تبلیغات


__
لیست توصیفنامه ها
17 شهریور 87 - 12:56
دستی تکان بده حالا که می روی دلتنگ می شوم تنها که میروی پیشانیت اگر خط خوردگی نداشت می خواندمش که تو... تو با که میروی نفرین نمی کنم شاید ببینمت دنیا به کام تو هر جا که میروی یک لحظه صبر کن شاید ندیدمت دستی تکان بده حالا که میروی [
22 مرداد 87 - 20:58
زندگی زندگی رسم خوشایندیست زندگی بال و پری دارد با وسعت مرگ پرسشی دارد اندازه عشق زندگی چیزی نیست که لبه طاقچه عادت از یاد من و تو برود زندگی ضرب زمین در ضربان دل ماست زندگی سوت قطاریست که در خواب پلی می پیچد
27 فروردین 87 - 07:28
بچه خوبیه بند کفششو خودش می بنده -خودش دست صورتشو میشوره -گریه نمیکنه - مامانشو اذیت نمیکنه -تازه از ینا گذشته مثل بعضی از این دختر ای لوس هی نمیگه شوهر میخوام شوهر میخوام !
5 اسفند 86 - 12:21
چشم من و انجیر دیوونه کیه؟ عاقل کیه؟ جوونور کامل کیه؟ واسطه نیاj به عزتت خمارم حوصله هیچ کسی رو ندارم کفر نمیگم سوال دام یک تریلی محال دارم تازه داره حالیم می شه چیکارم میچرخم و میچرخونم سیارم تازه دیدم حرف حسابت منم طلای نابت منم تازه دیدم که دل دارم بستمش راه دیدم نرفته بود رفتمش جوانه نشکفته را رستمش ویروس که بود حالیش نبود هستمش جواب زنده بودنم مرگ نبود! جون شما بود؟ مردن من مردن یک برگ نبود! تو رو به خدا بود؟ اون همه افسانه و افسون ولش؟!! این دل پر خون ولش؟!! دلهره گم کردن گدار مارون ولش؟! تماشای پرنده ها بالای کارون ولش؟! خیابونا , سوت زدنا , شپ شپ بارون ولش؟! دیوونه کیه؟ عاقل کیه؟ جوونور کامل کیه؟ گفتی بیا زندگی خیلی زیباست ! دویدم چشم فرستادی برام تا ببینم که دیدم پرسیدم این آتش بازی تو آسمون معناش چیه ؟ کنار این جوی روون نعناش چیه؟ این همه راز این همه رمز این همه سر و اسرار معماست؟ آوردی حیرونم کنی که چی بشه ؟ نه والله! مات و پریشونم کنی که چی بشه ؟ نه بالله پریشونت نبودم ؟ من حیرونت نبودم؟! تازه داشتم می فهمیدم که فهم من چقدر کمه! اتم تو دنیای خودش حریف صد تا رستمه! گفتی ببند چشماتو وقت رفتنه! انجیر میخواد دنیا بیاد آهن و فسفرش کمه! چشمای من آهن انجیر شدن! حلقه ای از حلقه زنجیر شدن! عمو زنجیر باف زنجیرتو بنازم چشم من و انجیر تو بنازم! دیوونه کیه؟ عاقل کیه؟ جوونور کامل کیه؟
26 بهمن 86 - 17:48
هان ای مردم در همین آبادی دختری می نالد؛ از برای غم مرگ مادر؛ پدرم دوش به هنگام سحر آنچنان مست زچشمان سیاه یک زن به تنش چنگی زد که صدایش گم شد!! مادرم دوش نفسهایش را زیر رگبار کتکهای پدر به دل غمزذه یمن بخشید مادرم مرد و پدر پا به محراب زن بیوه ی همسایه گذاشت دوش به هنگامه ی صبح در همین نزدیکی طفلک همسایه بی خبر از غم نامادری ام سر به بالین نهاد. طفلک بیچاره از کجا می دانست قیمت هرزگی مادر خود به بهای غم و آوار گی مادر من می ارزد پدرم دوش به مهمانی ابلیس شتافت
25 بهمن 86 - 21:19
حیف شد خیلی حیف شد این سعادت نسیب هر کسی نمیشه خب حالا قسمت تو نبوده اینکه این مناسبت تو دهه فجر باشه ولی در هر حال تولدت مبارک
__