تبلیغات


__
لیست توصیفنامه ها
6 آبان 87 - 12:09
آنگاه كه غرور كسی را له می كنی، آنگاه كه كاخ آرزوهای كسی را ویران می كنی، آنگاه كه شمع امید كسی را خاموش می كنی، آنگاه كه بنده ای را نادیده می انگاری ، آنگاه كه حتی گوشت را می بندی تا صدای خرد شدن غرورش را نشنوی، آنگاه كه خدا را می بینی و بنده خدا را نادیده می گیری ، می خواهم بدانم،دستانت را بسوی كدام آسمان دراز می كنی تا برای خوشبختی خودت دعا كنی؟
6 آبان 87 - 12:09
آه از راه محبت كه چه بی‌پایان است با دو منزل كه یكی وصل و یكی هجران است
6 آبان 87 - 12:05
تكیه به شونه هام نكن من از تو افتاده ترم ما كه به هم نمی رسیم بسه دیگه بزار برم كی گفته بود به جرم عشق یه عمری پرپرت كنم حیف تو نیست كنج قفس چادر غم سرت كنم من نه قلندر شبم نه قهرمان قصه ها نه برده ی حلقه به گوش نه ناجی فرشته ها من عاشقم همینو بس غصه نداره بی كسیم قشنگیه قسمت ماست كه ما به هم نمی رسیم
6 آبان 87 - 11:22
هر چند که دلتنگ تر از تنگ بلورم با کوه غمت سنگ تر از سنگ صبورم اندوه من انبوه تر از دامن الوند بشکوه تر از کوه دماوند غرورم یک عمر پریشانی دل بسته به مویی است تنها سر مویی ز سر موی تو دورم ای عشق به شوق تو گذر می کنم از خویش تو قاف قرار من و من عین عبورم بگذار به بالای بلند تو ببالم کز تیره ی نیلوفرم و تشنه ی نورم
2 آبان 87 - 14:40
عاشقان را چشم معنایی نداشت عاشقی گر٬ نور دیده بایدت عاشقان را نفس معنایی نداشت عاشقی گر٬ امر مولا بایدت عاشقان را ترس معنایی نداشت عاشقی گر٬ رعب الله بایدت عاشقان را خشم معنایی نداشت عاشقی گر٬ کظم غیظی بایدت عاشقان را زخم معنایی نداشت عاشقی گر٬ خون فشاندن بایدت عاشقان را اخم معنایی نداشت عاشقی گر٬ خنده بر لب بایدت عاشقان را مرگ معنایی نداشت عاشقی گر٬ جان نهادن بایدت عاشقان را خنده معنایی نداشت عاشقی گر، اشك دیده بایدت عاشقان را هوش معنایی نداشت عاشقی گر مست مستان بایدت عاشقان را درد معنایی نداشت عاشقی گر٬ درد هجران بایدت عاشقان را کبر معنایی نداشت عاشقی گر٬ سر به زیری بایدت عاشقان را نام معنایی نداشت عاشقی گر٬ حسن نیت بایدت عاشقان را خواب معنایی نداشت عاشقی گر٬ شب٬ نمازی بایدت عاشقان را باخت معنایی نداشت عاشقی گر٬ برد اکبر بایدت عاشقان را چهره معنایی نداشت عاشقی گر٬ نیک سیرت بایدت عاشقان را "این منم" معنا نداشت عاشقی گر٬ سجده بر خون بایدت عاشقان را ادعا معنا نداشت عاشقی گر٬ بی ریایی بایدت عاشقان را خستگی معنا نداشت عاشقی گر٬ استقامت بایدت عاشقان را معصیت معنا نداشت عاشقی گر٬ پاک و طاهر بایدت عاشقان را این جهان معنا نداشت عاشقی گر٬ شوق رفتن بایدت عاشقان را سر به تن معنا نداشت عاشقی گر٬ سر بریدن بایدت عاشقی گر٬ عشق بازی بایدت عشق بازی با خدایت بایدت عاشقان را حب الله بود و بس حب الله٬ حب الله بایدت و این شهادت معنی عشاق بود مرگ در راه الهی بایدت *** عاشقی گر٬ حب احمد بایدت عاشقی گر٬ حب مولا بایدت عاشقی گر٬ حب زهرا بایدت عاشقی گر٬ حب هر نیکی نهشت بر دل و جان و وجودت بایدت
1 آبان 87 - 00:25
نمیدانم پس از مرگم چه خواهد شد نمی خواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم چه خواهد ساخت ولی بسیار مشتاقم که از خاک گلویم سوتکی سازد گلویم سوتکی باشد به دست کودکی گستاخ و با زیگوش و او یک ریز و پی در پی دمش را سخت با گلویم بفشارد و خواب خفتگان خفته را آشفته تر سازد بدین سان بشکند در من سکوت مرگبارم را
__