لیست توصیفنامه ها19 مهر 87 - 17:34 | |
888888888111111118888881111111188888888888888888888888888888888888888888888888888888 888888881111111111888811111111118888888888888888888888888888888888888888888888888888 888888811111111111188111111111111888888888888888888888888888888888888888888888888888 888888811111111111111111221111111888888888888888888888888888888888888888888888888888 888888811111111111111111221111111888888888888888888888888888888888888888888888888888 888888881111111111111111221111118888888888888888888888888888888888888888888818888888 888888888111111111111111111111188888888888888888888888888888888888888818881118888888 888888888811111111111111111111888888888888888888888888888888888888881118881118888888 888888888881111111111111111118888888888888888888888888888888111188881118881118888888 888888888888811111111111111888888888888888888811118881111881111118881118881118888888 888888888888888111111111188888888888888888118881118881118811188111881118881118888888 888888888888888881111118888888888888811111118881118111888111188111181118881118888888 888888888888888888888888811188888111811188888888111118888111188111181118881118888888 888888888888888881111888811188888111811188118888811118888111188111181118881118888888 888888888818888811111188881118881118811111118888811188888811188111888111111188888888 881888881118888111881118881118881118811111118888811188888881111118888811111888888888 111888881118881111881111888111811188811188888888811188888888111188888888888888888888 111888881118881111881111888111811188811188118888811188888888888888888888888888888888 111888881118881111881111888111811188811111118888888888888888888888888888888888888888 111888881118888111881118888811111888888888888888888888888888888888888888888888888888 111888881118818811111188888881118888888888888888888888888888888888888888888888888888 111888881111118881111888888888888888888888888888888888888888888888888888888888888888 111888881111118888888888888888888888888888888888888888888888888888888888888888888888 111888881188888888888888888888888888888888888888888888888888888888888888888888888888 111888888888888888888888888888888888888888888888888888888888888888888888888888888888 188888888888888888888888888888888888888888888888888888888888888888888888888888888888 |
25 شهریور 87 - 10:43 | |
از آنجا که تو در آن خلق شدی در آن شب اسرارآمیز هرگز پژمرده نمی شوی در روح خاموش من ... تنها در یک قطره ی اشک برسراسر زندگی ام می گریم و توهمان فرشته ای که در آن باقی می ماند خوشنودی ام را ابراز کن فقط برای لحظه ی آخر که من به انتها نزدیک می شوم... قلبم بی جان افتاده و یخ زده بیرون از تلخی بسیار چون آتش شهوت سوخت در گور شیرین تنهایی اش من تاریکی خاموشم من درد افسردگی ام من تنهایی ای هستم که ناتوان از پر کردن پوچی من فریاد غصه ام بسیار احساس تنهایی و خلأ می کنم احساس سردی و کمبود مکانی دهشتناک در دنیای افسرده بسیار پایین تر از آن جهنم عمیق زبانه بکش ... تنها چیزی که همواره خواستم یک بوسه بود و نقاشی کردن یک قطره اشک از تو تمام وجودم بر شب و شهوت ساکن است ... روحم زیر ماه افسونگر زنده است من تاریکی خاموشم من درد افسردگی ام من تنهایی ای هستم که توان پرکردن پوچی را ندارد من فریاد غصه ام روح من به روح تو بسته است نمی توانم خودم را از تو جدا کنم !... |
24 شهریور 87 - 21:40 | |
روزی شخصی در حال نماز خواندن در راهی بود و مجنون بدون این که متوجه شود از بین او و مهرش عبور کزد مرد نمازش را قطع کرد و داد زد هی چرا بین من و خدایم فاصله انداختی مجنون به خود آمد و گفت من که عاشق لیلی هستم تورا ندیدم تو که عاشق خدای لیلی هستی چگونه مرا دیدی |
28 مرداد 87 - 16:09 | |
بر ماسه ها نوشتم : - دریای هستی من از عشق توست سرشار این را به یاد بسپار ! بر ماسه ها نوشتی : - ای همزبان دیرین این ارزوی پاکی ست اما به باد بسپار! خیزاب تیز بالی ناز و نیاز ما را می شست و پاک می کرد ! بر باد رفتنی را می برد و خاک می کرد ! دریا ترانه خوان مست سر بر کرانه می زد وان اتش نهفته در ما زبانه می زد .... |
12 مرداد 87 - 10:39 | |
اوایل کوچک بود.یعنی من این طور فکر می کردم.اما بعد بزرگ و بزرگتر شد.آن قدر که دیگر نمی شد آن را در غزلی یا قصه ای یا حتی دلی حبس کرد.حجم اش بزرگتر از دل شد و من همیشه از چیزهایی که حجم شان بزرگتر از دل می شود، می ترسم.از چیزهایی که برای نگاه کردشان- بس که بزرگ اند- باید فاصله بگیرم، می ترسم. از وقتی که فهمیدم ابعاد بزرگی اش را نمی توانم با کلمات اندازه بگیرم یا در"دوستت دارم" خلاصه اش کنم،به شدت ترسیده ام.از حقارت خودم لج ام گرفته است.از ناتوانی و کوچکی روح ام. فکر می کردم همیشه کوچک تر از من باقی خواهد ماند. فکر می کردم این من هستم که او را آفریده ام و برای همیشه آفریده ی من باقی خواهد ماند. اما نماند.به سرعت بزرگ شد. از لای انگشتان من لغزید و گریخت. آنقدر که من مقهور آن شدم.آنقدر که وسعت اش از مرزهای "دوست داشتن" فراتر رفت.آنقدر که دیگر از من فرمان نمی برد. آنقدر که حالا می خواهد مرا در خودش محو کند.اکنون من با همه ی توانی که برایم باقی مانده است می گویم "دوستت دارم" تا شاید اندکی از فشار غریبی که بر روح ام حس می کنم رها شوم .تا گوی داغ را،برای لحظه ای هم که شده،بیندازم روی زمین. ************ تولد یک اشک دیریست به انتظار نشستهای! انتظاری سخت و کشنده ! انتظارت سرمیرسد ! او را میبینی که چه غریبانه دست در دست رقیب، خرامان دور میشود و رفته رفته صدای قهقهه مستانهشان در فضای شالیزار میپیچد ! انتظارت سرمیرسد ! میچکی و زیر پای عابران به فنا میرسی ! آخرین عبارت من فدای قامت تو ! ای اشک خونین ! تولّدت مبــارک ! ************ با خود عهد بستم فراموشت کنم، نفس هایم را در سینه حبس کردم، پرده ای سیاه به یادت آویختم، زندگی را فراموش کردم. خاطراتت را ناباورانه به دور ریختم.... اما نشد ... باور کن نشد فراموشت کنم ************ می خوانمت…… می خوانمت به نام سزاوار دیگری ای انکه از حریم تکلم فراتری می ایی و به وزن صداقت برای عشق صدها غزل, شقایق ابی می اوری بر عجز ناتمام افقهای شبزده اعجاز پر فروغ طلوع مکرری تو قبله گاه باور چندین طلوع سبز معبود بی نیاز هزاران صنوبری می خوانمت به نام غریبه به نام خویش می خوانمت به نام سزاوار دیگر ی...! همدم شبهایم...! |
29 تیر 87 - 18:21 | |
دوستت دارم تو را من دوست می دارم به شیدایی به شور عشق به مجنون پرُ آوازه به قطره قطره ی باران به گلبرگ تر و تازه به هر یادی که در خاطر به یادت بسته شیرازه به چشمانت که می دوزد نگاهم را به دَروازه تو را من دوست می دارم نمی دانم، نمی دا نم چه اندازه به گل هایی که می روید بهاران در دل صحرا به دشت سینه عاشق که می سوزد زهجران ها به سوگند دو دل با هم که می بندند پیمان ها به گرمایی که می بخشد نگاهی بر دل شیدا تو را من دوست می دارم به آبی وسعت دریا به اشک شوق دیداری به پایان شب هجران به مستی و صفای می به شور و عشق بی پایان به غوغای دل عاشق به صبح وصل مشتاقان به لحظه لحظه با یادت که آرامش دهد بر جان تو را من دوست می دارم |







