تبلیغات


__
لیست توصیفنامه ها
12 آذر 86 - 10:03
بنام خدا من مسئولیت تام دارم که در مقابل شداید و بلایا بایستم. تمام ناراحتی ها را تحمل کنم, رنج ها را بپذیرم, چون شمع بسوزم و راه را برای دیگران روشن کنم, به مردگان روح بدمم. تشنگان حق و حقیقت را سیراب کنم. ای خدای بزرگ, من این مسئولیت تاریخی را در مقابل تو به گردن گرفته ام و تنها تویی که ناظر اعمال منی و فقط تویی که به او پناه می جویم و تقاضای کمک می کنم. ای خدا من باید از نظر علم از همه برتر باشم تا مبادا دشمنان مرا از این راه طعنه زنند. باید به آن سنگدلانی که علم را بهانه کرده و به دیگران فخر می فروشند ثابت کنم که خاک پای من هم نخواهند شد. باید همه تیره دلان ِ مغرور و متکبر را به زانو درآورم, آنگاه خود خاضع ترین و افتاده ترین فرد روی زمین باشم. شهید دکتر چمران .
20 مهر 86 - 11:37
رمضان... آمدی و نیمه شدی... میروی و نشناختیم تو را... از رویت خجالت زده.... با سلام فرا رسیدن عید سعید فطر را به شما تبریک و تهنیت گفته و قبولی طاعات و عبادات و سلامتی از خداوند برایتان آرزومندم .
8 مهر 86 - 18:52
With your long curled eyelashes You brought me a thousand doubts When your sleepy eye flashes A thousand pains in me come out. O thou, companion of my heart Memories of friends my mind depart There is not a day that from the start Your memory I do not tout. The world is baseless and old Lovers shout out and scold Magic spells take their hold, This is love's sorrowful route. Separation puts me on fire My circumstances are dire May the nightly breeze inspire With a whiff of what it's all about. This world of space and time For Beloved ain't worth a dime Ruling the world is a crime If Beloved is without. If in my place, Beloved choose Another, then I greatly lose My life and soul I'll refuse Curses upon myself I spout. At dawn sings the nightingale O Beloved, yourself unveil In my head I cry and wail Of yesternight's dreamy bout. On my deathbed, when I rise I'll head straight for Paradise If only I can keep my eyes Upon the flame your candle sprouts. The tale of my desires That I cry out and shout Unmistakably inspires What Hafiz said without doubt. بـه مژگان سیه کردی هزاران رخنه در دینـم بیا کز چـشـم بیمارت هزاران درد برچینـم الا ای همنشین دل که یارانـت برفـت از یاد مرا روزی مباد آن دم که بی یاد تو بنـشینـم جهان پیر است و بی‌بنیاد از این فرهادکش فریاد که کرد افسون و نیرنگش ملول از جان شیرینم ز تاب آتـش دوری شدم غرق عرق چون گـل بیار ای باد شبگیری نسیمی زان عرق چینـم جـهان فانی و باقی فدای شاهد و ساقی کـه سلـطانی عالم را طفیل عشق می‌بینم اگر بر جای من غیری گزیند دوست حاکم اوست حرامـم باد اگر من جان به جای دوست بگزینم صـباح الـخیر زد بلبل کـجایی ساقیا برخیز کـه غوغا می‌کند در سر خیال خواب دوشینم شـب رحلت هم از بستر روم در قصر حورالعین اگر در وقت جان دادن تو باشی شمع بالینـم حدیث آرزومـندی که در این نامه ثبت افـتاد هـمانا بی‌غـلـط باشد که حافظ داد تلقینم
23 شهریور 86 - 10:50
کاش در این رمضان لایق دیدار شویم.... سحری با نظر لطف تو بیدار شویم كاش منت بگذاری به سرم مهدی جان.... تا که همسفره تو لحظه افطار شویم
10 شهریور 86 - 08:57
با سلام مصیبت وارده رو به شما و خانواده محترم تسلیت میگم. و از خداوند منان علو درجات آن مرحومه و همنشینی با ابرار را برای ایشان مسالت دارم. ما رو هم در غم خود شریک بدونید.
7 شهریور 86 - 13:51
بسم الله الرحمن الرحیم " اللهم کن لولیک الحجـة بن الحسـن صلواتک علیه و علی آبائـه فی هذه السـاعه و فـی کل ساعة ولیاً و حافظاً وقائداً وناصراً و دلیلاً و عینا حتی تسکنه ارضک طوعا و تمتعه فیها طویلا" میلاد منجى عالم بشریت، ابا صالح المهدى (عج) تبریک و تهنیت باد یا حق(الله)
__