تبلیغات


__
لیست توصیفنامه ها
14 تیر 87 - 15:06
من دلم می خواهد خانه ای داشته باشم پر دوست، کنج هر دیوارش دوستانم بنشینند آرام، گل بگو گل بشنو، هر کسی می خواهد وارد خانة پرمهر و صفامان گردد شرط وارد گشتن، شستشوی دل هاست. شرط آن داشتن یک دل بی رنگ و ریاست، بر درش برگ گلی می کوبم و به یادش با قلم سبز بهار می نویسم، ای دوست خانه دوستی ما اینجاست، تا که سهراب نپرسد دیگر، خانه دوست کجاست.
13 تیر 87 - 01:21
salam taeid nashe plz menbare jarahe pelastic yani chiiiiiiiiiiiiiiiiiiii???
10 تیر 87 - 17:12
برای مولای مهربانم : کبوتر دلم را به سویت روانه می کنم!می روی ....می آید! می روی و باز هم می آید! ... بارانی می شود هوای دلم از این دویدن ها و نرسیدن ها!
8 تیر 87 - 16:47
مهربانا ، سایبانی از جنس اشک و نیاز می خواهم تا سجاده ی دلم را در آن بگسترانم و با دستان خسته قنوتم از تو بخواهم که بر وجود سردم نور نگاهت را بتابانی و گل های زیبای عشق و ایمان را بار دگر در من تازه گردانی ...
25 خرداد 87 - 18:14
لحظه ی دیدار نزدیک است... باز من دیوانه ام ، مستم... باز می لرزد ، دلم ، دستم... باز گویی در جهان دیگری هستم... های ! نخراشی به غفلت گونه ام را ، تیغ... های ، نپریشی صفای زلفکم را ، دست... و آبرویم را نریزی ، دل... ای نخورده مست... لحظه ی دیدار نزدیک است...
17 خرداد 87 - 15:55
نمی گویم فراموشم مکن هرگز،ولی گاهی به یاد آور، رفیقی را که می دانی نخواهی رفت از یادش ...
__