لیست توصیفنامه ها11 مهر 87 - 11:13 | |
الهامم ..از لبانم بشنو : زندگی رویا نیست. زندگی زیبایی ست. می توان ، بر درختی تهی از بار ، زدن پیوندی... می توان در دل این مزرعه خشک و تهی، بذری ریخت... می توان ، از میان ،فاصله ها را بر داشت... دل من با دل تو ، هر دو بیزار از این فاصله هاست ... |
26 اسفند 85 - 21:35 | |
آدمک آخر دنیاست ، بخند
آدمک مرگ همین جاست ، بخند
آن خدایی که بزرگش خواندی
به خدا مثل تو تنهاست ، بخند
دستخطی که تو را عاشق کرد
شوخی کاغذی ماست ، بخند
فکر کن درد تو ارزشمند است
فکر کن گریه چه زیباست ، بخند
صبح فردا به شبت نیست که نیست
تازه انگار که فرداست ، بخند
راستی آنچه به یادت دادیم
پر زدن نیست که درجاست ، بخند
آدمک نغمه ی آغاز نخوان
به خدا آخر دنیاست ، بخند
|
24 اسفند 85 - 17:55 | |
بعضی ها وارد زندگی می شوند و زود می روند.
بعضی ها برای مدتی می مانند
روی قلب ما رد پایی باقی می گذارند و .....
و ما دیگر هیچ گاه همان که بودیم نیستیم !
Happy Birthday , eliiiiiiiiiiiiiii |
21 اسفند 85 - 07:08 | |
روزی در آخر ساعت درس یك دانشجوی دوره دكترای نروژی ، سوالی مطرح كرد: استاد،شما كه از جهان سوم می آیید،جهان سوم كجاست ؟؟ فقط چند دقیقه به آخر كلاس مانده بود.من در جواب مطلبی را فی البداهه گفتم كه روز به روز بیشتر به آن اعتقاد پیدا می كنم.به آن دانشجو گفتم: جهان سوم جایی است كه هر كس بخواهد مملكتش را آباد كند،خانه اش خراب می شود و هر كس كه بخواهد خانه اش آباد باشد باید در تخریب مملكتش بكوشد. پروفسور حسابی
|
21 اسفند 85 - 07:07 | |
هر گاه دلم رفت تا محبت کسی را به دل بگیرد، تو او را خراب کردی، خدایا، به هر که و به هرچه دل بستم، تو دلم را شکستی، عشق هر کسی را که به دل گرفتم، تو قرار از من گرفتی، هر کجا خواستم دل مضطرب و دردمندم را آرامش دهم، در سایه امیدی، و به خاطر آرزویی، برای دلم امنیتی به وجود آورم، تو یکباره همه را برهم زدی، و در طوفان های وحشتزای حوادث رهایم کردی، تا هیچ آرزویی در دل نپرورم و هیچ خیری نداشته باشم و هیچ وقت آرامش و امنیتی در دل خود احساس نکنم... تو این چنین کردی تا به غیر از تو محبوبی نگیرم و به جز تو آرزویی نداشته باشم، و جز تو به چیزی یا به کسی امید نبندم، و جز در سایه توکل به تو، آرامش و امنیت احساس نکنم... خدایا ترا بر همه این نعمتها شکر می کنم."
|
21 اسفند 85 - 07:05 | |
عظمت همواره در جستجوی چشمی است كه او را ببیند ،
و خوبی همواره در انتظار خردی است كه او را بشناسد
و زیبایی همواره تشنه ی دلی كه به او عشق ورزد
و جبروت نیازمند اراده ای كه در برابرش ، به دلخواه ، رام گردد
و غرور در آرزوی عصیان مغروری كه بشكندش و سیرابش كند
|











