لیست توصیفنامه ها12 آبان 87 - 21:50 | |
زندگی آرام است، مثل آرامش یك خواب بلند. زندگی شیرین است، مثل شیرینی یك روز قشنگ. زندگی رویایی است، مثل رویای ِیكی كودك ناز. زندگی زیبایی است، مثل زیبایی یك غنچه ی باز. زندگی تك تك این ساعتهاست، زندگی چرخش این عقربه هاست، زندگی راز دل مادر من. زندگی پینه ی دست پدر است، زندگی مثل زمان در گذر. |
25 آبان 86 - 01:22 | |
سلام دوست عزیز .
آیا میدانید فردا جمعه 16 نوامبر میلادی برابر با 25 آبان ماه خورشیدی سالروز روزی است که سنگبنشته های ایران باستان خوانده شدند .
16 نوامبر 1846 را روزی نوشته اند كه «سر هنری راولینسونSir Henry C. Rawlinson» موفق به خواندن خطوط میخی سنگنبشته داریوش بزرگ در بیستون شد و آن را ترجمه كرد. این سنگنبشته مربوط به سال 519 پیش از میلاد (2 هزار و 525 سال پیش) است كه حدود جغرافیایی ایران در آن مشخص شده و «سند مالكیت میهن ما» بشمار می رود، تنها كشور جهان كه چنین سندی را دارد.
این افتخار ملی را بهانه می كنم و دوبیتی های زیر را تقدیم به دل مهربان شما دوست عزیز می كنم . چون فرهنگ ایران بسته به ذوق هنری و دل پاك نیاكان ما كه برای ما بیادگار گذاشته اند دارد . و این دل پاك هم شیرینی و هم تلخی عشق را برای دل ایرانیان گوارا می كند .
http://www.dadashreza.coo.ir/
یك شبی با گریه ها مهمان من باش ، نترس
با صدای گریه ات همخوان من باش ، نترس
جز من و غیر تو عاشق به جهان نیست ،بدان
یك شب از عشق بخوان عاشق من باش نترس
http://www.dadashreza.coo.ir/
نارنینم نازنینم چه دعا بهتر از این
گریه ات از سر شوق
خنده ات از ته دل
نبود هیچ غروبت غمناك
http://www.dadashreza.coo.ir/
آنکه رخسار ترا اینهمه زیبا می کرد
کاش از روز ازل فکر دل ما می کرد
آنکه می داد ترا حسن و نمی داد وفا
کاشکی فکر دل عاشق شیدا میکرد
http://www.dadashreza.coo.ir/
نمی خوام دیگه تو عاشقم باشی
نمی خوام دشت شقایقم باشی
نمی خوام تو آسمون دل من
تو همون ستاره ی تکم باشی
من میخوام عاشق دلخسته باشم
اونیکه امیدشو به مهر تو بسته باشم
تو باشی یا نباشی فرقی نداره عاشقی
من میخوام معنای این واژه ی پر بسته باشم
http://www.dadashreza.mihanblog.com/
بسی گفتند : دل از عشق برگیر
که نیرنگ است و افسون است و جادوست
ولی ما دل به او بستیم و دیدیم
که این زهر است ، اما نوشداروست
http://www.dadashreza.coo.ir/
شمع را باید از این خانه برون بردن و کشتن
تا که همسایه نداند که تو در خانه ی مایی
کشتن شمع و برون بردنش از خانه چه حاصل
نور رخسار تو گوید که تودر خانه ی مایی
http://www.dadashreza.coo.ir/
سر سبز ترین بهار تقدیم تو باد
اواز خوش هزار تقدیم تو باد
گویند كه لحظه ای است روییدن عشق
ان لحظه هزار بار تقدیم تو باد
http://www.dadashreza.coo.ir/
یك چند به كودكی به استاد شدیم
یك چند به استادی خود شاد شدیم
پایان سخن شنو كه ما را چه رسید
از خاك در آمدیم و بر باد شدیم
http://www.dadashreza.coo.ir/
دیشب باران قرار با پنجره داشت
روبوسی آبدار با پنجره داشت
یكریز به گوش پنجره پچ پچ كرد
چك چك،چك چك،چه كار با پنجره داشت؟
http://www.dadashreza.coo.ir/
شبی مرغ سپیدی می شوم من
گشاده بادبان بال در باد
به دریا می زنم دل را و چون موج
به هر ره می روم آزاد آزاد
http://www.dadashreza.coo.ir/
برخیز به خون دل وضویی بکنیم
در آب ترانه شستشویی بکنیم
عمر اندک و فرصت خموشی بسیار
تلخ است سکوت گفتگویی بکنیم
http://www.dadashreza.coo.ir/
خیالت دوش مهمان شبم بود
سحر تا صبح نامت بر لبم بود
ز پهنای نگاهت عشق می ریخت
که گرما بخش جان پر تبم بود
http://www.dadashreza.coo.ir/
تو بارانی و من باران پرستم
تو دریایی , من امواج تو هستم
اگر روزی بپرسی باز گویم
تو من هستی و من نقش تو هستم
http://www.dadashreza.coo.ir/
ابر بارنده به دریا می گفت: گرنبارم تو کجا دریایی؟!
در دلش خنده زنان دریا گفت: ابر بارنده تو هم از مایی
http://www.dadashreza.coo.ir/
آن شب كه دلی بود به میخانه نشستیم
آن عهد كه بستیم به پیمانه شكستیم
ای فاتح هر قلب همانطور كه گفتی
ما عهد شكستیم ولی دل نشكستیم
http://www.dadashreza.coo.ir/
بیا قدر پرستو را بفهمیم
تب و تاب دل قو را بفهمیم
اگر چه عشق والا تر ز فهم است
ولی کوشش کنیم او را بفهمیم
http://www.dadashreza.coo.ir/
از شبنم عشق خاک آدم گل شد
بس فتنه و شور در جهان حاصل شد
سرنشتر عشق بر رگ روح زدند
یک قطره از آن چکیدو نامش دل شد
http://www.dadashreza.coo.ir/
زرد است كه با درد موافق شده است
تلخ است كه لبریز حقیقت شده است
عاشق نشدی وگرنه میفهمیدی
پاییز بهاریست كه عاشق شده است
http://www.dadashreza.coo.ir/
خدای اطلسی ها با تو باشد
پناه بی کسی ها با تو باشد
تمام لحظه های خوب یک عمر
به جز دلواپسی ها با تو باشد
http://www.dadashreza.coo.ir/
من مدیر وبلاگ داداش رضا و آبجی شبنم هستم خوشحال می شوم سری به وبلاگ بزنید و اگر مطالبش جالب بود آدرس وبلاگ را به دوستانتان هم بدهید .
شاد بودن دل زیبایتان آرزومه دوست عزیز
http://www.dadashreza.coo.ir
www.dadashreza.mihanblog.com
فقط لازم می دانم بگویم متاسفانه وبلاگ برای بعضی از اكنتها فیلتر است . اگر برای شما فیلتر بود با یك اكانت دیگر می توانید وارد وبلاگ شوید .
شاد باشید
|
29 تیر 86 - 00:00 | |
می دانم روزی با تن خسته و خیس ، سوار بر قطرات درشت باران بر ناوادنهای چشمم فرود می آیی در میان انبوه مژگانم میزبان خواهم بود و در آن لحظه چشمانم را برای همیشه می بندم تا دیگر دوریت را حس نکنم
........................
ای كاش كودك بودم ،تا بزرگ ترین شیطنت زندگیم نقاشی روی دیوار بود. ای كاش كودك بودم ، تا از ته دل می خندیدم، نه اینكه مجبور باشم همواره تبسمی تلخ بر لب داشته باشم. ای كاش كودك بودم ، تا در اوج ناراحتی و درد با یك بوسه تو، همه چیز را فراموش می كردم
.......................
عشق افسانه نیست آنكه عشق آفرید دیوانه نیست عشق آن نیست كه در كنارش باشی عشق آن است كه به یادش باشی
.....................
عشق کنار هم ایستادن زیر باران نیست...!!! عشق این است که یکی برای دیگری چتر شود و دیگری هرگز نفهمد چرا خیس نشد
......................
نمی نویسم ..... چون می دانم هیچ گاه نوشته هایم را نمی خوانی! حرف نمی زنم .... چون می دانم هیچ گاه حرف هایم را نمی فهمی! نگاهت نمی کنم ...... چون تو اصلاً نگاهم را نمی بینی! صدایت نمی زنم ..... زیرا اشک های من برای تو بی فایده است! فقط می خندم ...... چون تو در هر صورت می گویی من دیوانه ام
.........................
عشق افسانه نیست آنكه عشق آفرید دیوانه نیست عشق آن نیست كه در كنارش باشی عشق آن است كه به یادش باشی
......................
ای مسافر ! ای جدا ناشدنی ! گامت را آرام تر بردار ! از برم آرام تر بگذر ! تا به کام دل ببینمت .
بگذار از اشک سرخ گذرگاهت را چراغان کنم .
آه ! که نمیدانی ... سفرت روح مرا به دو نیم می کند ... و شگفتا که زیستن با نیمی از روح تن را می فرساید ...
بگذار بدرقه کنم واپسین لبخندت را و آخرین نگاه فریبنده ات را .
مسافر من ! آنگاه که می روی کمی هم واپس نگر باش . با من سخنی بگو . مگذار یکباره از پا در افتم ... فراق صاعقه وار را بر نمی تابم ...
جدایی را لحظه لحظه به من بیاموز... آرام تر بگذر ...
وداع طوفان می آفریند... اگر فریاد رعد را در طوفان وداع نمی شنوی ؟! باران هنگام طوفان را که می بینی ! آری باران اشک بی طاقتم را که می نگری ...
من چه کنم ؟ تو پرواز می کنی و من پایم به زمین بسته است ...
ای پرنده ! دست خدا به همراهت ...
اما نمی دانی ... نمی دانی که بی تو به جای خون اشک در رگهایم جاریست ...
از خود تهی شده ام ... نمی دانم تا باز گردی مرا خواهی دید ؟؟؟
http://www.dadashreza.coo.ir/ |
3 تیر 86 - 18:48 | |
http://www.dadashreza.coo.ir
خیلی سخته که غرورت به خاطریه نفر بشکنه
خیلی سخته که همه چیزت روبه خاطر یه نفرازدست بدی اما
اون بگه : دیگه فراموش کن...
خیلی سخته که دوسش داشته باشی اما نتونی باهاش بمونی...
خیلی سخته که یه عمر با خیال یه نفرزندگی کنی
اما وقتی فهمیدعاشقشی بره و پشت سرشم نگاه نکنه...
http://www.dadashreza.coo.ir
چند روز پیش داشتم فکر میکردم عجب دنیای شیر تو شیریه...یه روز دلت واسه یکی پرپر میزنه از فکرش شب و روزتو نمی فهمی...از حس عشقی که بهش پیدا کردی خفه میشی به خاطرش به هزار بدبختی تن میدی...زندگیتو فقط در اون خلاصه می کنی
یه روز که از دستش میدی اول بهت زده میشی...بعد زار میزنی..گریه می کنی
عین خلها به در و دیوار میزنی..بعد عصبانی میشی..واسش خط و نشون میکشی
هر کاری می کنی که این رابطه خراب نشه...اما نمیشه
و تو می مونی و خودت و تنهاییت
و یه دل زخم خورده و یه روح آسیب دیده...با کلی خاطره و درد.
یه روز بعدش حس می کنی یکی دیگه اومده تو زندگیت بی اونکه بفهمی یا بخوای باهاش انس میگیری...یواش یواش جدیده جایگزین قدیمیه میشه البته هنوزم گهگاهی یاد اون گذشته ها می افتی ولی فقط یه آه میکشی و ممکنه چند تا قطره اشکم بریزی
اما به مرور زمان دیگه دفتر قدیمیه رو میبندی...و میذاریش تو صندوقچه خاطراتت
حتی اگه بر حسب تصادفم ببینیش یا باهاش برخورد کنی...دیگه هیچی آزارت نمیده دیگه ضربان قلبت تند نمیشه...دیگه دستات نمیلزره
الان فقط یه حس داری...به خودت می خندی که عجب احمقی بودم که وقتی رفت اونطوری دیوونه شدما
امامیدونی رفیق؟؟...این رسم زندگیه....یه رسم زشت و سنگدل...تا قیام قیامت
دوستت دارم ولی ...
http://www.dadashreza.coo.ir
دلم گرفته از آدم هایی که می گن دوست دارم اما معنی شو نمی دونن از آدم هایی که می خوان مال اونا باشی اما خودشون مال تو نیستن از اونایی که زیر بارون برات می میرن و وقتی آفتاب می شه همه چیز یادشون میره
چقدر سخته تو چشای كسی كه تمام عشقت رو ازت گرفته و به جاش یه زخم همیشگی رو به قلبت هدیه داده زل بزنی و به جای اینكه لبریز كینه و نفرت بشی حس كنی كه هنوز دوستش داری چقدر سخته دلت بخواد سرت رو باز به دیوار تكیه بدی كه یه بار زیر آوار غرورش همه وجودت له شده چقدر سخته تو خیال ساعتها باهاش حرف بزنی اما وقت دیدنش هیچ چیز جز سلام نتونی بگی چقدر سخته وقتی پشتت بهشه دونه های اشك گونه ها تو خیس كنه اما مجبور باشی بخندی تا نفهمه هنوز دوستش داری
http://www.dadashreza.coo.ir
ای که میپرسی نشان عشق چیست؟
عشق چیزی جز ظهور مهر نیست!
عشق یعنی مهر بی چون و چرا
عشق یعنی کوشش بی ادعا
عشق یعنی مهر، بی اما، اگر
عشق یعنی رفتن با پای سر
عشق یعنی دل تپیدن بهر دوست
عشق یعنی جان من قربان اوست
عشق یعنی خواندن از چشمان او
حرفهای دل، بدون گفتگو
عشق یعنی عاشق بی زحمتی
عشق یعنی بوسهی بی شهوتی
عشق، یار مهربان زندگی
بادبان و نردبان زندگی
عشق یعنی دشت گلکاری شده
در کویری چشمهای جاری شده
یک شقایق در میان دشت خار
باور امکان با یک گل بهار
در خزانی برگریز و زرد و سخت
عشق، تاب آخرین برگ درخت
عشق یعنی روح را آراستن
بی شمار افتادن و برخاستن
عشق یعنی زشتی زیباشده
عشق یعنی گنگی گویاشده
عشق یعنی مهربانی در عمل
خلق کیفیت به کندوی عسل
عشق یعنی گل به جای خار باش
پل به جای این همه دیوار باش
عشق یعنی یک نگاه آشنا
دیدن افتادگان زیرپا
زیرلب با خود ترنم داشتن
برلب غمگین تبسم کاشتن
عشق، آزادی، رهایی، ایمنی
عشق، زیبایی، زلالی، روشنی
عشق یعنی تنگ بی ماهی شده
عشق یعنی ماهی راهی شده
عشق یعنی آهویی آرام و رام
عشق صیادی بدون تیر و دام
عشق یعنی برگ روی ساقهها
عشق یعنی گل به روی شاخهها
عشق یعنی از بدیها اجتناب
بردن پروانه از لای کتاب
در میان این همه غوغا و شر
عشق یعنی کاهش رنج بشر
ای توانا، ناتوان عشق باش
پهلوانا، پهلوان عشق باش
ای دلاور دل به دست آورده باش
در دل آزرده منزل کرده باش
عشق یعنی تشنهای خود نیز اگر
واگذاری آب را بر تشنهتر
عشق یعنی ساقی کوثر شدن
بی پر و بیپیکر و بیسر شدن
عشق یعنی خدمت بیمنتی
عشق یعنی طاعت بیجنتی
گاه بر بیاحترامی، احترام
بخشش و مردی به جای انتقام
عشق را دیدی، خودت را خاک کن
سینهات را در حضورش چاک کن
عشق آمد، خویش را گم کن عزیز
قوتات را قوت مردم کن عزیز
عشق یعنی مشکلی آسان کنی
دردی از درماندهای درمان کنی
عشق یعنی خویشتن را گم کنی
عشق یعنی خویش را گندم کنی
عشق یعنی نان ده و از دین مپرس
در مقام بخشش از آیین مپرس
هر کسی او را خدایش جان دهد
آدمی باید که او را نان دهد
در تنور عاشقی سردی مکن
در مقام عشق نامردی مکن
لاف مردی میزنی، مردانه باش
در مسیر عاشقی افسانه باش
دین نداری، مردمی آزاده باش
هرچه بالا می روی افتاده باش
در پناه دین، دکانداری مکن
چون به خلوت میروی کاری مکن
عشق یعنی ظاهر باطن نما
باطنی آکنده از نور خدا
عشق یعنی عارف بیخرقهای
عشق یعنی بندهی بی فرقهای
عشق یعنی آن چنان در نیستی
تا که معشوقت نداند کیستی
عشق یعنی ذهن زیبا آفرین
آسمانی کردن روی زمین
عشق گوید مست شو گر عاقلی
از شراب غیرانگوری ولی
هرکه با عشق آشنا شد، مست شد
وارد یک راه بیبنبست شد
کاش در جامم شراب عشق باد
خانهی جانم خراب عشق باد
هرکجا عشق آید و ساکن شود
هرچه ناممکن بود، ممکن شود
در جهان هر کار خوب و ماندنیست
ردپای عشق در او دیدنی ست
شعرهای خوب دیوان جهان
سر عشق است و سرود عاشقان
«سالک» آری، عشق رمزی در دل است
شرح و وصف عشق، کاری مشکل است
عشق یعنی شور هستی در کلام
عشق یعنی شعر، مستی والسلام
سلام دوست عزیز
این متن بهانه ای بود برای آشنایی بیشتر با شما دوست عزیز .
من مدیر وبلاگ داداش رضا و آبجی شبنم هستم خوشحال می شوم سری به وبلاگ بزنید و اگر مطالبش جالب بود آدرس وبلاگ را به دوستانتان هم بدهید .
شاد بودن دلتان آرزومه
خدانگه دارتان
http://www.dadashreza.coo.ir
|









