لیست توصیفنامه ها24 بهمن 86 - 14:08 | |
با سلام
نازنین خانم
با توجه به اینکه من نه شما را می شناسم و شناختی از شما ( از طرز فکر شما ) دارم به همین خاطر در اول دوستی تان را تائید کردم ولی با توجه به اینککه تو را نمی شناسم تو را از لیست دوستانم حذف خواهم کرد.
من اول هم اینو گفته بودم که اگر تو را نشناسم از لیست دوستانم حذف خواهم کرد.
ببخشید که جعبه پیامتون پر بود مجبور شدم توصیفنامه اش کنم.
موفق و موئید باشید |
24 بهمن 86 - 11:15 | |
بی مزه
مثلا" میخوای بگی خیلی مهمی كه حاضر به گفتگوی زنده نیستی
یا اینكه خیلی سرت شلوغه
|
24 بهمن 86 - 09:44 | |
گفتی : "به روزگاری مهری نشسته!" گفتم :
"بیرون نمیتوان کرد، حتی به روزگاران"
بیگانگی ز حد رفت، ای آشنا مپرهیز
زین عاشق ِ پشیمان، سرخیل شرمساران
پیش از من و تو بسیار بودند و نقش بستند
دیوار ِ زندگی را زین گونه یادگاران
وین نغمهء محبت، بعد از من و تو مانَد
تا در زمانه باقیست آواز ِ باد و باران
|
24 بهمن 86 - 00:40 | |
همه ی مداد رنگی ها مشغول بودند...به جز مداد سفید...هیچ کسی به او کار نمی داد...همه می گفتند:{تو به هیچ دردی نمی خوری}...یک شب که مداد رنگی ها...توی سیاهی کاغذ گم شده بودند...مداد سفید تا صبح کار کرد...ماه کشید...مهتاب کشید...و آنقدر ستاره کشید که کوچک وکوچک و کوچک تر شد...صبح توی جعبه ی مداد رنگی...جای خالی او...با هیچ رنگی پر نشد
|
24 بهمن 86 - 00:37 | |
بگذار در این قصه
پروانه سرمست بماند
بلبل بخواند
دشت بخندد
چهرۀ من و تو
شاداب بماند
بگذار که بد خواه بداند
در سیطرۀ ما
سَر خود ، اگر از دربیآید
نتواند ، نتواند
|
23 بهمن 86 - 19:52 | |
سلام و درود:
سركار خانم نازنین خسروی ماشا الله و صد ماشا الله...
توی یك روز بالای 300 نفر دوست پیدا كردید. توی هر پروژه ای میخوای شركت كنید من حاضر به همكاری با شما هستم معلومه كه از اون دخترای فعال و خوش فكری. البته نظر به اینكه ما شاالله فوق العاده زیبا هستی یكم احتیاط كن. هر مشكلی براتون پیش اومد به من خبر بده. ضمنا من به یك همكار فعال و كامپیوتری و البته خوشتیپی مثل سركار برای همكاری در دفتر حقوقی نیازمندم. بعدا به شما اطلاع میدم. برایم پیغام بذار. موفق باشید و شاد. احمدی. |









