تبلیغات


__
لیست توصیفنامه ها
25 تیر 87 - 13:27
... دلم هوای کسی دارد... هوای چیزی از جنس صمیمی ِ حزن... مثل شادی معصوم شاپرک‌ها... دلم به اندازه‌ی عظمت خواب ِ پرواز در تجسم میله‌های زندانی ِ یک قفس برای کسی یا چیزی تنگ شده است که نمی‌شناسمش... ...
22 تیر 87 - 16:44
همسفر باش... می خواهیم تا انتهای این دیوار را با هم پرواز كنیم؛ پس دستت را به من بده تا در این اوج، دنیا بسازیم نه با دنیا بسازیم
22 تیر 87 - 16:31
اگه دلم تنگ میشه خیلی برات منو ببخش... اگه نگام گم میشه تو شهر چشات منو ببخش ... منو ببخش اگه شبا ستاره ها رو میشمرم ... اگه همش پیش همه بهت میگم دوست دارم ... منو ببخش اگه برات سبد سبد گل می چینم ... منو ببخش اگه شبا فقط تورو خواب می بینم ... منو ببخش اگه تورو میسپرمت دست خدا ... اگه پیش غریبه ها به جای تو میگم شما ... منو ببخش اگه واسه چشمای تو خیلی کمم... تو یه فرشته ای و من خیلی باشم یه آدمم ... منو ببخش اگه فقط می خوام بشی مال خودم ... ببخش اگه کمم ولی زیادی عاشقت شدم...
21 تیر 87 - 12:10
من نشانی از تو ندارم اما نشانی ام را برای تو می نویسم: درعصرهای انتظار،به حوالی بی کسی قدم بگذار! خیابان غربت را پیدا کن و وارد کوچه پس کوچه های تنهایی شو! کلبه ی غریبی ام را پیدا کن، کناربیدمجنون خزان زده و کنارمرداب ارزوهای رنگی ام! درکلبه را باز کن و به سراغ بغض خیس پنجره برو! حریر غمش را کنار بزن! مرا می یابی
19 تیر 87 - 11:59
حسرت همیشگی ... حرفهای ما هنوز ناتمام . . . تا نگاه می کنی: وقت رفتن است... باز هم همان حکایت همیشگی! پیش از آن که با خبر شوی، لحظه عزیمت تو ناگزیر می شود... آی . . . ای دریغ و حسرت همیشگی! ناگهان چقدر زود دیر می شود! (قیصر امین پور.... روانش شاد )
19 تیر 87 - 09:33
اگر بگریم می گویند عاشق است !اگر بخندم گویند: دیوانه است!! پس میگریم و میخندم تا بگویند:عاشق دیوانه است
__