لیست توصیفنامه ها28 مرداد 87 - 11:46 | |
اگه آخرین مسافر ... اگه آخرین سوارم ... اگه آخرین سوار ... جاده های انتظارم... اگه در حال فرارم ... اگه باخته در قمارم ... اگه موجی بی قرارم... اگه ساحلی ندارم ... هنوزم من آخرین تیر ... توی ترکش بهارم ... منتظر باید بمونم ... زنده ام از انتظارم... انتظار فقط اینه ... که به جای قهر و کینه ... من صدای عشق باشم ... از مدینه تا مدینه ... آخرین صدای عاشق ... شرح ماجرای عاشق ... منم و صدای خستم ... نی بینوای عاشق ... جاده ام تا ابدیت ... به تنم غبار غربت ... کولبار من روایت ... از نیستان شکایت ... اگه دل سنگ زمین بود ... حرف من کی دلنشین بود ... عشق به من گفت که بخونم ... که صدای آخرین بود ... عشق به من گفت که بخونم ... منتظر باید بمونم ... حرفشو به گوش دنیا ... به همه جا برسونم ... اگه آخرین مسافر ... اگه آخرین سوارم ... اگه آخرین سوار ... جاده های انتظارم ... میدونم صدام غمینه... حنجره ام زخمی ترینه... اما از دولت عشقه ... که صدام به دل می شینه ... انتظارم فقط اینه ... که به جای قهر و کینه ... من صدای عشق باشم ... از مدینه تا مدینه... |
27 تیر 87 - 01:46 | |
گفته بودی كه چرامحو تماشای منی ؟
وآنچنان مات كه یكدم مژه برهم نزنی ؟
مژه برهم نزنم تا كه زدستم نرود
ناز چشم تو بقدر مژه برهم زدنی !
===================
پا روی عهد بگذار
از یار دست بردار
گفتم به خویش صد بار
اما دلم نیامد
=================
عمری مرا به مهر و وفا آزموده است
داند كه آن نیم كه كنم رو به هر دری
او نیز مایل است به عهدش وفا كند
اما اگر خدا بدهد عمر دیگری....!
|
26 تیر 87 - 17:35 | |
وقتی تو رو نمیبینم ، یا که نمیشنوم صدات...
وقتی که دلتنگت میشم ، یا که میام تو لحظه هات...
وقتی که تو تنهاییام ، حس غریبی رو دارم...
وقتی که واسه دیدنت ، یه لحظه آروم ندارم...
تازه میفهمم ، که چه قدر دوری تو سخته برام...
میخوام ببینمت پیشم ، این آرزو بخته برام...
|
24 تیر 87 - 18:44 | |
تفاوتهای خون و اشک ۱- خون قرمزه رنگه عشقه ، اشک بیرنگه درد عشقه ۲- خون وقتی میاد بیرون میسوزه اما اشک اول میسوزه بعد بیرون میاد ۳ - خون مال زخم جسمه ولی اشک مال زخم روحه ۴ - جای زخم خون خوب میشه ولی مال اشک خوب نمیشه ۵ - خون همیشه مال درد و غمه ولی اشک بعضی وقتا مال خوشحالیه ۶ - جلوی خون و میشه گرفت ولی اشک رو نه ۷ - از جاری شدن
|
23 تیر 87 - 13:21 | |
روزهای بهانه و تشویش...
روزگار ترانه و اندوه...
روز های بلند و بی فرجام...
از فغان نگفته ها انبوه...
روزگار سکوت و تنهایی...
پی هم اونس خویشتن گشتن...
سالخوردن به کوچه های غریب...
تیغه افسوس بر فرا آوردم...
من از این خسته ام که میبینم...
تیرگی هست و شب چراغی نیست...
پشت دیوارهای تو در تو...
هیچ سبزینه ای ز، باغی نیست...
روزهای دروغ و صد رنگی...
پوچ و خال ؛ زدل سپردنها...
روزگار پلید و دژخیمی...
بر سر دار یار بردنها...
روزگار هلاک بلبلها...
جغد ها به شاخه دیدن...
روزگاری که نیستی گر هیچ...
در ، کَت مرد ها پلنگ است...
من از این خسته ام که میبینم...
تیرگی هست و شب چراغی نیست...
پشت دیوارهای تو در تو...
هیچ سبزینه ای ز، باغی نیست...
|
12 بهمن 86 - 04:26 | |
salam sharmande gharz mozahemat bod k anjam shod manm khastam to liste tosif namehat basham vali chon sa at alan 4 sobhe mokham nemikeshe ye bit sher begm vagarna to moshaeraton shrkat mikardam bye kheyli khoshhal mishm bahaton bishtar ashna sham |










