قبول کنه. مثلا تا همین چند وقت پیش هر بار که دفتر نقاشیش رو خط خطی می کرد پدرش دعواش می کرد و میگفت که بابا جون خط کج نکش ! یادت باشه که همیشه خط صاف بکشی. ولی امروز تو بیمارستان وقتی می دید که هر بار بقیه می گن که خط توی تلویزیونی که به مامانش وصل کرده بودند داره هر لحظه صاف و صاف تر می شه ، خط پیشونی پدر کج و کجتر می شد وبه همین خاطر از باباش پرسید: بابا چرا ناراحتی؟ خط صاف که بد نیست؟ مگه خودت به من نمی گفتی که همیشه خط صاف بکش؟ حالا مامان هم داره خط صاف می کشه که!. پس چرا ناراحتی؟ گریه پدرش در اومد و رو به دختر گفت: دخترم این خطهارو خدا داره برای مامان می کشه .تازه بابا جون همیشه که خط کج بد نیست. لا اقل ایندفه خط کج خیلی خوبه . حالا برو از خدا بخواه که اون خطا رو کج کنه و گرنه دیگه مامانی رو نمیبینی. دل دختر بچه هوری ریخت. اگه مامانی نباشه اونوقت من چیکار کنم!؟ به همین خاطر با همون زبون کودکی رو به خدا کرد و گفت: خدا جون من که سرازکار بابام در نمی یارم و حرفاش رو متوجه نمی شم. تا حالا بهم می گفت که خط کج بده . ولی امروز می گه که خط کج خیلی خوبه. تازه بابا می گه که اگه تو تو اون تلویزیون یه خط کج نکشی من دیگه مامانم رو نمی بینم. خدایا برای توکه اینهمه چیز رو آفریدی. مثل فیل که خیلی بزرگه! حالا برات سخته که فقط یه خط کج ناقابل تو تلویزیون بکشی!؟ نه عزیزکم اصلا سخت نیست. بیا اینم یه خط کج خیلی بزرگ تو تلویزیون فقط به خاطر تو . و این خط کج رو به عنوان هدیه تولدت از من بپذیر!!! این حرفی بود که کودک همون لحظه شنید و نمی دونست که از کجا ، ولی شنید؛ و از فردای همون روز بود که هر بار مادرش به مناسبت روز تولد دختر بچه کیک تولد می پخت هر سال می دید که یه خط کج بزرگ رو کیک به اون کوچیکی افتاده1 خرداد
28 دی 86 - 06:40
من امید صدرزاده خوئی هستم. یک نویسنده ی آماتور جوان که هر از چند گاهی دستی به قلم می برم و چیزهایی می نویسم و مثل بسیاری از نویسندگان آماتور دوست دارم آدمها آثارم را بخوانند و نظرشان را به من بگویند. انگیزه ی اصلی من از ورود به کلوب همین بوده است. من نوشته هایم را در قسمت خاطراتم می گذارم و همگان می توانند به آنها دسترسی داشته باشند. همچنین در قسمت نظر سنجی می توانند نظر خود را راجع به هر یک مشخص کنند. به علاوه نظرات تشریحی خود را از طریق توصیف نامه برایم ارسال دارند. خیلی ممنون می شوم شما هم یکی از آنان باشید. در ضمن من هر یک از نوشته هایم را تحت عنوان یادداشت یا توصیف نامه برای تمامی کسانی که در لیست دوستانم باشند خواهم فرستاد. متشکرم. اگر نوشته ی من در برخی موارد طولانی تر از آن باشد که وقت خواندنش را داشته باشید ؛ بهتر است روی آن select All کرده و سپس copy نموده ؛ در یک فایل Word یا notepad ، paste نمایید تا سر فرصت آن را مورد مطالعه قرار دهید
__