لیست توصیفنامه ها2 مرداد 87 - 10:09 | |
زنده بودن را به بیداری بگذرانیم که سالها به اجبار خواهیم خفت ... -;{@ |
1 مرداد 87 - 09:32 | |
آخرین تکه قلبم را به پروانه ای دادم که رنگ پرهایش سوی دیدن را از من گرفت ، به او دادم چون از تمامی چیزهای دور و برم پاکتر بود ، حتی آبی تر از حوض آبی خونه ی تنهاییم ... |
31 تیر 87 - 10:46 | |
عشق وقتی سلطه خود را بر عقل و فكر كسی بیاندازد به اصطلاح می گویند او را كور كرده است البته اگر عشق عشق باشد كوری اش خود نوعی روشنایی است و نباید از آن هراسی داشت. |
29 تیر 87 - 20:43 | |
غم غمناک
شب سردی است، و من افسرده.
راه دوری است، و پایی خسته.
تیرگی هست و چراغی مرده.
می كنم، تنها، از جاده عبور:
دور ماندند زمن آدم ها.
سایه ای از سر دیوار گذشت،
غمی افزود مرا بر غم ها.
فكر تاریكی و این ویرانی
بی خبر آمد تا با دل من
قصه ها ساز كند پنهانی.
نیست رنگی كه بگوید با من
اندكی صبر، سحر نزدیك است.
هر دم این بانگ برآرم از دل:
وای، این شب چقدر تاریك است!
خنده ای كو كه به دل انگیزم؟
قطره ای كو كه به دریا ریزم؟
صخره ای كو كه بدان آویزم؟
مثل این است كه شب نمناك است.
دیگران را هم غم هست به دل،
غم من، لیك، غمی غمناك است.
سهراب سپهری |
25 تیر 87 - 13:27 | |
...
دلم هوای کسی دارد... هوای چیزی از جنس صمیمی ِ حزن... مثل شادی معصوم شاپرکها... دلم به اندازهی عظمت خواب ِ پرواز در تجسم میلههای زندانی ِ یک قفس برای کسی یا چیزی تنگ شده است که نمیشناسمش...
...
|
22 تیر 87 - 16:44 | |
همسفر باش... می خواهیم تا انتهای این دیوار را با هم پرواز كنیم؛ پس دستت را به من بده تا در این اوج، دنیا بسازیم نه با دنیا بسازیم |









