تبلیغات


__
لیست توصیفنامه ها
15 تیر 84 - 03:57
سلام عزیز دل امیدوارم خوب و شاداب و موفق باشی یه دنیا آرزوی بزرگ و شیرین تو یه دل مهربون برای بهترین کسی که زیاد دوستش داری یه دنیا احساس تو حرفات بنویس از بهترین ارزوها برای بهترین آدمهازودی بیا که منتظرتیم دست خالی نیا یه چیز هم برامون بنویس قربانت www.cloob.com/club.php?id=9052 این هم ادرسش آرزو دارم غرق در خوشبختی رسیدن به ارزوهایت باشی
14 تیر 84 - 03:43
درود بر شما خوبی ؟ من روز پنجشنبه ۱۶/۴/۸۴ تهران می آیم خوشحال میشم اگه بتوانم دیداری با شما داشته باشم منتظر تماس شما هستم شاهرخ ۰۹۱۱۱۱۵۴۳۹۰
7 تیر 84 - 10:59
اگر دوست داشتی من را به عنوان دوست خود انتخاب کن علی فاتحی
7 تیر 84 - 10:57
اگر دوست داشتی من را به عنوان دوست خود انتخاب کن علی فاتحی
24 خرداد 84 - 20:18
: ازشمادعوت میکنم که درصورت تمایل درکلوب...آرایش...باآدرس www.cloob.com/club.php?id=8261 عضوشوید. متشکرم.موفق باشید
15 خرداد 84 - 11:56
کرم شبتاب چه موجود عجیبیه! نور توی ذاتشه، تو وجودشه. توی تاریکی شب، میون ظلماتی که هیچ راهی از بیراه پیدا نیست، میتابه. میتابه و راه رو برای خودش و همۀ راه گمکردگانی که به دنبال کورسوی امیدی در انتهای راهند، نمایان میکنه. شاید خودش هم ندونه! ولی چه اهمیتی داره! اون از جنس نوره! اون راهنماست... کاش ما هم نوری داشتیم. کاش میتونستیم بتابیم، کاش میتونستیم راهی رو روشن کنیم، نه برای دیگران، که برای خودمون! که به بیراهه نریم، که تو گودال نیفتیم، که تو تاریکیهای زندگی گم نشیم... افسوس! ما نمیتونیم، ما از جنس نور نیستیم، ما از سیاهیه خاکیم! اما نه! هستند آدمهائی از جنس همین خاک تیره، که نورانی اند، که میتابند، راه رو روشن میکنن، با کلامشون، با قلمشون، با نگاهشون و با ... فقط باید ببینیم! باید بخوایم که ببینیم، باید بگردیم، باید حرکت کنیم، در امتداد نور، بدنبال شبتاب...
__