لیست توصیفنامه ها18 مهر 87 - 14:59 | |
_______¤¤¤¤¤¤¤¤____________¤¤¤¤¤¤¤¤¤__________ _______¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤_______¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤_______ _____¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤__¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤_____ ___¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤_______¤¤¤¤¤___ __¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤_________¤¤¤¤__ _¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤________¤¤¤¤_ _¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤_____¤¤¤¤¤ ¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤___¤¤¤¤¤ ¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤_¤¤¤¤¤¤ ¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤ ¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤ _¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤_ __¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤__ ____¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤____ ______¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤______ _________¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤_________ ____________¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤____________ ______________¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤______________ _________________¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤________________ ___________________¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤___________________ _____________________¤¤¤¤¤¤_____________________ ______________________¤¤¤¤______________________ _______________________¤________________________
|
20 شهریور 87 - 15:49 | |
شکوفه های نگاه توست که عطر خاطره های دور را به یادم می آرد سخاوت دستهای زیبای توست که گل عشق در باغچه خانه مان می کارد واژه های قشنگ و پر معنای توست که در دفتر عشقم به یادگار می ماند اندوه از دست دادن توست که غبار مرگ بر دلم می افشاند اندیشیدن به چشمان بی پروای توست که خواب ناز را از دیدگانم می رباید پیوند دستهای من و توست که شوق زندگی در دلم می رویاند وعده های پر امید توست که برایم نوید خوشبختی به ارمغان می آرد شبنم اشکهای توست که بر چهره ام گلهای غم می کارد صدای آشنای توست که مرا پیوسته به سوی خود می خواند ای بهترین بهترینها |
2 شهریور 87 - 18:04 | |
زندگی آب راهی است به نام وفا می ریزد به جویی به نام صفا می رود به رودی به نام عشق می رسد به دریایی به نام وداع |
26 مرداد 87 - 19:48 | |
بی تو امشب باز یک گوشه نشستم در خیالم آمدم پیش تو و گفتم که خستم از همه چیز و همه کس به تو گفتم های های گریه کردم زار زار ناله کردم گفتم اینجا غصه دارم هیچکس را هم ندارم از همه چیز و همه کس من گسستم با همین دستهای بستم مثل اینکه کودک هستم از تو پرسیدم تو میدانی که هستم؟ تو به من خندیدی و گفتی که باز هم در این دنیای زیبا چشم بر خوبیها بستم |
12 تیر 87 - 19:48 | |
شیشه ای می شكند یك نفر می پرسد چرا شیشه شكست؟ مادر می گوید شاید این رفع بلاست ... یك نفر زمزمه كرد باد سرد وحشی مثل یك كودك شیطان آمد ...شیشه ی پنجره را زود شكست ...كاش امشب كه دلم مثل آن شیشه ی مغرور می شكست عابری خنده كنان می امد ...تكه ای از آن را بر می داشت مرهمی بر دل تنگم می شد ... اما امشب دیدم هیچ كس هیچ نگفت غصه ام را نشنید از خودم می پرسم ارزش قلب من از شیشه ی پنجره هم كمتر است؟؟؟ دل،سخت شكست اما هیچ كس هیچ نگفت و نپرسید چرا؟؟؟؟؟ |
25 خرداد 87 - 20:43 | |
هر کس به طریقی دل ما می شکند بیگانه جدا ، دوست جدا می شکند بیگانه گر می شکند حرفی نیست از دوست بپرسید که چرا می شکند گل همیشه نازم نبودی چاره سازم نکردی مهربونی به قلب پر نیازم آخه این اسمش وفا نیست راه و رسم عاشقا نیست وقتی که دلم گرفته ، دل شکستن که روا نیست تویی که بر سر من عشقتو منت میذاری رنجی که به من میدی پای محبت میذاری تویی که با همه مهری که به من داری پس چرا سوختنمو به پای عادت میذاری محتاج محبتم خدایا مددی کن شاید که خدا بگیره دست پر نیازم شاید که خدا بتونه باشه چاره سازم |









